بسم الله الرّحمن الرّحیم
داستان حضرت عیسی بن مریم علیهما السلام _ قسمت سیزدهم
در رابطه با قصه های حضرت عیسی علیه السلام چند تا داستان کوتاه عرض می کنیم.
در روایات هست که روزی حضرت عیسی علیه السلام با حواریون خودش مسیری رو می رفتند
یک مرتبه یک سگ مرده گندیده ای رو ديدن که افتاده حواریون دماغشون رو گرفتند گفتند وای وای…
چقدر متعفن این بوی سگ حالمون بد شد حضرت عیسی فرمود و چه بسیار
سفید و خوش آیند است دندان های این سگ حضرت می خواست این ها رو
آگاه بکنه که نظر به عیوب مردم نکنید هرچند که عیب این ها زیاد باشه
بلکه صفات خوب این ها رو در نظر داشته باشید. همینطور روایت هست روزی اون حضرت رو یک
باران تندی یک رعدی صاعقه ای گرفت خیلی مضطرب شد که چه کنیم دنبال پناهی می گشت
چشمش به یه خیمه ای از دور افتاد نزدیک خیمه شد دید زنی در اون خیمه هست خب حیا غیرت
اجازه نداد که وارد اون خیمه اون زن بشه برگشت رفت به سمت یه غاری که در کوهی بود
خواست که وارد غار بشه دید یک شیری در اونجا هست دستش رو به آسمون
بلند کرد گفت خدایا برای هر چیزی یک ماوایی قرار دادی برای من پناهی قرار
نداده ای خدای عزوجل وحی کرد که ای عیسی ماوای تو میدونی کجاست در محل قرار رحمت من هست تو پیش منی
به عزت خودم قسم که به عقد تو درمیاد در روز قیامت صد حوریه ای که به دست
قدرت خودم خلق شون کردم و در دامادی تو من چهار هزار سال مردم رو اطعام میکنم
که هر روز اون سالها مانند عمر تمام دنیا باشه و تمر می کنم منادی رو
که ندا کند کجایند اون ها که ترک دنیا کرده بودند حاضر بشید در دامان زاهد
دنیا عیسی بن مریم علی نبینا و آله و علیه السلام خب اینجا یه نکته ای رو
در رابطه با زهد خدمتتون عرض بکنیم ببینید معنای زهد خیلی مورد بحثه
آقایان و علما و بزرگان هست غالبا توضیحی که در رابطه با زهد داده
میشود این است که زهد یعنی بی رغبتی بی میلی به دنیا نه اینکه نداشته باشه
یعنی این که نسبت بهش رغبت نداشته باشه اما اون چیزی که ما از این قصه ها
می فهمیم معنای درست زهد معنای واقعی زهد این است که بی رغبتی به
دنیا که نتیجه اش ترک دنیا باشه این که حالا طرف یک خانه ویلایی آنچنانی و
ماشین های گران قیمت و کارخانه و اینها داشته باشد و بعد بهش بگیم
زاهد اين که نمیشه زاهد یعنی نهایت بی رغبتی به دنیا که خروجیش ترک دنیا باشه
اینو میگن زاهد ، زاهد یعنی حضرت عیسی. در حدیث دیگر هست که دنیا رو مصور کردند
برای حضرت عیسی علیه السلام بصورت پیر زالی مهیب که دندان هاش ریخته بود
اما این پیر زال خودش رو به همه زینت ها آراسته بود
ببینید حقیقت دنیا همینه ها پیر زالی که مهیب دندانهاش ریخته است اما خودش
رو آراسته میکنه اون حضرت از او پرسید که ای دنیا تو چندتا شوهر کرده ای
گفت انقدر شوهر کردم که اصلا قابل شمارش نیست حضرت عیسی فرمود
که بگو ببینم همه اینها مردند؟ یا همه این ها که با تو ازدواج کردند تو رو طلاقت
دادند که حالا آمدی سراغ ما گفت که یا عیسی بلکه همه رو کشتم نه مردند نه طلاق دادند من رو بلکه همه رو کشتم
حضرت عیسی علیه السلام فرمود وای بر حال شوهرهای باقیمانده تو که می بینند
که تو هر روز یکی رو میکشی و از تو حذر نمی کنند و عبرت از حال گذشتگان
نمی گیرند. در یک روایت دیگری هست روزی حضرت عیسی علیه السلام نشسته بود
نظر می کرد به مرد پیری که بیلی به دست گرفته بود پیرمرد فرتوت قدش دوتا شده
اما بیل دستشه و به اهتمام تمام زمین رو داره زراعت میکنه
حضرت عیسی عرض کرد خدایا بارالها طول عمل رو یعنی آرزوهای دنیایی رو
