حاج میثم ذوالقدر

مطالب دینی از حاج آقا ذوالقدر

میثم ذوالقدر

مطالب دینی از حاج آقا ذوالقدر

 

وسئل(علیه السلام) عن قول الرسول(صلی الله علیه وآله)

غیروا الشیب ولا تشبهوا بالیهود :فقال(علیه السلام) :انما قال (صلی الله علیه وآله) ذالک والدین قل فاما الان وقداتسع نطاقه وضرب بجرانه فامرو ومااختار

 

ازامام پرسیدندکه رسول خدا(ص) فرمود: موها را رنگ کنید ،و خود را شبیه یهود نسازیدیعنی چه؟فرمود: پیامبر(ص) این سخن را در روزگاری فرمود که پیروان اسلام اندک بودند،اما امروز که اسلام گسنرش یافته، و نظام اسلامی استوار شده ، هرکس آنچه را دوست دارد انجام دهد.

ازامیرالمومنین دررابطه با این فرمایش پیغمبر سوال کردند که پیغمبر فرمود (غیروا الشیب ولا تشبهوا با لیهود)

این ریش هاتون را چیز کنید عوض کنید ،تغییربدهید ،ریش هاتون را خظاب کنید ،رنگ بزارید و خودتان را شبیه یهود نکنید یهودی ها خب ریش ها را رنگ نمی زاشتند سفید همه سفید بود

پیغمبرفرمود رنگ بزارید،خضاب کنید،وسمه کنید ، وسمه و خضاب کنید که بعد مسلمانهاچیکارکردند بعداز اون ریش ها را رنگ میزاشتن میشد سیاه بعدکه سیاه میشد طرف فکر میکنه کیه یه جوان خب بعد یه اتفاقی می افتاد با این کاریه اتفاقی می افتاد هم دل دشمنها می لرزید خب چون وقتی که می خواستن بجنگن دشمن یه نگاه می کرد می ایستاده از دور می دید اینها همه محاسن سیاه ایستادن دلش می لرزید فکر می کردن همه چی هستن جوان هستن ،

 

هم این که زنهاخوششون می امد خانم ها خوششون میاد ببیند ریششون مشکی،سیاه هست ولی وقتی زن میبینه ریش اقا سفیدشده این دیگه کارش تمومه وبه درد من نمی خوره فاتحه ش خوانده است

ولی وقتی میبینه این ریش شوهرش مشکی است کیف میکنه میگه به به اون هنوز جوان است ماشالله قبراق است خب پیغمبر مسلمانها را ،آقا پاشید برید چیز کنید ریش هاتون چیز کنید حنا بزارید چیکار کنید خضاب کنید.

 

ازامیرالمومنین دراین‌مورد سوال کردند یا علی این فرمایش آقا رسول الله حضرت فرمود: (انما قال ) حضرت فرمود پیغمبراون موقعی گفت که مسلمانان کم بودند

چون الان بخواهید شما بااین فرمان بریدجلو الان هیچکس نباید ریش شون سفید باشه همه باید ریش هاشون را رنگ کنندها بعدحضرت فرماید نه نمیخواد همه رنگ کنند این اون موقعی گفت که مسلمانها کم بودند ۳۱۳ نفربودن

میخواد بروندبه جنگ ۳هزار نفر خب بعدهم دشمن نگاه میکنه میبینه اینها همه پیرمرد وایسادن شمشیر کشیدن جون ندارن که فوتشون کنیم تمومشون می ریزن به هم و لذا پیغمبر هی گیرمیداد میگفت زور می کرد یاالله ریششون را رنگ‌کنید وحموم می بردن وآنجا دونه دونه ریششون رارنگ می کردند

 

خب ( فاما الان) اما الان چی ( وقداتسع نطاقه ) این اسلام دیگه جون گرفته و( وضرب بجرانه ) وبالهایش مستحکم شده(فامرو ومااختار) هرکس با اختیارخودش دوست دارد رنگ کنه ریش شو دوست نداردنکنه دیگه الان اجباری نیست همون موقع اجباری بود پیغمبر می فرمود خودتون را شبیه یهودنکنید پاشید برید رنگ کنید الان دیگه نه دیگه اسلام وسعت پیدا کرده وزیادشده مسلمانها نیاز به این نیست هر کس میخواد بره .

