یه حدیثی داریم با این عنوان که حدیث معرفت که معروف است به حدیث نورانیت
و شناخت امیرالمومنین علی علیه السلام به نورانیت
این حدیث رو حاج اسماعیل دولابی ایشون میفرمودند که
جزوه حدیث معرفت امیرالمومنین به نورانیت رو تو جان نمازتون بزارید
و تا ۴۰ روز هر روز یه بار با توجه بخوانید تا به خود امیرالمومنین علیه السلام
راه پیدا کنید یعنی اگر کسی می خواد به آقا امیرالمومنین راه پیدا بکنه
اینو آقای دولابی حاج اسماعیل دولابی فرمودند بزارید تو جانماز تون
روزی یه بار بخونید تا ۴۰ روز بعد ان شاءالله به امیرالمومنین شما یه معرفتی پیدا میکنید
یه راهی پیدا می کنید حالا این حدیث رو علامه مجلسی پسر
اسمش محمد باقر میگه که ذکر والدی رحمه الله
پدرم که رحمت خدا بر او باد ببین چقدر مودب تا اسم پدرش میاد
حالا اسم پدرش محمد تقی ، بابا محمد تقی پسر محمد باقره
کدومش معروفه پسر معروفه اونی که بحارالانوار نوشته محمد باقر
حالا ایشون پسر اسم پدر که میاد طلب رحمت و طلب غفران و اینها میکند
میگه پدرم دید همین حدیث رو حدیث نورانیت این حدیث نورانیت رو دید
فی کتاب عتیق تو یکی از کتابهای یکی از محدثان شیعه
اون رو دیدش که امیرالمومنین یکی از یوی از محدثان شیعه در فضایل امیرالمومنین این حدیث رو گردآورده
من خودمم در یک کتاب عتیقی پیدا کردم و علامه مجلسی این حدیث رو
توی بحارالانوار هم آورده ، میگه که علامه مجلسی از محمد بن صدقه
روایت شده که او گفت ابوذر غفاری از سلمان فارسی
این آقای ابوذر که میشناسید سلمانم که میشناسید
اصحاب آقا رسول خدا و امیرالمومنین بودند این جناب ابوذر از جناب سلمان سوال کرد
گفت یا اباعبدالله کنیه سلمان یا اباعبدالله میشه
ما معرفت الامام امیرالمومنین صلوات الله علیه پس ابوذر از سلمان پرسیده
معرفت آقا امیرالمومنین رو ، داره از امیرالمومنین سوال می کنه
بعد چه جور شناختنی نشناختن به تاریکی شناختن به نورانیت
دیدید قصه ای که مولانا میاره چی بود گفت یه فیلی رو آورده بودند
بعد اینا تو تاریکی اومدن هرکی اومد دست زد به این فیله
یکی دستش به پای این فیل خورد یکی دستش به خرطوم یه کسی دستش به گوش این فیل خورد
دستش به پشت این فیل خورد بعد اومدن از اتاق تاریک بیرون
به اون گفتن فیل چیه اون که دستش به پای فیل خورده بود گفت