در ادامه توحید مفضل آقا امام صادق علیه السلام میفرماید :
ای مفضل اگر پادشاهی از پادشاهان قسمت نماید بر اهل مملکت خود چندین هزار از درهمیان درهم و دینار ،
یه دفعه بیاد بگه به هر شهروندی و هر کسی ما اینقدر میدیم چند هزار سکه مثلاً میدیم .
هر آینه در نظر مردم عظیم می نماید ، یه دولت پیدا شد هرکسی هزار تاسکه داد و آوازه کرم او به اطراف جهان میرسد ،
میگن به به عجب دولتی و عجب پادشاهی و این بخشش در جنب یک باران سیراب کننده چه نماید.
همین بخششی که این پادشاه کرد به هر کی هزارتا سکه داد ، این در برابر یه باران سیراب کننده چیه ؟
زیرا که به آن شهرها مامور میگردد به بارونه که شهر آباد میشه و نمووی که از آن در غلات بهم میرسد اگر بارون نیاد غلات بهم میرسه،
اگر بارون نیاد میوه نباشه ، گندم نباشه اون سکهها به چه درد میخوره ؟ هیچی