 

ازاسما بن خارجه زن بود هی به کنیزش پول میداد بعضی از زنها زود موهاشون سفید میشه به غلامش، کنیزش پول دادکه رنگ بخر من بزارم سرم الان آقا میادش نگاه میکنه من موهام همه سفیدشده وحشت میکنه

کنیر بیچاره گفت حاج خانم تا کی میخواهی پینه کنی تاکی میخواهیدپینه کنی بلاخره که میفهمه حالا این همه رنگ کردن، خضاب کردن خوبه دستورداریم اتفاقا به حنا گذاشتن حالا که خلاصه که می خواهید بفرمایید هرچیزی تابع یه موضوعی است هرحکمی باید به شرایطی هست توی این زمان واجب شد رنگ گذاشتن ولی الان واجب نیست.

 

مثلا آقا این آب انگور را میزاری یه مقدارش میره میشه شراب خب این نجس است درست یه خورده که ازش میگذره میشه سرکه این یه حکم دیگه داره غیرازحکم شراب تادیروز نجس بوده یه مقدارش رفت این دیگه الان هم پاک وهم حلال است خب هر حکمی تابع یک موضوع و یک شرایطی هست.

خدا انشالله به شماها خیردنیاواخرت بدهد.

بعضی که اصلا ریششون سفیدمیشه دیگه رنگ نمیزاشتن میگفتن خدا وقتی ریش سفید میشه حیا میکند که بنده ش را عذاب کند
رنگ نمیزاشتن بعضی ها هم نه اهل جوانی بودن میخواستن ادعا کنند جوان هستن همیشه طرف ریشش رارنگ میزاشت پیغمبرهم اختلاف دارد یه تکه از موهای صورتش سفید شد،رنگ گذاشت بعضی هاهم میگن نه رنگ نزاشت واما امیرالمومنین

اقاامیرالمومنین زودمحاسنش سفید شد زود خیلی زود سفید شد بعد از اتفاقا به امیرالمومنین گفتند پیغمبرهم سن وسال شما بود همه محاسن سروصورتش سیاه بود فقط ۱۷ تاموی سفید توی سروصورتش پیدا میشدمی شمردن آقا۱۷ تا بعد امیرالمومنین فرمود اخه مافرق می کنیم ما باپیغمبر فرقرمی کنیم اخه ماتوی مصیبت هستیم

میگن چرا خضاب نمی کنی سفید شدموهات علی جان گفت خظاب زینت هست ما در مصیبتیم ما تومصیبتیم مصیبت چی؟
حتما اشاره به مصیبت خانم فاطمه زهرا دارد بعدازچندسال ۲۰ سال یا ۳۰سال امیرالمومنین درمصیبت می فرماید ما در مصییت هستیم قربونت برم یا امیرالمومنین که هروقت به شما میگفتن بدترین لحظه عمرتون کی بود هی صدا می زدی اون موقع که خانمم بین در و دیوار مرا صدا می زد خیلی برای امیرالمومنین سخت گذشت توی اون لحظه ازش سوال کردند گفتن شما بالاتری یا نوح ؟

آقافرمود من بالاترم گفتن چرا فرمود اخه نوح رامگه چیکارش کردن یه خورده اذیتش کردن ،زده بودنش همین بود دیگه نفرین کرد تمام کوره زمین را آب برد اما جلوی چشم من زنم وبچه م را زدن خانمم بین در ودیوار فاطمه من این طور اما من نفرین نکردم اینها رو حالا شما بگیدغم و غصه امیرالمومنین چقدر بوده وقتی خانم فاطمه زهرا را ازدست داد دیگه همدم وهمرازش شد چاه، سربه چاه فرو می برد با چاه درد ودل می کرد.

الا هی چاه یارم را گرفتند

گلم ،عشقم ،بهارم راگرفتند

میان کوچه ها باضرب سیلی

همه دارو ندارم راگرفتند

یه خورده از غم وغصه های امیرالمنین بگم شما ناله بزنید

الهی غم گسارم سوگوارم شب هست وطاقت رفتن ندارم

فلک بامن سرسازم ندارد بدون فاطمه نالان وزارم

عرضم تمام همین یه بند از همه التماس دعا

الهی سینه من کوی دردس

گلستان سرورم سرد سردس

عزیزم فاطمه ازدرد مسمار

رخ مهتابیش غمگین وزرد س

زهرای من زهرای من زهرای من

 

Share on telegram
تلگرام
Share on whatsapp
واتس آپ
Share on facebook
فیس بوک
Share on linkedin
LinkedIn

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *