حاج میثم ذوالقدر

مطالب دینی از حاج آقا ذوالقدر

میثم ذوالقدر

مطالب دینی از حاج آقا ذوالقدر
حضرت می فرماید پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اقامه کرد حجتی برای مردم، پرچم حجت رو میدونید پیامبر مظهر ظهور اسماء ظاهر هست و خودتون بارها شنیدید پا منبرها حضرت یوسف حجت خداست برای عده ای حضرت مریم سلام الله علیها چیه؟ خدای تبارک و تعالی به واسطه ی این پیامبر و اون پیامبر اقامه ی چی میکنه؟ حجت میکنه بر مردم، مثلاََ طرف میاد میگه من جوان بودم و فلان اینجوری شد افتادم تو راه غلط و اشتباه خدا به واسطه ی حضرت یوسف چیکار میکنه؟ اقامه ی حجت میکنه میگه اینکه از تو جوان تر بود خوشکل تر بود پس چرا این تو راه غلط نرفت؟ مگه پیامبر نبود؟ مگه به شما نگفت مگه راه و چاه زندگی رو بهتون نشون نداد؟ ببینید حجت چیزیه که وقتی خدا میاره، اونا دهنشون بسته میشه. امیرالمومنین می فرماید: پیامبر اقامه ی حجت کرد من خودم حجه الله شدم بر خلق اینکه آقا می فرماید برخلق حجت شدم یه چیز عجیبیه خلق یعنی چی، کجای خلق از اون لحظه ای که به دنیا اومدی؟ یا بر مسلمین قبلش چی، یا بر انسانها، اجنه ها چی؟ فقط اجنه ها و انسانها؟ یا ملائکه ها تمام خلق اولش وسطش همه رو میگه. برتمام خلایق من حجت خدا هستم. چجوری میشه؟ ببینید این جز با ولایت تکوینی جور در نمیاد. حضرت می فرماید: خدا برای من قرار داده چیزی رو که برای هیچکدام از اولین و آخرین قرار نداده خدا چیزی به من داده که به هیچکس نداده نه به پیغمبر مرسل داده نه به ملک مقرّبی داده این آثار اون هست.می فرماید: یا سلمان و یا جُندب دوباره اینا رو صدا میزنه خطاب میکنه لبیک یا امیرالمومنین جانم فدات آقا، انگار حضرت یه چیزی رو میگه میبره بالا می چینه درستش می کنه دوباره برمیگرده از اول یه چیزی دیگه بگه و بره بالا، حالا سلمان و ابوذر و جندب رو برده بالا رسونده به جایی دوباره میخواد از اول یه چیزی بچینه و بره بالا، میخواد آثار اون حجه الله رو بگه من بودم کسی که نوح رو حمل کرد سوار کرد بر کشتی و سیرش داد و برد من بودم نوح رو نجات دادم حملش کردم در کشتی به امر پرودگارم منم همراه یونس در شکم ماهی و از اونجا به اذن پرودگارم یونس رو بیرون آوردم. دقت کردید
حضرت می فرماید: پیغمبر شد ذکر، کجا آمد ذکر؟ همون ذکری که خدا تو قرآن گفته خدا تو قرآن چی گفته؟ آی مردم آی خلایق، من خدای تبارک و تعالی به سوی شما ذکر نازل کرده ذکر یعنی توجّه ذکر یعنی یاد، حقیقت ذکر چیه؟ ذاکر کیه؟ ذاکر کسی که ذکر میگه این در اثر ذکر گفتن یک مرتبه خودش رو حاضر ببینه نزد ذکرشونده اینقدر ذکر بگیری که این حس برات درست بشه که خودت رو در پیشگاه حق تعالی حاضر ببینی عبارت هست که امام صادق علیه السلام اینقدر گفت ایاک نَعبد و ایاک نَستعین یه مرتبه حضرت افتاد حضرت فرمود: اینقدر ذکر رو تکرار کردم و این ذکر رو از خدای تبارک شنیدم به یه غریب مضمونی شما اینقدر بگی لاحول ولا قوه الا بالله یه مرتبه خودت رو در پیشگاه حق تعالی ببینی برسی به اینجا این حقیقت ذکر است. خب این مرحله ی اولش هست مرحله ی دومش چیه؟ اینقدر ذکر رو تکرار کنی بستگی داره چه ذکری باشه بی عدد باشه با عدد باشه، بعضی ذکرا رو باید ۶۶ مرتبه بگی
عارف بالله حاج اسماعیل دولابی ایشون می فرمودند که  این جزوه حدیث معرفت امیرالمومنین به نورانیت رو تو جانمازتون بزارید  تا ۴۰ روز هر روز یه بار با توجه این حدیثو بخونید ایشون می‌فرمودند اگه این کار رو بکنید به خود آقا امیرالمومنین علی علیه السلام راه پیدا می کنید حالا این یه مطلبی دیگه بعد یه بخشی از این حدیث دارد که یه آیه ای رو حضرت امیر صلوات الله علیه می فرمایند  آیه پانزدهم سوره مومن اعوذ بالله من الشیطان الرجیم يُلۡقِي ٱلرُّوحَ مِنۡ أَمۡرِهِۦ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَاده  خدای تبارک و تعالی القا می‌کند روح رو حالا بعضی از مفسرین  روح رو معنی کردند به وحی و قرآن و اینها خدای تبارک و تعالی  روح رو القا می‌کند به کسی که بخواد از بندگانش القا می‌کند  من امرهی یعنی این بدون اذن خدا و.. نیست بر هر کدوم از بندگان که  خدا بخواد این روح رو القا می‌کنه حالا توی روایات ما داریم  منظور از روح ، روح القدس است روح‌القدس جبرئیل نیست میکائیل نیست اسرافیل نیست بالاتر از این‌هاست و حالا ما داریم 
حضرت می‌فرماید که  پیغمبر نبی مرسل شد و من صاحب امر نبی شدم  خب حالا این یعنی چی ؟ ببینید مثل این می‌مونه که یک پادشاهی  خب یه کشوری در دستش هست یک سلطنتی داره و این‌ها  و خب یه سری نوکر و عمله هم داره اگر این پادشاه بخواد مثلاً به این نوکرها به این عمله‌ها و این‌ها دستور بده میره مستقیماً دستور میده یا نه  به اون وزیرش میگه به اون کسی که حالا مثلاً در رتبه پایین‌تر از خودش هست به او میگه  او میره به مابقی پایین دست‌ها و اون‌ها هم دوباره به پایین دست‌ها و  اینجوری اون پادشاه اگر بخواد یک خبری رو بده یک مسئله‌ای رو بازگو بکنه  یک چیزی بشه خب مثلاً وزیر رو در اطلاع قرار میده و اونم همینطور میره پایین و کارها رو انجام میده این بنابر اینه که ما یه بحث ادبیات عرب هست که  میگه اضافه مصدر به فاعل یا اضافه مصدر به مفعول کدومشه  ما اگه ابنجا بگیم نبی فاعل امر چون امر اینجا مصدره دیگه میشه این  اگر بگیم نبی مفعول امر یه معنا دیگه پیدا می‌کنه  یعنی اونی که مسئول امر به انبیا هست من علی هستم یه خورده متفاوت شد با اون اولی ، اولیه اینجوری بود که اون نبی به علی علیه السلام میگه امیرالمومنین میره خبر رو می‌رسونه  منتها این دومی اینجوری نیست دومی برعکسه دومی اینجوریه که  امیرالمومنینه که به مابقی انبیا مابقی رسل دستور میده خبر میده  و به اون‌ها بعد حضرت استشهاد می‌کنه نی فرماید اینجا قرآنم همینو میگه  خدا القا می‌کنه روح رو از امر او ، امر او صاحب امر کیه   الان حضرت همون صاحب امر کیه فرمود صاحب امر منم دیگه  امیرالمومنین یوی دو کلمه قبلش فرمود صاحب امر منم  بعد اینجا خدا می‌فرماید خدا القا می‌کند روح را از امر او  امر امیرالمومنین صلوات الله علیه، خدا روح رو القا می‌کنه 
حضرت امیر صلوات الله علیه می‌فرماید بله ای سلمان و ای ابوذر ببین پیغمبر یاسین شد  پیغمبر نون والقلم شد و پیغمبر این شد طاها  و پیغمبر صاحب دلالت‌ها و راهنمایی‌ها شد و پیغمبر صاحب دلالات شد  و من صاحب معجزات شدم. اصلا حضرت پیغمبر یه وقتی فرمود یا علی من می‌ترسم که چیزهایی درباره تو بگم که همون حرفایی رو زدن  که به عیسی گفتن پسر خداست عیسی رو گفتن پسر خداست دیگه  همون حرفا رو نسبت به تو هم بزنن بگن تو خدایی تو خود خدایی و اگر نمی‌ترسیدم از اون چیزهایی می‌گفتم چیزهایی می‌گفتم درباره تو که خب می‌ترسم بگم و این اتفاق بیفته که میومدن  خاک کف پای تو رو برمی‌داشتن برای شفا می بردند پس این امیرالمومنین صلوات الله علیه  صاحب معجزاته با این حال باز هم یک عده‌ای شدن علی اللهی  باز هم با این حال یه عده‌ای اومدن و اغراق کردن و یه حرفایی زدن عجیب و غریب  و پیغمبر شد خانم النبیین و من خاتم وصیین شدم و انا الصراط المستقیم منم صراط مستقیم  این تو نمازها هی می‌گید ای خدا اهدنا صراط مستقیم  منو هدایت کن به صراط مستقیم این صراط ...منم اون خبر بزرگ که  تو قرآن می‌فرماید الذی هم فیه مختلفون که دربارش اختلاف کردند  و احدی از اهل اسلام اختلاف نکرده مگر در ولایت من
جناب ابوذر می فرماید: آقا جانمون امیرالمومنین دستش رو زد به اون یکی دستش به این شکل که دست میزنن که با یه دستش رو دست دیگش زد حضرت فرمود: سَار مُحمد صَاحب الجمع پیغمبر چی شد؟صاحب جمع شد همه رو گرد خودش جمع کرد پیغمبر جمع کرد من صاحب نشرشدم. موظف شد نشر بده رسالت رو به همه من هستم. پیغمبر صاحب جمع شد من صاحب نشر شدم. پیغمبر صاحب بهشت شد من صاحب آتش شدم که تعبیری هست در مورد آقا امیرالمومنین که یعسوب الدین میخوانند.
حضرت می‌فرماید که یا سلمان و یا جندب من و رسول خدا یک نور بودیم   که پیغمبر اکرم ، المصطفی شد محمد مصطفی شد و  من وصی مرتضی شدم مورد رضایت او شدم که بعد حضرت می‌فرماید  پیغمبر ناطق شد گویا شد هی ابلاغ کرد و این‌ها و من صامت شدم  خاموش شدم و صامت در مقابل کسی که صحبت می‌کنه ناطق میگن اون کسی که بعد سکوت کنه و خاموش باشه بهش میگن صامت می‌فرماید پیغمبر ناطق شد من صامت شدم حالا شاید  حضرت اشاره داره به ون سکوتی که بعد از پیغمبر کرد و چیزی نگفت  تا اینکه اسلام پرچمش پایین نیاد چون ممکن بود حضرت یه چیزی بگه  اسلام کلا از هم بپاشه این معنی حرف امام خمینی رحمت الله علیه  که یه وقتی اومد صحبت کرد بعداً انقدر ازش سوء استفاده کردن
