مولای متقیان علی علیه السلام فرمودند او برای یافتن عین الحیاة مسیر بسیار طولانی رو پیمود تا رسید به ظلماتی در مشرق زمین
وارد ظلمات شد اما اون کسی که از عین الحیاة استفاده کرد روزی شد جناب خضر علیه السلام بود
ولیکن ذوالقرنین هم بیبهره نبود بالاخره تو این مسیری که او آمد چیزهای خیلی خوب و با ارزشی گیرش اومد
اتفاقهایی رخ داده که سراسر درس و حکمت و معرفت برای او بوده
از جمله اون اتفاقها این هستش که آقا امیرالمومنین میفرماید
او به قصری رسید بسیار بزرگ وارد قصر شد یک خلقی از مخلوقات خدا رو دید
که حالا در روایت تعبیر شده به پرنده سیاهی
صدای پای ذوالقرنین رو شنید گفت تو کی هستی
گفت من ذوالقرنینم گفت ذوالقرنین بس نبود این همه زمین با این وسعتی که داشت تو اینها رو رها کردی
و تا اومدی به در قصر من رسیدی جناب ذوالقرنین وقتی این صحنه رو دید این گفتار به گوشش رسید