بسم الله الرحمن الرحیم
داستان ولادت حضرت عیسی بن مریم علیهما السلام _ قسمت دوم
در رابطه با ولادت حضرت عیسی بن مریم علیهما السلام بحث کردیم و به اینجا
رسید داستان که خب حضرت مریم علیها السلام باردار شد به حضرت عیسی
مدت حملش رو گفتیم اما آیه قرآن می فرماید او رو درد زاییدن بسوی درخت
خرمایی کشاند و خب حضرت عیسی علیه السلام که متولد شد جناب مریم گفت
ای کاش قبل از اینکه من صحنه رو ببینم مرده بودم و ای کاش نام من از خاطرهای
مردم رفته بود و همه منو فراموش می کردند خب حالا در نقل هست که در تفسیر قمی هم هست وقتی به درخت رسید حضرت عیسی علیه السلام از
او متولد شد وقتی نگاهش به حضرت عیسی علیه السلام افتاد گفت
کاش پيش تر مرده بودم این روز رو نمی دیدم حالا من چه بگویم به خاله خودم
و چه بگویم به بنی اسرائیل که بعد یک مرتبه ندایی از جانب زیر پای حضرت مریم علیها السلام یا تلی چون میگن
روی تلی قرار گرفته بود که یک ندایی برخاسته شد که ندای جبرئیل یا صدای
همین فرزند همین کودک دارد سخن می گوید ولی در بعضی از نقلها در
مجمع البیان میگن که جبرئیل از زیر تل ندا کرد او رو ای مریم اندوهناک نباش
پروردگار تو از زیر تو نهری یا مثلا بگیم اون شریف بزرگی که اون عیسی هست
جاری کرد و از امام باقر علیه السلام نقل است که اون نهری بود که سالها خشک شده بود در اون وقت حق تعالی
آب در آن جاری کرد و خب دستت رو به درخت بزن و تکان بده حالا اون درخت رو
تا اینکه فرو بریزه بر تو رطبی رسیده و چیده شده. از امام باقر علیه السلام
نقل هست که استشفا نمیکند زنان تازه زاییده به چیزی که بهتر از رطب باشد
یعنی خود این رطب برای زنانی که تازه فرزند متولد شده ازشون بهترین چیز
هست و شفا هست زیرا که خدا او رو طعام حضرت مریم قرار داد
ولذا خوبه خانم ها بعد از اینکه فرزندشون بدنيا میاد اولین چیزی که بخورند خرما
باشه فرمود اون درخت خشک شده بود میوه نداشت و حضرت مریم هم درخت
رو حرکتی داد و بعضی هام گفتند در فصل زمستان بود در هیچ درختی رطب
نبود پس خدا برای ظهور اعجازش در همون ساعت بر اون درخت بعضیا میگن
اصلا شاخه نداشته شاخه هایی و برگهایی رویانید و رطب رسیدش
از ابن عباس روایت کردند که چون حضرت مریم رو درد زایمان گرفت مضطرب بیرون اومد به تلی رسید
بر اون تل بالا رفت پس در اونجا تنه درختی رو دید تکیه به اون داد که
اون تنه هم خشکیده بود که برگ و شاخه نداشت و در اونجا وضع حمل کرد
آرزوی مرگ کرد جبرئیل در پایین تل او رو صدا زد نترس اندوهناک
نباش که خدا آب از برای تو جاری گردانید در نهر که اون آب رو بخوری
و خود رو با آن پاک کنی و درخت رو حرکت بده که رطب از برای تو فرو میریزه
بخور ای مریم از رطب بیاشام از آب و دیده ات روشن باد و شاد باد اگر ببینی از بشر احدی رو خب سوال می کنند این
فرزند چیه از کجا آمد بگو من نذر کردم از برای خداوند مهربان که امروز روزه بگیرم
پس امروز با آدمی با بشری سخن نمیگم با هیچکسی من سخن نمیگم خب حالا باز هم اینجا روایات گوناگون هست.
و ما سعی می کنیم روایات معتبر رو خدمتتون بخوانیم روایات صحیح و با سند .
از امام صادق علیه السلام هست که روزه همین از خوردن و نیاشامیدن نیست ولذا نمی بینی مریم گفت
من نذر روزه کردم یعنی خاموشی از غیر خدا غیر یاد خدا روزه یعنی مرتبه بالاترش
اینه روزه می گیرم که برای این که خاموشی از یاد خدا داشته باشم. در
احادیث معتبره دیگه نقل است که درخت خرمایی که حضرت مریم از اون تناول کرد
خرمای عجبه بود که بهترین انواع خرما هستش. خب باز هم از این بگذریم.
روایت دیگری رو ابن بابویه از ذهب بن منبه روایت کرده که وقتی حضرت مریم
به نزد درخت خرما رفت سرما بر او غالب شد یوسف نجار هیزمی جمع کرد دور اون
حضرت و تا این که مریم سلام الله علیها گرم بشه هفت گردو رو در بین خورجین پیدا کرد و اونها رو بیرون آورد
و داد که حضرت تناول کند ولذا می فرماید بخاطر همینه که مسیحی ها در
شب ولادت اون حضرت آتش روشن می کنند و به گردو و اینجور چیزها بازی میکنند .
پس مریم سلام الله علیها عیسی رو برداشت آورد به نزد خودش
گفتند که مریم چیز غریبی آوردی که بی شوهر تو فرزند آوردی یا اینکه کار بدی
کردی ای خواهر هارون ببین پدر تو که مرد بدی نبود مادرت هم که زناکار نبود
آخه این چیه علی ابن ابراهیم روایت کرده که حضرت مریم در محراب پیداش نکردن
به طلب او بیرون اومدن زکریا هم بیرون اومد به طلب تجسس حضرت مریم
دیدن که مریم می آید و عیسی را در بغل گرفته زنان بنی اسرائیل جمع شدند او رو مزمت می کردند آب دهان بر روی شریف
حضرت مریم می انداختند و اون حضرت مطلقا با اين ها حرف نمی زد تا اینکه
داخل محراب خودش شد زکریا و بنی اسرائیل آمدند گفتند ای مریم کار
بدی کردی چه عاری است از برای بنی اسرائیل که تو کردی و او رو چرا خواهر
هارون می گفتند ببینید اینجا هم اختلاف هست که مثلا در تفسیر قمی هست که
هارون یه مرد فاسق زناکار بود که به بدی مشهور بود و به همین دلیل او رد تشبیه کردند و بعضی ها گفتند که هارون تو اون
موقع مرد بسیار خوبی بوده در بنی اسرائیل که هرکسی رو می ستودن به او نسبت می دادند
بعضی ها هم گفت گفتند که او یک برادر مادری داشته بنام هارون حالا این سه تا قول که در
مجمع البیان این آمده. از امام باقر علیه السلام نقل است که هفتاد زن بودند از بنی اسرائیل که اینها تهمت زدند به حضرت
مریم و به او خطاب کردند حق تعالی عیسی علیه السلام رو به سخن درآورد
به اون زنها خطاب کرد که شما افترا می بندید تهمت می زنید بر مادر من و منم بنده خدا که خدا پیغمبر قرار داد
کتاب به من داده سوگند می خورم به خدا که هر یک از شما رو حد خواهم زد بخاطر
توهینی که به مادر من کردید فحشی که به مادر من گفتید و بعد از پیغمبری همه رو حد فحش زد
حضرت عیسی علیه السلام. حضرت مریم اشاره کرد به عیسی علیه السلام که از من نپرسید و از این بچه بپرسید اونها گفتند که چجوری
ما با کسي که در گهواره است و طفل شیرخواره هست سخن بگیم یکمرتبه دیدن این طفل به اذن الله شروع کرد
به صحبت کردن گفت در آغوش حضرت مریم هست و عیسی علیه السلام
به امر الهی به سخن دراومد در روز اول ولادت گفت من بنده خدا هستم انجیل رو برای من خواهد فرستاد ومن رو
خدای عزوجل پیغمبر قرار داد و من رو برکت قرار داد هرجا که باشم
امام صادق علیه السلام می فرمایند که یعنی من رو صاحب نفع قرار داد از جهت
علم کمال شفای بیماران زنده کردن مردگان سوری و معنوی هر کجا که باشم
نفعم به خلق میرسه و وصیت کرده من رو به نماز به جا آوردن و زکات تا زمانی که زنده هستم و نیکوکاری به مادرم
و خدای عزوجل من رو بدبخت و جبار و اینها به سبب عقوق مادر قرار نداد
سلام خدا بر من سلامتی خدا بر من یا سلام الهی بر من در روزی که متولد شدم
و روزی که می میرم و روزی که در قیامت بعد از اینکه مردم زنده میشوم.
والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته



