حاج میثم ذوالقدر

مطالب دینی از حاج آقا ذوالقدر

میثم ذوالقدر

مطالب دینی از حاج آقا ذوالقدر
از عامه و خاصه به اسانید بسیاری هست از پیامبر خدا حضرت رسالت مآب که به مولا علی فرمود  علی جان شقی‌ترین پیشینیان چه کسیه ؟ مولا علی عرضه داشت یا رسول الله اونی که ناقه صالح رو پی کرد  او اشقی الاشقیاست ، پیغمبر فرمود درست میگی علی جان  اما بگو ببینم شقی ترین و بدبخت ترین پسینیان چه کسیه ؟ گفت یا رسول الله شما بگید
در قرآن کریم هست خداوند می‌فرماید ای محمد اگر قوم تو از گفتار تو اعراض کردن برای اون‌ها بگو که  من می‌ترسانم شما را از صاعقه و عذابی مثل عذاب عاد و ثمود  اون هنگامی که پیامبران اومدن به سوی اون‌ها و به اونها گفتند عبادت نکنید مگر خدا را  اما اون‌ها چه گفتند ، گفتند اگر می‌خواست پروردگار ما برای ما ملک می‌فرستاد تو رو نمی فرستاد ما به اونچه که شما به اون فرستاده شده‌اید کافرانیم قبولتون نداریم اما عاد تکبر کردند قوم هود این‌ها غرور برشون داشت  گفتند چه کسی هست قوتش از ما زیادتر باشه  در روایتی هست که می‌فرمایند قوم هود به
در تاریخ هست که معتصم عباسی لعنت خدا بر او امر کرد در بَطانیه چاهی بکنند سربازان و مأمورین مشغول به کندن شدن اندازه ی سیصد قامت زمین رو حفر کردن آبی ظاهر نشد اینها رها کردن و دیگه نکندن تا اینکه متوکل لعنت الله علیه خلیفه شد او امر کرد تا می تونید بکنید تا آب ظاهر بشه مردم شروع کردن به کندن تاحدی که به هر صد قامت یک چرخ گذاشتن رسیدن به سنگ بزرگ و سخت  کلنگ های خود رو برداشتن به این سنگ کوفتن تا این سنگ بشکنه سنگ شکست و باد بسیار سردی بیرون اومد هر کی نزدیک این چاه بود هلاک شدن خبر به متوکل رسید
جناب علی بن ابراهیم رحمه الله روایت می آورند که عاد قبیله و قوم حضرت هود بود. شهرهای اونها در بادیه‌ ای بوده از شقوق تا اجهفر مسافت شهر چهار منزل بوده می فرمایند زراعت و درخت خرما بسیار داشتند عمرهای اینها بسیارطولانی بوده در بعضی از روایات به چهار صد سال اشاره شده قد و قامتی کشیده و بلند داشتند بت می پرستیدند تا اینکه خداوند منان جناب هود رو بر اینها مبعوث کرد که حضرت هود اینها رو دعوت به اسلام کرد و اینها رو هشدار و بیم داد از بت پرستیدن
ابن بابویه و قطب راوندی میارند که جناب هود علیه السلام پسر عبدالله بود عبدالله پسر ریاح ، ریاح پسر جلوس ،جلوس پسر عاد ، عاد پسر عوض ، عوض پسر آدم آدم پسر سام و سام پسر نوح علیه السلام هستش.  می‌فرمایند وقتی وفات حضرت نوح علیه السلام نزدیک شد  شیعیان خودش تابعین حق رو صدا زد به اون‌ها فرمود بدانید بعد از من غیبت طولانی خواهد شد که در این غیبت پیشوایان باطل سلاطین جابر غالب خواهند شد  خداوند متعال این شدت رو این نگرانی رو از شما برطرف خواهد کرد به قائم از فرزندان من که نام او هود هست
حضرت رسالت پناه محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند حضرت نوح نود خانه در کشتی برای حیوانات محیا کرده بود هر حیوانی رو با جفتش در خانه ای قرار داده بود سوال پرسیدند آیا تمام کره زمین رو آب گرفت؟ امام صادق علیه السلام فرمودند حق تعالی غرق کرد جمیع زمین رو در طوفان نوح مگر خانه ی کعبه که پس از آن روز این خانه رو عتیق نامیدند که از غرق شدن آزاد شد راوی پرسید به آسمان رفت؟ حضرت فرمودند خیر ولکن آب به اون نرسید اطراف خانه آب بلند شد ولی قطره ای روی کعبه نریخت
رسالت حضرت نوح شهر کوفه بوده وقتی اون بزرگوار کشتی رو ساخت نود اتاق تهیه کرد برای حیوانات که هر حیوانی در اتاق خودش قرار بگیره این حیوانات در سوارشدن به کشتی بعضیاشون نافرمانی کردند بعضیاشون هم گوش به فرمان بودن و مبادرت کردند. در روایات داریم که حضرت نوح وقتی حیوانات رو داخل کشتی می‌کرد بزنا فرمانی کرد حضرت نوح او رو گرفت انداخت به میان کشتی و دم این حیوان چموش شکست به سبب همین عورت او این چنین مکشوف ماند گوسفند حیوان نجیب و خیلی گوش به فرمانی بود مبادرت کرد فوری رفت داخل کشتی شد
اون بزرگوار وقتی در کشتی نشستند در کشتی بودند به امر خدا و این کشتی به امر خدا حرکت می کرد تا خداوند منان وحی کرد  به سوی آن ها که من اراده کردم کشتی بنده ی خودم نوح رو بر کوهی از شما قرار بدم دارد که هر کوهی سرکشی کرد به غیر از کوه جودی که در موصل هست  این کوه شکستگی نمود گفت ما کی باشیم من اون رتبه رو ندارم که کشتی نوح بر من فرود
حضرت نوح از کشتی به زمین آمد او و فرزندان و همه ی اونهایی که متابعت او رو کرده بودند هشتاد نفر بودند اون هشتاد نفر همونجا که فرود اومدند شهری بنا کردند این شهر رو قریه الثمانین نام کردند چرا ؟ چون هشتاد نفر بودند ثمانین یعنی هشتاد از این هشاد نفر ۷ تا ۸ تا غریبه بودن بقیه بستگان حضرت نوح بودن فرزندان و فرزند زادگان حضرت نوح بودن سوال اینه چرا حضرت نوح از ۹۵۰ سال تبلیغ سختی کشیدن خون دل خوردن
همسر حضرت نوح اراده کرد نانی پخت بکنه در تنور رو برداشت دید از تنور آب می‌جوشه قل قل می‌کنه  این رو به همسر خودش حضرت نوح گزارش داد حضرت نوح صحنه رو که دید دانست که عذاب الهی قطعاً خواهد آمد  و نزدیک ، کارهایی رو که باید انجام بده رو انجام داد  از قبیل سوار کردن اون‌هایی که ایمان آورده بودند  بعضی از حیوانات و قرار دادن این ها در مکان هایی که از قبل مشخص شده بوده  علوفه و مواد غذایی و اونچه که به اون محتاج هستند رو در کشتی بار کرد  بعد اومد اون تنوری رو که با گل مهروموم کرده بود درش رو این رو شکوند

عکس نوشته

تصاویر مذهبی از حاج آقا ذوالقدر

ویدئو کلیپ های دیدنی از حاج آقا ذوالقدر

مطالب صوتی از حاج آقا ذوالقدر