حاج میثم ذوالقدر

مطالب دینی از حاج آقا ذوالقدر

میثم ذوالقدر

مطالب دینی از حاج آقا ذوالقدر
حضرت زهرا سلام الله علیها خب به جهت بیماری به جهت شدت حالا جراحات وخامت  حالی که حضرت داشتند به بستر بیماری افتادند و نقل می‌کنند که  اولین کسی که اومد ملاقات حضرت زهرا ملا علیها ام سلمه بود و خب حضرت زهرا ابراز نارضایتی کرد و اونجا مطالب رو به ام سلمه گفت  بعد بازم در نقل داریم که زنان مهاجر و انصار این‌ها حالا چه جوری اومدن چه تعدادی اومدن 
حضرت زهرا سلام الله علیها اقداماتی داشتند به جهت اینکه حکومت نامشروع هستش  و آخرین بحثی که داشتیم در این زمینه این بود که  حضرت زهرا سلام الله علیها به دیدار انصار رفتند در خونه انصار رفتن  و هر شب حضرت با همسر بزرگوارشون آقا امیرالمومنین و فرزندانشون راه می‌افتادند  در خونه تک تک انصار رو می‌زدند و از این‌ها طلب یاری می‌کردند طلب کمک می‌کردند ظاهرا آخرین ملاقات حضرت با معاذ بن جبل هستش که حالا این معاذ  شهرتی داره عنوانی داره و آخرین کسی هم هستش که دختر پیامبر با او ملاقات می‌کنه
حکومت تازه و دولت جدید و یک مرتبه‌ای ابوبکر  بعد از اینکه یورش بردن به خانه وحی و حمله کردن به بیت وحی  و خب دختر گرامی آقا رسول خدا را مورد هجمه و مورد ضرب و شتم قرار دادند
تعصب‌های قبیله‌گری و تعصب‌های حالا عربیت و اینجور چیزها همه دست به دست هم داد  که اون چیزی که خدا و پیغمبر می‌خواد نشه و اهل بیت عصمت و طهارت مورد هجوم قرار گرفتند  بنابر نقل‌هایی که عرض کردیم از منابع اهل تسنن  و به این هم اکتفا نکردند کار به جایی رسید که به اموال و دارایی‌های اهل بیت هم حمله کردند  دارایی‌های اهل بیت رو هم مورد دستبرد قرار دادند نه فقط فدک  بلکه هرچی بود غیر از فدک بالاخره یک سری زمین‌های دیگه‌ای بود  یک سری غنایم دیگه‌ای بود از جنگ‌ها حاصل شده بود این‌ها همش به تاراج برده شد  و خب در نقلی که حالا خود اهل تسنن دارند معجم الاوسط طبرانی یا مجمع الزوائد  علی بن ابی بکر یه قصه‌ای رو از عمر میاره که میگه عمر میگه  اون گاهی که پیامبر اکرم جهان رو ترک کرد من و ابوبکر به نزد علی علیه السلام رفتیم  به او گفتیم در مورد اونچه که پیامبر به جای
وقتی خانه حضرت زهرا سلام الله علیها مورد هجوم قرار می‌گیره  خب حضرت زهرا سلام الله علیها طبق نقلی که یعقوبی داره می‌فرماید که   از خانه ام بیرون روید از خانه‌ام بیرون روید معلومه که وارد خانه شدن  و به زور و این‌ها داخل خانه هستند و حضرت می‌فرماید بیرون روید وگرنه  به خداوند سوگند سرم را برهنه می‌کنم و به او شکایت می‌برم  خانم فاطمه زهرا تهدید می‌کنه تهدید به نفرین میکنه که اگر از خونه من بیرون نرید من اینطور می‌کنم  سرم رو برهنه می‌کنم و به خدا شکایت می‌برم حالا سوال اینجاست که
