به سند های از امام صادق علیه السلام هست که فرمود من انگشت های خودم رو بعد از طعام میلیسم
به مرتبه ای که میترسم خادم من گمان کنه این از حرص منه چنین نیست
بلکه از برای احترام نعمت الهی است
فرمود به درستی که گروهی بودند حقتعالی نعمت فراوان به اونها عطا کرده بود و اینها نهری داشتند که ثرثار میگفتند
پس از وفور نعمت به نانهای نفیس که از مغز خالص گندم پخته بودند
پناه بر خدا اطفال خودشون رو استنتاج
میکردند تا اینکه یه کوهی از این نانهای نجس
جمع شد یه مرد صالحی از اونجا عبور کرد دید یک زنی طفل خودش رو به نان استنتاج میکنه
گفت آی زن از خدا بترس و به این نعمت های الهی مغرور نشید کفران نعمت خدا نکنید
اون زن جواب داد گفت تو ما رو از گرسنگی میترسونی؟
ببین تا این نهر ثرثار جاری هست ما از گرسنگی نمیترسیم
امام صادق علیه السلام میفرماید حق تعالي
برآنها غضب کرد و ثرثار رو از اونها قطع کرد باران آسمان و گیاه زمین رو بر اونهاحبس کرد
به گونه ای که محتاج شدند به اونچه در خونه های خودشون داشتند
غذاهای که در خانه داشته تمام شد از گرسنگی داشتند هلاک میشدند
طوری که محتاج شدن ی همون نان های نجس
ترازو گذاشتند همون نونهارو تقسیم میکردند بین همدیگه
و میخوردندعلی ابن ابراهیم علیه الرحمه روایت کرده که جناب سلیمان نبی امر کرد
لشکرهای خودش رو ک یه خلیجی از دریای شیرین به سوی بلاد هند جاری بکنه
یه سد عظیم از سنگ و آهک بسته بودند که آب بر شهر های قوم سبأ جاری میشد
و از همین خلیج یه راهی چند ب سوی اون سد گشوده بودند
سد سوراخ های داشت حفره داشت هروقت میخاستن حفره هارو میگشودند
آب به اندازه احتیاج جاری میشد دوتا باغستان از را