حضرت می فرماید: به سلمان و ابوذر که اَولنا محمد و اوسطنا محمد و آخرنا محمد صلوات الله علیه اول ما وسط ما آخر ما همش محمد صلی الله علیه و آله و سلم است ببیند هر کی شناخت من رو کامل کنه کمال برسونه پس او بر دین درست و استوار است همچنان که خداوند تبارک و تعالی فرمود هر کی من رو بشناسه این دین پایدار و استوار من به زودی به یاری و توفیق الهی، این
حضرت می‌فرماید که این صبر منظور آقا رسول خداست  و منظور از صلاة اقامه ولایت من هستش و خدا این رو بزرگ می‌شمارد این آیه به صلاة بر می گرده می فرماید این نماز که بزرگه  که اینو خب کسی نمی‌تونه حقشو به جا بیاره الا علی الخاشعین  مگر این بر خاشعین مثلاً هستش که این رو قبول بکنن و تحمل بکنند  بپذیرند و الا مستکبرین و متکبرین و این‌ها زیر بار این نماز نمیرن  بعد حضرت می‌فرماید که اینا خاشون فقط شیعیان مستبصرون هستند  در ادامه حضرت می‌فرماید که این به خاطر اینه که فرقه‌های منحرف  از قبیل مرجئه ، مرجئه گروهی هستند که جدایی می‌ندازن بین ایمان و عمل  میگن که اینا ربطی به هم ندارند یعنی میشه یه کسی ایمان داشته باشه  و گناه کبیره انجام بده گناهان کبیره هیچ تاثیر منفی بر ایمان نمی‌ذاره  اینا مرجئه هستند مثلاً میگن اگر همه گناهان کبیره هم انجام بدی در ایمان تو هیچ تاثیری ندارد این یه گروهی هستند قدریه هم همینطور  اینا یه گروهی هستند که اعتقاد دارند به اینکه افعال اختیاری انسان  از دایره قدر الهی خارجه ، خب خوارج هم اعتقادات خاص خودشونو دارند  و میگن اصل که عمل و این‌ها اعتقادشون این هست  در مقابل این‌ها بازم معتزله هستش که خب اونم یه گروهی هستند  از سنی‌ها حالا همه اینهایی که اسم بردیم همه این‌ها اعتقاد دارن  به آقا رسول خدا حضرت رسول رو اقرار می‌کنند امیرالمومنین می فرماید  هیچ کسی تو این اقوام و گروه‌ها و این‌ها هیچ کسی نسبت به آقا رسول خدا خلافی نداره  یعنی مثلاً اینجوری نیست هیچ کدوم اینا نیستش که بگن من پیغمبرو قبول ندارم  در حالی که هیچ گروهی بین اینا اختلافی نیست که همه اینا اختلافشون در ولایت من هستش اونی که این‌ها انکار می‌کنند  ولایت من هستش این‌ها انکار می‌کنند الا القلیل مگر یه عده کمی  که این‌ها اعتقاد دارند به ولایت من و این قلیل هستند که خدا تو قرآن وصفشون کرده کجا وصفشون کرده اينجا که می فرماید  که این ولایت بزرگِ بر همه این‌ها یعنی همه اینا انکار می‌کنند 
حضرت امیر فرمود:  یُقیمون الصلاه ، منظور ولایت من هستش من عبارت رو بخونم فرمود هر کس ولایت من رو بر پا بداره نماز رو هم رو برپا داشته خب حالا عبارت جدید می فرماید سلمان میگه که ای برادر رسول خدا، هر کس نماز رو به پا داشت ولایت شما رو هم به پا داشت؟ حضرت می فرماید: نَعم یا سلمان ، تصدیق کننده ی این قول خداست قول خدا تو قرآن سوره ی بقره آیه ۴۵ می فرماید یعنی کمک بخواهید ازصبرت و طلب کنید از صلاه و این نماز هر آینه بزرگه مگر بر خاشعین بعد حضرت می فرماید:

عکس نوشته

تصاویر مذهبی از حاج آقا ذوالقدر

ویدئو کلیپ های دیدنی از حاج آقا ذوالقدر

مطالب صوتی از حاج آقا ذوالقدر