خطر پیامبران دروغین از یک طرف اینا چیزای کمی نبود بسیار جدی بسیار جدی اصلاً شوخی نبود  این خطرها که خب حالا اینجا ببینید نقش آقا امیرالمومنین خیلی پررنگه خیلی پررنگه برای حفظ اسلام  اینجا کاری که امیرالمومنین می‌کنند اقدامی که امیرالمومنین می‌کنند بسیار بسیار مهم هستش  اینجا بر اساس اسنادی که موجود هست عثمان میاد محضر آقا امیرالمومنین  و حوادثی که پیش آمده رو عرض می‌کنه میگه که آقا اینجوریه و اینطوریه  و تا شما بیعت نکنید هیچ کسی به مقابله با دشمن نمیره  بلاذری میگه که وقتی عرب از دین برگشتند و مرتد شدند  عثمان اومد خدمت امیرالمومنین علی علیه السلام گفت  پسر عمو تا تو بیعت نکنی هیچکس به با این دشمن تن در نمیده  پس معلومه انصار اصلاً دیگه همه عقب کشیدن اصلاً عقب نشستن  بی‌خیال شدن وقتی دیدن ابوبکر سر کار اومده نشسته رو منبر  نشسته بر اریکه قدرت همه جا زدن همه کشیدن کنار  منابع اهل تسنن رو ما داریم میگیم ، میگه پسر عمو تا تو بیعت نکنی هیچکس به نبرد با این دشمن تن در نمیده
بعد از رحلت آقا رسول خدا یا به تعبیر درست‌تر شهادت آقا رسول خدا  اتفاقاتی افتاد و اینجور بر می‌آمد که یک جنگ داخلی بزرگی قراره اتفاق بیفته  و نتیجه این جنگ داخلی چیزی نیست جز نابودی و حذف کامل کلمه اسلام  و همه زحماتی که پیامبر اکرم در این مدت کشیده تمام این‌ها برچیده بشه  و کنار گذاشته بشه و برگردند دوباره به همان دوران قبل و جهالت قبل
بعد از این همه زحماتی که پیامبر کشیدند خب باید این یه تحلیلی بشه  باید یک تحقیقی بشه که اینجا مثلاً چه اتفاقایی افتاده آیا به همین راحتی مردم از امیرالمومنین گذشتند  و یا آیا به همین راحتی امیرالمومنین قیدشو زد چرا باید امیرالمومنین دیگه بی‌خیال بشه  البته حالا می‌گیم بی‌خیالی به این معنایی که ماها میگیم نیست  که حضرت اقداماتی کرد ولی خب دیگه مثلاً از یه جایی به بعد میگه آقا ولش کن مثلاً یه پدری که می‌خواد بچه رو بیاره تو راه راست می‌خواد بچه رو بکشه بالا ببرتش بالا 
در نظر عموم مردم هیچ کسی هم ردیف آقا امیرالمومنین اصلاً نبوده  و تو ذهن مردم اولین شخصیت اسلام حضرت امیر علیه الصلاة و السلام بوده  این از گفته‌هایی که انعکاس پیدا کرده از واقعه سقیفه فهمیده میشه  مثلاً تو همون حین یکی از مهاجرین بلند میشه فریاد می‌زنه که  ای گروه انصار با اینکه شما اهل فضیلت هستید و ما به این اقرار می‌کنیم  اما در میان شما در مرتبت کسی به مانند ابوبکر و عمر و علی نیست  این جمله رو یه نفری از مهاجرین میگه مهاجرین قریشیا  که بعد بی جواب هم نمی مونه منزر بن ارقم بلند میشه جواب میده  میگه ببینید سه تا اسم آوردی در میان این نام‌هایی که شما آوردی
امیرالمومنین علی علیه السلام رو مجبور کردند به بیعت کردن اجبار بر بیعت کردند  خب گفتیم ابوبکر گفت تا زمانی که فاطمه در کنار او هست من رو نمی‌تونم اکراهش کنم مجبورش کنم  جوهری اضافه می‌کنه میگه بعد از اینکه امیرالمومنین امتناع کرد از بیعت  این ابوعبیده جراح گفتش که یا ابوالحسن تو جوونی حالا ببینید  دلیل اینکه تو نباش اون باشه خب دلیل چیه به چه دلیل؟  گفت تو جوونی اینا ابوبکر عمر اینا پیرمردان هستند از فامیلای خودت  چه عیبی داره اینها فامیل خودتم تو نه تجربه داری به امیرالمومنین میگه دروغ بالاتر از این شما ببین تو نه تجربه اینا رو داری  و نه به اندازه اینا از تسلط و آشنایی امور برخوردار هستی

عکس نوشته

تصاویر مذهبی از حاج آقا ذوالقدر

ویدئو کلیپ های دیدنی از حاج آقا ذوالقدر

مطالب صوتی از حاج آقا ذوالقدر