بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
داستان حضرت یونس علیه السلام _ قسمت دوم
عرض سلام و احترام خدمت همه شما بزرگوارانی که مباحث انبیا رو پیگیری میکنید
بنده رو ببخشید عفو بفرمایید بابت کوتاه بودن صوتها به جهت محدودیت هایی
که تو شبکه های پیامرسان و ایتا هست مجبوریم به این شکل ۸ دقیقه ۹ دقیقه ۱۰ دقیقه صوتها رو پر بکنیم
که بتونیم بارگذاری کنیم خب چندتا آیه از خصوص حضرت یونس علیه السلام رو خدمتتون در جلسه پیش عرض کردیم
آیات دیگری هم هست که اين ها رو در این جلسه خدمتتون عرض می کنیم
سوره صافات آیه ۱۳۹ می فرماید جناب یونس از پیامبران مرسل شمرده میشده
پس بعضی ها فکر نکنند فقط او مقام پیامبری داشته نه او پیامبر مرسل بوده
در وقتی که از قوم خودش خارج شد توی کشتی که پر شده بود از متاع و از مردم
پس خب حالا اون اتفاق افتاد که نهنگی در مقابل این ها قرار گرفت و چه و اینها
قرعه زده شد با اهل کشتی در وقتی که اون نهنگ اون ماهی بزرگ در وسط راه کشتی اومد بعد او یعنی جناب یونس از
مغلوبان گردید و قرعه بنام او بیرون آمد قرار شد مثلا یه کسی رو بندازن توی دریا
که اون نهنگ رها کنه کشتی رو مابقی رو رها کنه قرعه انداختن بنام جناب یونس
درآمد پس وقتی یونس علیه السلام رو در دریا انداختن اون ماهی اومد و او رو فرو برد
در شکم خودش و او ملامت کننده بود نفس خودش رو پس اگر نه این بود
که او از تسبیح گویان بود خوشا بحال اونهایی که اهل تسبیح هستند و مخصوصا تسبیحات حضرت زهرا
که این سرمایه ماست برای نجات ما از تاریکی ها و ظلمت ها و مادیات و گرفتاری ها و برای رهایی از شيطان
همیشه در شکم ماهی می ماند تا روزی که زنده شوند مردم در قیامت. خب این هم آیات از سوره صافات هستش
می فرماید پس انداختیم او رو از شکم ماهی به صحرایی که در اون درختی و گیاهی نبود و حال این که او بیمار بود
میگن بدنش به مانند بدن اطفال شده بود در هنگامی که بچه از مادر متولد میشه
چقدر ضعیف و چقدر این نهیف هست بدن حضرت یونس هم به این شکل شده بود
رویانیدیم بر او درختی از کدو که سایه افکنده بود فرستادیم او رو بسوی صد هزار نفر حالا اینجا او رو به معنای بر
می گیرند بلکه زيادتر بعضی به معنای واو می گیرند یعنی صد هزار نفر و زیاده
بعضی ها هم وجوه دیگری رو آوردند که نمی خوایم به اونها مشغول بشیم
میگن صدو بیست هزار نفر بودند صد و سی هزار نفر بودند… اين ها اختلافاتی
هستش که در تفاسیر موجود است صرف نظر می کنیم از این ها.
ایمان آوردند اون ها پس اون ها رو برخوردار گردانیدیم تا آخر عمرشون و در جای دیگر
می فرمایند که سوره قلم آیه ۴۸ می فرماید مباش مانند صاحب ماهی
صاحب ماهی در مباحث گذشته گفتیم حضرت یونس هست وقتی ندا کرد
در شکم ماهی و حال آنکه محبوس بود و مملو از خشم و اندوه شده بود
اگر نه این بود که تدارک کرد جبران کرد با اون لا اله الا انت و اون کنت من الظالمین
و با اون سبحانک و تسبیح و اینها تدارک کرد و دریافت او رو نعمتی از پروردگار خود
اگر این نبود هر آینه می افتاد در بیابان خالی و او محل ملامت و مزمت بود
خب حالا این ها رو انشالله به جهت روایی جلسات بعد توضیح خواهیم داد
منتها حالا ما عرضم کردیم این دوتا جلسات ابتدایی درباره حضرت یونس
فقط به آیات و یک ترجمه کوتاه و مختصر اشاره می کنیم پس برگزید او رو پروردگار او و گردانید او رو از صالحان و شایستگان
خب تا اینجا آیات رو ما بحث کردیم حالا یک روایت هم عرض کنیم که این مباحث
رو در این جلسه تکمیل بشود. ببینید از امام صادق علیه السلام نقل است که حق تعالی
دور نکرد عذاب رو از قومی بعد از ظهور آثار اون مگر در قوم یونس
و یونس خب اين ها رو به اسلام دعوت می کرد و اونها ابا می کردند بعد حضرت یونس
خواست که اون ها رو نفرین کنه در میان این امت دو نفر مؤمن بودند
یکی عابد که او رو ملیخا می گفتند و دیگری عالم که او رد روبین می گفتند
عابد به جناب یونس گفت که شما نفرین کن عالم می گفت بابا اين ها رو نفرین نکن این ها رو خدای تبارک و تعالی
خلق شون کرده دوست نداره خدا این ها رو هلاک شون بکنه منتها اگه تو خب دعا
کنی و این ها نفرین تو می گیره و خدا دعای تو رو رد نمی کنه حضرت یونس
سخن عابد رو قبول کرد و بر این ها نفرین کرد حق تعالی وحی کرد به او که عذاب
خواهند فرستاد بر این ها در فلان سال
در فلان ماه و فلان روز چون وعده نزدیک شد یونس علیه السلام با عابد از میان اینها بیرون رفت و عالم در میون این ها
موند و روز نزول که حالا میخواد عذاب نازل بشه عالم به میان اینها اومد و
این ها رو بر حذر داشت گفت برید استغاثه کنید بسوی خدا که خدا به شما رحم بکنه و عذاب رو نفرسته این ها هم
اتفاقا از این عالم متاثر شدند و آمدند و گفتند چجوری جزع بکنیم او گفت که
برید بیابان فرزندان رو از زنان جدا بکنید میان گاوها و شترها و گوسفندان و فرزندان جدایی
بيندازيد و گریه کنید و دعا کنید و به سر و صورت تون بزنید شاید خدا بیامرزدتون همه از
شهر بیرون اومدن و تضرع بسیار و خدا رحم کرد بر این ها و عذاب رو از این ها برگردانید و
عذاب به کوه ها خورد و حضرت یونس بعدها آمد و دید که ای بابا هیچکس هلاک نشده
همه سر کار خودشون هستند زراعت کنندگان سر زمین دارن زراعت می کنند
از یکی از این ها پرسید که مگه عذاب نازل نشد احوال قوم یونس چه شد اونها
نشناختن این یونس هست گفتند یونس بر این ها نفرین کرد و دعای او مستجاب شد و خب عذاب می خواست نازل بشه
منتها این ها جمع شدند و گریه کردند و دعا کردند توبه کردن خدا هم رحم کرد
عذاب رو از این ها برگردانيد و به کوه ها زد و الانم مردم در به در دنبال یونس هستند که به او ایمان بیارن
جناب یونس اینجا دارد غضبناک شد و از میان اینها رفت کنار دریا بعد کشتی
رو دید پربار بود خواهش کرد که من رو سوار بکنید و در میان دریا که قرار گرفتند
یک ماهی بزرگی آند و حضرت یونس وقتی این رو دید دارد که مثلا ترسید اومد به
عقب کشتی ماهی دوباره مثلا اومد و این اهالی کشتی گفتند که حتما یک اهل گناهی در کشتی هستش که تا او
از کشتی نیفته پایین این ماهی رها نمیکنه قرعه انداختن بنام جناب یونس درآمد جناب یونس رو گرفتند و
انداختن توی دریا و ماهی او رو بلعید او رو فرو برد داخل شکمش بعضی از علمای یهود از امیرالمومنین سوال کردند
کدام زندان بود که با صاحبش به اطراف زمین گردید حضرت فرمود اون ماهی که
خدا یونس رو در شکم او محبوس کرد
خب بگذریم حضرت یونس استغاثه کرد در شکم ماهی لا اله انت سبحانک انی کنت من الظالمین
خدا او رو نجات داد حالا این یه مختصری از روایت بود که گفتیم عرض بکنیم
این مبحث تکمیل بشه که حضرت صادق علیهالسلام فرمودند مدت مکث او در شکم ماهی نه ساعت بود .
والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته



