آقا مرتضی تهرانی می فرماید مدتی من نتونستم نماز شب بخونم آخه علما و بزرگان نماز شب نخونن نمیشه باید بخونن میگه من چندسال نتونستم نماز شب بخونم بخاطر اینکه مادرم بیمار شده بود شب ها خوابش نمی برد و باید یه نفر وا میستاد با مادرم حرف می زد و حرف هایش را گوش می داد میگه من تا آخر شب وامی ایستادم گوش به حرفهایش می دادم بخاطر همین نمی تونستم نماز شب بخونم قصه می گفت و حرف می زد منم گوش میدادم