زهیر وقتی شنید عربده ی شمربن ذی الجوشن رو
مثل شیر آشفته در اومد حمله کرد سمت شمر درود و رحمت خدا بر زهیر
اینکه میگن یکی نبود تو مدینه مثل زهیر که حمله کنه به اون کسی که میگفت آتیش بیارید همینه
یه نفر نبود مثل زهیر مرد باشه زهیر وقتی شنید که این ملعون گفت میخوان خیمه های امام حسین رو بسوزونم
حمله کرد مثل شیر آشفته بعد دارد که اطرافیان شمر رو همین زهیر به جهنم واصل کرد
بعد دونفری این جا حر بن یزید ریاحی رو آورده که حر به همرا زهیر حمله میکردن سمت این لشگر
خیره میشد اون یکی اسیر میشد اون یکی به کمک میرفت تا اینکه حربن یزید شهید شد
بعد زهیر مثل شعله ی سوزنده برسر این ها فرود می امد رجز میخواند و یک صد و بیست نفر از لشگر دشمن فقط زهیر یه تنه به درک واصل کرد
در روایت ابی مخنفم هست زهیر وقتی دید حبیب شهید شده
حبیب بن مظاهر یه نگاه به