چند صباحی از مرگ ابوطالب نگذشته بود
که مردی از قریش یه مقداری خاک برداشت آورد ریخت رو سر پیغمبر بعد پیامبر با همین وضع به خونه اومد
یعنی با همین شکلی که خاک ریخته بود رو سرش اومد به سمت خانه
چشم یکی از این دختر بچهها حالا یه چند تا دختر تو خونه بوده بعضی جاها هست حضرت زهرا سلام الله علیها بوده
که وقتی میبینه رو سر پیامبر خاکروبه ریخته شده میاد و به حالت رقت بار شروع میکنه آب میاره رو سر وصورت پدر عزیزش رو می شوره
بعد قطرات اشک دیدگانش سرازیر میشه پیامبر دختر خودش رو تسلی میده