حاج میثم ذوالقدر

مطالب دینی از حاج آقا ذوالقدر

میثم ذوالقدر

مطالب دینی از حاج آقا ذوالقدر
خانم فاطمه زهرا سلام اللّه علیها خطاب به مردم می فرماید: این قرآن که شما بهش پشت کردید یعنی مدلی که قرآن پشت سر شما قرار گرفته قرآنی که شما بادیگاردش هستین همین قرآنی که شما بادیگاردش بودین در مقابل دشمنان سینه سپر کردید براش این قرآن همه چیزش مشخصه، همه چیزش واضحه خود این قرآن همه چیز رو بیان کرده شما چرا به قرآن رجوع نمی کنید و حضرت می فرماید: همین قران که شما ازش محافظت می کردید و
حضرت زهرا سلام الله علیها بعد از اینکه  وضعیت کنونی رو شرح می‌دهند که شیطان مترصد بود در کمین بود  تا اینکه دید که شماها همراه هستید و به هر حال دارید حرکت می‌کنید  شیطان شما را صدا زد و شما هم دنبالش راه افتادید و بعد خلیفه تراشیدید و تا اینجا که حضرت می‌فرماید پس دور بود از شما آخه از شما مهاجر و انصار بعید بود   یعنی از شما بعید بود که دست به چنین کاری
خانم فاطمه زهرا سلام اللّه علیها فرمودند رسول خدا هنوز دفن نشده بود؛ که شما این کارها رو کردید و خب امیرالمومنین صلوات الله در حال تجهیز اون حضرت بودن که اون ها در سقیفه جمع شدند و گفتند که مثلا میخواییم سرنوشت اسلام و مسلمین رو تعیین کنیم درحالیکه پیامبر تعیین کرده بود به امر الهی، خدا سرنوشت اسلام و مسلمین رو تعیین کرده بود که اینها جمع شدند و این حرف ها رو زدند بعد حضرت فرمودند شما ابتدا را خیلی با عجله این کار رو کردید کدوم کار رو؟ زیر سقیفه جمع شدید خلیفه تعیین کردید یهو و یه مرتبه
یهو کهنه شد انگار این دین یهو کهنه شد در میان شما گمراهانی بودند ببینید حضرت چطور می‌فرماید  در میان شما گمراهانی بودند که مهر بر لب زده بودند و تا پیغمبر بود  گمراهی خودشون رو پنهان می‌کردند اما وقتی پیغمبر از دنیا رفت  یهو این‌ها ناطق شدن یعنی چی نطقشون باز شد اینها لال بودن ها حرف نمی زدند اما یه مرتبه تا پیغمبر از دنیا رفت اینان که افرادی فرومایه بودند  یه مرتبه آخه کسی هم اینا رو به حساب نمی آورد یک مرتبه به رو آمدند مبتلین کسانی‌اند که یا حرف‌های یاوه می‌زنند یا رفتار غلط دارند حضرت می فرماید اهل باطل در میان شما سرکرده‌ای داشتند که  تا پیغمبر بود اینها چیزی بروز نمی دادند اما همین که پیغمبر از دنیا رفت   مثل شتر مستی که بَلبل می‌کنه شروع کرد به داد و فریاد کردن
از اینکه حضرت فرمودند همسرم علی چه فداکاری هایی کرد و چه جانفشانی هایی کرد و در مورد شجاعت های امیرالمومنین صحبت کردن حالا میخوان وضعیت اون ها رو مطرح بکنن همسر من علی که اینطوری بود برادررسول خدا که اینطوری بودلحظه ای درنگ نمی کرد لحظه ای کوتاهی نمی کرد وقتی پای امر خدا به میان بود همه ی وجودش خودش رو اونجا صرف می کرد و قرار می داد. امّا شما چی؟ پدرم که اون طور همسرم که اونطور ولی
حضرت زهرا سلام الله علیها وضعیت مردم را در مکه و مدینه بیشتر در مدینه قبل اسلام رو مطرح می کنند می فرماید: خدای تبارک و تعالی توسط پدرم شما رو نجات داد کمکتون کرد از اون وضع خلاصی داد و پدرم هم در سختی ها و گرفتاریها برادرش علی ابن ابیطالب رو می فرستاد خب امیرالمومنین رو حضرت شروع می کند به توصیف
به هرحال اینها تو لبه پرتگاه جهنم بودن خب خدا منت گذاشت  بر این‌ها و این‌ها رو از اون وضعیت بیرون آورد این‌ها رو هدایت کرد دستگیری کرد به واسطه خانم می‌فرماید پدر من و خب بعد می‌فرماید  به واسطه رشادت‌ها و شجاعت های آقا امیرالمومنین  حالا این عبارت‌های آخر رو من دوباره می‌گم که هر وقت نجم قرن الشیطان  قرن یعنی شاخ اینجا هر زمانی که شاخ شیطان
آیه قرآن آیه ۱۰۳ سوره آل عمران می‌فرماید اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و عتصموا بحبل الله جمیعا  چنگ بزنید به ریسمان الهی همتون و پراکنده نشید و یاد کنید  نعمت خدا رو بر خودتون به یاد بیارید که علیکم اذ کنتم... که چگونه دشمن یکدیگه بودید و او در میان دل‌های شما الفت ایجاد کرد میگن یه کسی اومد مسجد پیغمبر دید که یه اوسی به یه خزرجی  بعد نماز دست میده میگه تقبل الله اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله 
خانم حضرت زهرا سلام الله علیها یک فهرستی از خدمات رسول خدا رو بیان می‌کند. اینم عرض کردیم که چرا خانم اینها رو بیان میکنه ، بخاطر اینکه آدمی نوعاَ فراموش میکنه خیلی هم زود یادش میره و لذا از این باب که باید تذکّر داده بشه که اینها به خودشون بیان اونم چه پیغمبری پیغمبری که فرمود: هیچ پیغمبری مثل من اذیت نشد حالا بازم خدماتی که پیامبر اکرم کرده حضرت زهرا سلام الله علیها می فرمايد اینم می بینیم برخاسته از آیات الهی هست اون کلمات خانم رو می تونیم بگیم اقتباس شده از آیات ۲۴ و ۲۵ سوره ی انفال حالا تو قرآن می فرماید: ای کسانی که ايمان آوردید صحبت
حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها می‌فرماید که شما در چه وضعیت اقتصادی بودید زندگیتون به چه شکلی بود چی می‌خوردید  مثلاً آبی رو می‌خوردید که ادرار شتر توش بود غذاتون چی بود روده خشک گوسفند  یه چنین وضعی داشتید مردمی بودید که هر لحظه می ترسیدید  که مردمان دیگه بیان شما رو بربایند و ببرند مثل یه عقابی که میاد  یه کبوتری رو برمی‌داره می‌بره خب هیچی به هیچی نه کسی متوجه میشه نه کاری داره برای چی برده شما مثل آتشی بودید که 

عکس نوشته

تصاویر مذهبی از حاج آقا ذوالقدر

ویدئو کلیپ های دیدنی از حاج آقا ذوالقدر

مطالب صوتی از حاج آقا ذوالقدر