حاج آقا ذوالقدر در ادامه تاریخ انبیاء بیان داشتند در قصه حضرت هود صلوات الله علیه و قوم عاد مطالبی به سمع شما بزرگواران می رسانیم ابن بابویه و قطب راوندی میآورند که جناب هود پسر عبدالله بوده عبدالله پسر ریاح و ریاح پسر جلوس پسر عاد پسر عوض پسر آدم پسر سام پسر نوح ؛ چونوفات حضرت نوح نزدیک شد شیعیان خودش را صدا زد و فرمود بدانید بعد از من غیبت طولانی خواهد شد که در این غیبت پیشوایان باطل غالب خواهند شد خداوند متعال این شدت رو این نگرانی رو از شما برطرف خواهد کرد به قائم از فرزندان من که نام او هود است فرمود جناب هود هیئت نیکو داره اخلاق پسندیده داره سکینه وقار خواهد داشت او به من درصورت و خلق شبیه خواهد بود فرمود وقتی هود ظاهر بشه خدا دشمنان شما رو به باد هلاک خواهد کرد شیعیان همیشه انتظار قدوم حضرت هود رو می کشیدند تا اینکه مدت بر ایشان طولانی شد و دل های خیلی از این ها قساوت به هم رسانید خداوند جناب هود رو ظاهر گردانید در اون هنگامی که این ها نا امید شده بودند بلای این ها عظیم شده بود خدا هلاک کرد دشمنان این ها رو به باد عقیم که در قرآن یاد فرموده و بعد از این دوباره غیبتی به هم رسید طاغیان غالب شدند تا حضرت صالح علیه السلام ظاهرشد ابن بابویه و قطب راوندی روایت می آورند که وقتی حضرت هود علیه السلام ۴۰ سال شان تمام شد
خدا وحی کرد به سوی هود که یا هود برو به سوی قوم خودت و این ها رو بخوان به سوی عبادت من به سوی یگانه پرستی اگر تو رو اجابت کردن قوت و مال شون رو من زیاد میکنم حضرت هود حرکت کرد به سوی قوم در مجمعی که مجتمع شده بودند اینها روزی بود که همه جمع بودند که یک مرتبه حضرت هود وارد شد فریاد زد گفت ای قوم من عبادت کنید خدارو که خدا شمارو آفریده و آفریننده ای به غیر از او نیست این ها سر برگردانند هود رو دیدند گفتند یا هود تو قبلاً پیش ما قابل اعتماد بودی امین بودی این چه حرفی میزنی جناب هود فرمود من رسول خدا هستم به سوی شما آمدم این بت پرستی رو بزارید کنار بیاید خدارو بپرستید مردم از شنیدن سخنان او به خشم آمدند دویدند سمت هود گلوی او رو با پنگال های خودشون گرفتند و گلوی اورو فشردند تا اینکه دیگه نزدیک شد حضرت هود بمیرد دیدند نفسش بالا نمیاد رنگ صورتش سیاه شده ول کردند جناب هود یک شبانه روز بی هوش افتاده بود وقتی به هوش اومد گفت خدا یا آنچه فرمودیمن بجا آوردم اونچه آنها با من کردند خدایا تو دیدی جبرئیل فرود آمد گفت خداوند متعال تورو امر میکنه که سستی به هم نورزونی برای راهنمایی قومت تورو وعده داده که از تو ترسی در دل های این ها بندازه که بعد این، اینها قادر نباشند تورو بزنند حضرت هود دو مرتبه آمد به نزد این ها فرمود شما خیلی تجبر کردید روی زمین خیلی مغرور شدید ، فساد بی حد و اندازه از شما به ظهور رسیده �گفتن یا هود رها کن این صحبتها را اگر دوباره می خواهی شروع بکنی یکجوری می زنیم که اون باره اول فراموش بشه حضرت هود فرمود این سخنان را ترک کنید توبه کنید بازگشت کنید به سوی خدای متعال ؛ رعب و ترس