از او بردار از قلبش بردار دعای اون حضرت مستجاب شد یکمرتبه دید پیرمرد بیل از دستش انداخت و دراز کشید خوابید
حضرت عیسی گفت خدایا طول عمل رو آرزوها رو به او برگردون همون لحظه
دید پیرمرد بلند شد و بیل رو گرفت و مشغول کار شد حضرت رفت پرسید گفت چرا بیل رو انداختی و چرا بیل رو برداشتی
گفت در وسط کار که بودم یهو به خاطرم افتاد که تا کی کار کنم به این مرتبت
از پیری رسیدی نمی دونی که عمرت چقدر مونده میگه دلم یهو خالی شد بیل رو
انداختم و خوابیدم باز به ذهنم خطور کرد که تا زنده ای خب باید معیشتی چیزی باشه که بخوری
یهو بلند شدم مشغول کار شدم این عالم خلقت عجيب و غريبه اگر یک چیزیش کم و زیاد
بشه می بینی به هم میریزه. به سند معتبر از نبی مکرم صلی الله علیه و آله و سلم هست
که حواریون به حضرت عیسی عرض کردند ای روح الله شما بفرمایید ما با چه کسانی همنشینی کنیم حضرت عیسی فرمود
با کسانی بنشینید که خدا رو به یاد شما میارن دیدن اونها باعث این میشه که شما یاد خدا بیفتید
با کسانی بنشينيد که در علم شما گفتار اون ها یه چیزی اضافه بکنه
به علم شما بیفزایه و سومین خصوصیت با کسانی رفت و آمد کنید و نشست و
برخاست کنید که رغبت شما رو در آخرت بیشتر بکنه رفتار اون ها کردار اونها
طوریه که باعث میشه شما نسبت به آخرت ذوق پیدا کنی .
به سند معتبر از امام صادق علیهالسلام هست که حضرت عیسی علیه السلام
عبور کردند بر جماعتی که اونها می گریستن پرسید که شما برای چی گریه می کنید گفتند بر گناهان خودشون می گریند
حضرت فرمود ترک کنند خب چرا گناه می کنند بعد مثلا اینجوری گریه کنند ترک کنند گناه نکنند تا خدا بیامرزه یعنی
همین که شما گناه رو کنار بگذارید خدا هم می آمرزش در حدیث معتبر دیگر
هست از حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم فرمود روزی حضرت عیسی
از کنار یک قبری عبور داشت دید صاحب قبر رو دارن عذاب می کنند سال دیگه از کنار همون قبر گذشت دید صاحب
قبر رو عذاب نمی کنند مناجات کرد خدایا سال قبل من از کنار این قبر گذشتم
صاحبش رو عذاب می کردند امسال که عبور کردم عذاب برطرف شد سبب چیه
وحی رسید به حضرت عیسی ای روح الله صاحب این قبر فرزندی داشت این فرزندش به حد بلوغ که رسید
صالح شد راهی از راه های مسلمانان را اصلاح کرد که عبور و مرور مردم آسان
بشود مثلا یه جاده ای رو ساخت و یتیمی رو بهش جا داد پس من آمرزیدم او رو
به اونچه که فرزند او کرد چون بچه اش صالح شد و اینها من هم این بابا رو که مستحق عذاب بود رو نجات
دادم فرمود روزی عیسی علیه السلام به یحیی گفت اگر در حق تو بدی رو بکند که
در تو باشه اون بدی بدون که اون گناهی که به یاد تو آوردن پس سریع توبه کن استغفار کن
پس عزیزان دل من اگه کسی شما رو مزمت کرد شماتت کرد به یه بدی شما می بینید
اون بدی در وجودت هست یادآوری کرده اون بدی رو خب فورا استغفرالله بگید و
اما اگر بگن در حق شما گناهی رو که شما مرتکب نشدید و در شما نیست اون صفت پس بدان که
اون حسنه ای است برای تو که نوشته شده بدون اینکه شما سختی بکشید
یه ثوابی اومد تو پرونده ات عیبی نداره به شما تهمت زدند به شما چیزی گفتند حرفی زدند خب ثوابی اومده تو پرونده ات
خداروشکر کنید. حالا طرف میره نماز شب این همه سختی میکشه تا یه ثوابی گیرش بیاد همینطور مفت و مجانی
برا شما ثواب قرار داده شد خدارو شاکر باشیم حمد بکنیم بابت این نعمت ها.
والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته



