بسم الله الرّحمن الرّحیم
داستان حضرت عیسی بن مریم علیهما السلام _ قسمت چهارم
در رابطه با جناب عیسی بن مریم علیهما السلام بحث می کنیم.
در نهجالبلاغه هست خطبه ۱۶۰ و به سندهای معتبر از امیرالمومنین علی علیه السلام نقل است که
جناب عیسی بن مریم علیه السلام سنگ در زیر سر می گذاشت هنگام خوابیدن
جامه های زبر می پوشید و نان و خورش او گرسنگی بود چراغش در شب مهتاب
بود سرسایه اش در زمستان مشرق و مغرب زمین بود هرجا که آفتاب می تابید
میوه و ریحانش گیاهها بودند که از زمین برای حیوانات روییده میشد و او همسری
نداشت که مفتول او بشه فرزندی نداشت که اندوه او رو بخوره مالی نداشت
که او رو از یاد خدا غافل کنه طمعی هم از مردم نداشت که او رو ذلیل کند
و چهارپای او دو پای او بود و خدمتکارش هم دستهای او بود. به روایت معتبری
از امام صادق علیه السلام هست که حضرت عیسی در بعضی از خطبه های
خودش که در میان بنی اسرائیل می خواند می فرمود آی مردم من عیسی صبح کردم
و خادم من دستهای من هستند دابه ی من پاهای من هست و فراش من زمین
است بالش من سنگ است آتش من در زمستان جایی است که آفتاب به آن
بتابد چراغ من در شب ماه است نان و خورش من گرسنگی هست پیراهن من ترس خداست پوشش من پشم است
میوه و گل و لاله من گیاه زمین است که حیوانات می خورند و شب می گذرانم و هیچ ندارم و صبح میکنم و هیچ ندارم
و در روی زمین هیچکس از من عیسی غنی تر و بی نیاز تر نیست
اگر بخواهیم همه اینها رو در یک کلمه جمع کنیم میشود قناعت
قناعت گنجی است که اگر کسی قناعت نکند اصلا به حیات طیبه نمیتواند ورود
کند . در روایت دیگری هست که زن کنعانی پسری داشت زمین گیر شده بود
آمد خدمت جناب عیسی علیه السلام که شفا بده حضرت عیسی علیه السلام فرمودند که من امر شده ام که بیماران
بنی اسرائیل رو شفا بدهم اون زنه گفت یا روح الله سگها ته مانده سفره های
بزرگان را میخورند و وقتی که خواند رو هم برداشتن مثلا این سگ یه چیزی يه بهره ای میبره حالا ما هم به سان
سگان که تو از حکمت خودت به ما بهره ای بده و ما رو محروم نکن گاهی اوقات
بعضی از سخنها چقدر عاقلانه است که دارد حضرت عیسی علیه السلام از خدا رخصت طلبید و دعا کرد و فرزند خودش
شفا گرفت. در حدیث معتبر است از امام صادق علیه السلام پرسیدند
آیا به عیسی علیه السلام دردهایی که به سایر فرزندان آدم میرسه می رسید؟
امام صادق علیهالسلام فرمود بله چرا نرسه او در طفولیت اتفاقا بیماری هایی بر او عارض میشد که بر مردم بزرگ عارض
میشه و در بزرگی هم دردهای اطفال عارض میشد وقتی در طفولیت مثلا به
بعضی از مریضی ها مبتلا شد که بزرگان مبتلا میشن به مادرش گفت مادر
عسل و سیاهدانه و روغن زیت از برای من بیار مادر جناب مریم علیها السلام
رفت این رو آماده کرد آورد گذاشت جلوی فرزند دلبندش عیسی علیه السلام اما دید که فرزندش عیسی علیه السلام اظهار
کراهت می کند بی رغبتی می کند جناب مریم علیها السلام فرمودند که
پسرم تو خودت این دوا رو از من طلب کردی حالا چرا بدت میاد چرا نمیخوری
گفت مادر اینکه دوا طلبیدم دوا درست کن این به علم پیغمبری بود
اما از برای بدمزگی دوا و این سختی که لازمه کودکان هست خب من بدم میاد
کراهت خوردن بخاطر اینه پس با این حال دارو رو می گرفت و می خورد در حدیث
دیگه ای هست که گاهی بود عیسی علیه السلام گریه بسیار می کرد حضرت مریم
علیها السلام مانده میشد می گفت مادر انقدر مثلا گریه نکن و او هم می گفتش که
مادر پوست فلان درخت رو بسای نرم در آب و به من بخوران تا من این درد درونیم و اینها آرام
بشه و گریه نکنم حضرت مریم دوا رو در گلوی او می ریخت تا بسیار او باز گریه می کرد
حضرت مریم علیها السلام می گفت که تو خودت نگفتی که من این دوا رو برات بسازم می فرمود
که مادر علم پیغمبری هست و ضعف کودکی هم هست چه کنم و باز گریه کرد.
به سند معتبر از امام رضا علیهالسلام نقل هست که رسول خدا فرمودند بر شما باد به خوردن
عدس که مبارک و مقدس است و دل را نرم می کنه و گریه رو بسیار میکنه هفتاد پیغمبر بر او
برکت فرستادند و آخرین آنها حضرت عیسی علیه السلام هست
در روایتی از امام حسن مجتبی علیه السلام هست که عمر حضرت عیسی علیه السلام در دنیا سی و سه سال بود
و حق تعالی او رو به آسمان برد و بر زمین فرود خواهد آمد در دمشق اشاره به زمان ظهور دارد.
امام مجتبی می فرماید که در دمشق بر زمین فرود خواهد آمد و دجال لعنت الله علیه او رو
خواهد کشت . به سندهای معتبری هست از امام صادق علیه السلام
که عیسی علیه السلام به حج خانه کعبه رفت و به صفابح آنها گذشت و می گفت
لبیک عبدک وبن عمدک لبیک . به سند معتبر دیگری نقل است که حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم در شب معراج
عیسی علیه السلام رو دید مردی بود سرخ روی پیچیده مو و میانه بالا. به سند موثق از امام باقر علیه السلام نقل هست که
حق تعالی حضرت عیسی رو بر بنی اسرائیل مبعوث گردانیده بود و پیغمبری او در بیت المقدس بود و بعد از او دوازده نفر از
حواریین اوصیای او بودند وصیان و جانشینان او بودند . یک نکته هم عرض بکنیم ،
در حدیث ابوذر از حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم نقل است که
اول پیغمبران بنی اسرائیل بوسا علیه السلام بود و آخرین آنها عیسی علیه السلام بود و در میان این دو بزرگوار ششصد پیغمبر مبعوث شدند .
والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته



