حاج میثم ذوالقدر

مطالب دینی از حاج آقا ذوالقدر

میثم ذوالقدر

مطالب دینی از حاج آقا ذوالقدر
حضرت می‌فرمایند که واشهد ان ابی محمدا عبده ورسوله  گواهی میدم شهادت میدم اشهد یعنی که من یک چیزی رو که دیدم یقین دارم رو به زبان جاری می‌کنم اقرار می‌کنم که پدرم  ابی یعنی پدرم ، پدرم که نامش این هست او عبده بنده او بود  این ضمیر هو به کی برمی‌گرده به همونایی که من قبلاً گفتم  او کی بود اشهد ان لا اله الا الله وحده چون تا الان داشت چیکار می‌کرد خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها  داشت در مورد خدا صحبت می‌کرد دیگه الحمدلله علی ما انعم...  خدایی که ثواب رو طاعت و برای چی قرار داده و داشت کلاً موضوع ما اینجا حضرت زهرا سلام الله علیها موضوع خدا قرار داد  و چید و همین طوری اومد جلو حالا می‌فرماید این پدر من بنده  همون خدایی که تا الان تعریفشو کردم اشهد ان ابی محمدا عبده 
خدای تبارک و تعالی هدفی نداره برای خودش  چون هدف معمولاً برای کسانیه که باز داشته باشند از سر نیاز میرن  یه چیزی رو تولید می کنند که اون نقصشونو نیازشونو احتیاجشونو برطرف بکنه  خب خدا که صمده که خدا نیازی نداره بخواد که خلقتی رو به پا کنه  که بعد احتیاجش نیازش نقصش کمبودش برطرف بشه  حالا باز سوال میشه چرا خدا خلق کرده خدا بیامرزه آقای مصباح رو  ایشون این مثال رو می‌زدند می فرمودند از سر علاقه ای که مثلاً به خلقت داره
خانم می فرماید؛ خدا این خلقتش برای احتیاجی نبود برای سودی نبود در این جا حضرت وارد بحث چی میشن؟ هدف از خلقت که هدف از خلقت چیه؟ این خلقت نبود مگر برای تثبیت حکمت خدا، حکمت یعنی چی؟ قدرت بر چیزی منتها بر طبق مصلحت اون چیز پس حکمت الهی اقتضا می کرد خداوند خلق بکنه و فیاضیت بکنه و اینها دیروز هم بحثی رو مطرح کردیم که خدا اگه خلق نمی کرد می گفتن بخیل هست مگه؟ وقتی داره چرا نمیده؟ همینطور خدا خلقت کرد برای اینکه که ما رو بر طاعتش آگاه کنه
حضرت فرمودند اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له  خب این شهادت یک ظاهری داره و یک باطنی داره  خب این توحید رو خدا در ضمن قلب ما قرار داده و ضمن القلوب موصولها  اینا رو دیگه توضیح دادیم خیلی دیگه توقف نمی‌کنیم  خب این از جهت عقلی هم قابل اثباته بحث توحید  بحث توحید رو هم خدای تبارک و تعالی اندیشه‌ها رو در این درک عقلی توحید رو خدا روشن کرد  در کجا روشن کرد در عقل‌ها در تفکر روشن کرد یعنی اگر کسی واقعاً بشینه  خورده شیشه نداشته باشه بشینه فکر کنه توحید خدا برای او از جهت عقلی ثابته  تا اینجا که حضرت می‌فرماید حالا که ما میگیم از جهت فکری و عقلی بحث توحید قابل اثباته  یه وقت این توهم پیش نیاد این تصور پیش نیاد که  خب پس خدا قابل چیه چون به فکر میاد چون از جهت فکری روشنه  چون صحبت عقل شد چون صحبت فکر شد حالا یه نفر توهم بکنه تصور بکنه  پس خدا قابل روؤیته خیر خدا قابل رویت نیست  الممتنع من الابصار رویت و... و زبان‌ها هم قادر به توصیف او هستند یا نیستند  آقا شما چیو می‌تونی توصیف بکنی چیزیو که ببینی  بگی چقدر قشنگه چه رنگی یا مثلاً این خوشگلا چقدر این خوشگله چقدر زیبایی توش به کار برده شده  وقتی چیزی که دیده نمی‌شه به چشم سر چیو می‌خوای توصیف بکنی  پس زبان‌ها قادر به توصیف نیست ببخشیدها حالا یه موجود خیلی خوشگلی رو می بینی بعد میای میگی من رفتم فلان جا یه چیز دیدم اینطوری اینجوری  خیلی معرکه بود خیلی خوشگل بود خب حالا که خدا تو خدا رو مگه دیدی که توصیفش کنی  پس زبان تو قادر نیست به توصیف حق تعالی این یه مطلب مهمیه ها  خدا از این جهت که جسم نیست پس قابل رویت با چشمم...
حضرت حمد و ثنای الهی، خب شهادت میدن به وحدانیت خدا بعد می فرمایند که این یه باطنی داره که باطنش اخلاص است اگر کسی این شهادت درش پیاده بشه کدوم شهادت؟ نیست خدایی جز خدای یگانه ما توحید چند جور داریم یکیش توحید افعالی است یعنی هیچ موثری در این عالم وجود نیست الا اللّه اگر این هست پس آدم به کسی امید نبنده دل خوش نکنه فقط به کی دل خوش بکنه؟ به همون موثر دیگه از کسی ترس و واهمه نداشته باشه جز اللّه تبارک و تعالی حالا من شنیدم که امام خمینی رحمه الله علیه...
می‌فرمایند و اشهد یعنی من شهادت میدم و اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له  این یعنی مسلمانی که خب در اصل خطو مشخص می‌کند دارد راه رو دارد مشخص می‌کند من گواهی میدم که نیست خدایی جز الله که تنهاست و شریکی برای او نیستش  خب حالا اینی که من عرض کردم یه ظاهری داره یه باطنی داره  ظاهرش همینه دیگه اما باطنش اخلاصه و این شهادت  این شهادت به وحدانیت خدا به یکتایی خدا کلمه‌ایه که خداوند اخلاص رو  نتیجه و تأویل این قرار داده یعنی باطن این شهادت باطن این توحید میشه اخلاص  اگر انسان واقعا معتقد باشه که غیر از خدای یگانه هیچ موجودی قادر مطلق نیست  اگه واقعاً اینجوری اعتقاد داشته باشه و اینکه همه عالم در مقابل خدا تسلیم و فرمانبرداره  و تنها خداست که مستحق عبادته و روزی دهنده و خالق موجوداته و خداست که حاجات رو برآورده می‌کنه اون موقع دیگه تو اعمالش خلوص داره
حضرت می فرماید: و خدا برای افزایش و پیوستگی نعمت هاش مردم رو به یه کاری دعوت کرده ببینید می خواد خدا نعمتش رو چیکار کنه؟ میخواد نعمتش رو پیوسته کنه برای تو حالا شما رو دعوت کرد بخاطر این که نعمت هاش رو پیوسته بشه و زیاد بشه ما رو دعوت به یه کاری کرده چه کاریه؟ شکرگزاری خدا مردم رو به شکرگزاری فراخوانده دعوت کرده کارت دعوت داده چجوری دعوتت می کنن در مراسم عروسی میگه آقا بیایید اینجا حالا اینجا خدا برات کارت دعوت داده شما رو صدا زده که بیا تشکر کن که من میخوام زیاد کنم پیوسته اش کنم این نعمت ها رو ردیف بچینم که لذت ببری کیف کنی وقتی یه فعلی میره تو باب استفعال ازش معنی طلب فهمیده میشه شما میگی استغفرالله یعنی من طلب آمرزش می کنم طلب مغفرت می کنم از خدا میخوام من رو بیامر
حضرت فرمود الحمدلله علی ما انعم  حمد خدا رو برای اونچه که نعمت داد و له الشکر علی ما الهم  و برای اوست شکرگزاری بابت اون چیزی که الهام کرد  و ثناء بما قدم و ثنا ستایش هم برای خداست بابت اون نعمت‌هایی که  قدم یعنی پیش پیش فرستاد یا به تعبیر ما تقدیم کرد مثلاً خیلی از نعمت‌ها بود که اصلاً سالیان سال قرار داده شده بود که ما بیاییم و استفاده بکنیم  بعد حضرت این رو این من که بعدش میاد عموم نعم ابتدائا  این من من بیانیه است می‌خواد بیان کنه این نعمت‌ها رو  خب یه نفر سوال می‌کنه میگه خدا مگه چی داده میگه از همه   این داره بیان می‌کنه این من ، داشتیم حرف اسم فعل حرف بعد این من همون حرفه که داره بیان می‌خواد بکنه اون حالا 
حضرت سخن رو اینطور شروع کردند الحمدالله علی ما انعم روایت داریم هر کلامی که شروع بشه بدون بسم الله بدون الحمدالله اَبتر است روایت گوناگون داریم بدون بسم الله بدون الحمدالله اگر کسی کاری رو شروع بکنه ناقص میمونه خب به هر حال این یه چیزیه الحمدلله علی ما انعم حمد و ستایش برای خدا بابت اونچه که نعمت داد و له الشکر علی ما الهم و برای او هست تشکر و شکرگزاری با قدردانی بابت اون چیزهایی که الهام کرد به هر حال به بنده های خودش بابا یه چیز خیلی بزرگه یکی از نوجوان ها از من سوال کرد گفت حاج آقا ما فلان چیز رو نمی دونستیم گناه، گفتم اگر نمی دونستی چجوری این حرف رو میزنی میگی نمیدونستم میگه من نمیدونستم فلان کار گناه همین که از مامانت مخفی میکنی از بابات مخفی میکنی یه کاری میکنی مامانت نفهمه، اگر خوب بود که جار میزدی و میگفتی مامان من این کار رو می کنم مخفی کردن یعنی بد دیگه این یه چیز گران سنگی است خب ادامه چی بود؟ اینا همش حمد و شکرو ثناء در یک خط است بابت اون چیزایی که خدای تبارک و تعالی به ما تقدیم
الحمدلله علی ما انعم حمد برای خدا بابت اونچه که نعمت داد و له الشکر علی ما الاهم بعد با اون جور در بیاد اون انعم بود این الاهم  انعم یعنی نعمت داد الاهم یعنی الهام کرد و برای خداش تشکر بابت اون چیزایی که الهام کرد  خب بالاخره ما تو زندگیمون الهاماتی بهمون میشه دیگه  خدای تبارک و تعالی به دلمون یه چیزی میندازه و همون می‌بینی سبب نجات و خیر و برکت و گشایش می‌شه  و این‌ها حالا یه سری الهامات هم هست مال اولیا خداست مثلا حضرت زهرا سلام الله علیها دارد که بعد از این اتفاقاتی که افتاد برای او  کی میومد پیشش اخبار آینده‌ها رو می‌داد جبرئیل میومد و خبرهای آینده و این‌ها رو برای حضرت زهرا این‌ها رو می‌گفت و  خب حضرت زهرا سلام الله علیها و لذا محدثه است خانم فاطمه زهرا چرا محدثه بهش میگن  چون این جبرئیل میومد و برای اون بانو حدیث می‌کرد  جبرئیل محدث بود حدیث کننده بود فاطمه زهرا سلام الله علیها محدثه بود یعنی حدیث شونده بود

عکس نوشته

تصاویر مذهبی از حاج آقا ذوالقدر

ویدئو کلیپ های دیدنی از حاج آقا ذوالقدر

مطالب صوتی از حاج آقا ذوالقدر