بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
داستان حضرت عیسی بن مریم علیهما السلام _ قسمت پنجم
درخصوص حضرت عیسی علیهما السلام بحث می کنیم.
به سند صحیحی نقل است که شخصی از امام باقر علیه السلام سوال کرد
که حضرت عیسی که در گهواره سخن گفت آیا حجت خدا بود بر اهل زمان خودش؟ حضرت باقر فرمود
در اون وقت پیغمبر خدا بود و حجت خدا هم بله اما خب مرسل نبود
مگر نشنیده ای که خدا می فرماید عیسی در گهواره گفت که من بنده خدا هستم
آنا عبدالله… و خدا به من کتاب داده و من رو پیغمبر قرار داده راوی پرسید پس
حجت خدا بر زکریا هم بوده در اون هنگامی که در گهواره بوده
حضرت فرمودند که در اون حال یک آیتی بود یک دانه ای بود از برای مردم و
رحمت خدا بود از برای مریم که سخن گفت و پاکی مریم رو از گمان های بد
مردم ظاهر گردانید و پیغمبر و حجت خدا بود بر هر که سخن او رو شنید در همان
حال پس جناب عیسی خاموش شد تا دو سال بر او گذشت زکریا علیه السلام حجت
خدا بود بر مردم در اون دو سالی که عیسی علیه السلام خاموش بود
پس زکریا به رحمت خدا واصل شد و پسرش یحیی از او ارث برد کتاب و حکمت رو در وقتی که کودک و کوچک بود
حضرت فرمود نشنیدی خدا فرموده است گفتیم ای یحیی بگیر کتاب رو به قوت و حکمت و نبوت
را به او دادیم در کودکی عیسی علیه السلام هفت ساله که شد ادعای پیغمبری کرد و ادعای رسالت کرد
وحی الهی به او می رسید عیسی علیه السلام حجت الهی شد هم بر یحیی هم بر همه مردم دیگر. حضرت فرمود
یکروز زمین بدون حجت باقی نمی ماند بر مردم از روزی که خدا آدم رو آفریده تا
انقراض آوم همیشه زمین حجت خواهد داشت بر مردم. به سند صحیحی
نقل است که صفات به امام رضا علیه السلام عرض کرد که آقا خدا برای ما
نیاره اون روزی که شما نباشید و اگر حالا چنین بشه پس چه کسی امام ما خواهد بود؟ حضرت رضا علیه السلام
اشاره کردند به سوی آقا امام محمد تقی بسوی حضرت جواد علیه السلام که نزد پدر خودش بود
فرمود این کودک امام خواهد بود سفان گفت آقا این کودک که سه سالشه حضرت فرمود چه
ضرری داره عیسی قبام به حجت پیغمبری کرد در حالی که سه ساله بود در حدیث صحیح دیگری هست که خدا حجت
رو تمام کرد به عیسی علیه السلام در وقتی که دو ساله بود. خب این اختلاف
در سن حضرت عیسی علیه السلام که اونجا هفت در روایت امام رضا علیهالسلام
در روایت آخر دو یا ممکنه به سبب تقیه باشه یا ممکن به سبب اینکه اون کسی
که روایت رو شنیده و خواسته نقل کنه این عدد رو فراموش کرده اشتباه از طرف راوی باید
باشد. در حدیث معتبر دیگری از امام باقر علیه السلام هست که وقتی حضرت عیسی علیه السلام متولد شد در یک روز آنقدر بزرگ میشد که اطفال
و کودکان دیگر در دو ماه بزرگ می شدن وقتی که حضرت عیسی علیه السلام هفت ماه از
ولادتش گذشت حضرت مریم او رو به مکتب خانه آورد و در پیش روی معلم نشانید
معلم به او گفت پسرم بگو بسم الله الرحمن الرحیم و عیسی علیه السلام هم گفت معلم گفت
بگو ابجد حضرت عیسی سر بالا کرد فرمود که تو خودت میدونی که ابجد معنیش
چیه؟ اینجا دارد معلم عصبانی شد تازیانه رو بالا برد که جناب عیسی علیه السلام رو
بزنه حضرت عیسی فرمود ای معلم منو نزن اگر خب می دانی بگو اگر نمی دانی
حتما بپرس تا من بهت بگم معلم هم که در اوج عصبانیت بود و اینها گفت خب بگو ببینم چه
می دانی حضرت عیسی علیه السلام فرمود الف آلا و نعمتهای خداست با بهجت و صفات کمالیه خداست جیم جمال الهی است دال دین خداست حا حول جهنم است
واو اشاره است به ویل..وای بر اهل جهنم ضا فریاد جهنم است و خروشیدن اون بر عاصیان حطی یعنی کم میشود و برطرف می شود
گناهان از استغفار کنندگان خوشا به حال کسانی که بتواند استغفار کنند اهل استغفار باشند و
کلمن کلام خداست و کلمات و وعده های خدا رو کسی بدل نمی تونه بگوید و سَعْفَصْ
یعنی در قیامت جزا خواهند داد ساعی رو به ساعی کسی که حالا با پیمانه و کیدی
رو به کیدی و فرمود همه را در قبرها می پاشند و در قیامت زنده می کنند
خب حالا این توضیحاتی بود که حضرت عیسی علیه السلام داد به اون معلم و معلم هم که دید
که این کودک اصلا انگار متفاوت هست صدا زد خانم حضرت مریم رو گفت
ای زن دست پسرت رو بگیر و ببر که او علم ربانی دارد اصلا احتیاج به معلم نداره برای چی بچه ات رو اینجا آوردی؟
به سند معتبر از امام صادق علیهالسلام نقل هست که عیسی علیه السلام
به کنار دریا رسید یک گرده نان که قوت خودش بود به آب انداخت بعضی از
حواریون اونجا گفتند یا روح الله چرا شما سهم خودتون رو به آب انداختید
فرمود برای این انداختم که جانوری از جانوران دریا بخوره و ثوابش نزد خدا عظیم است.
به سند معتبر از امام صادق علیهالسلام هست نام های بزرگ خدا هفتاد و سه است دو تام از اونها
رو به عیسی علیه السلام داد و اون معجزات از او به سبب اون دو نام ظاهر شد
البته ببینید این دو نام می تواند از نام های بزرگ باشد که نام های دیگر رو هم در خودش پوشش
بده. هفتاد و دو نام رو آقا امام صادق علیهالسلام فرمود خدا به ما داده و یک نام مخصوص
خداست که به کسی تعلیم نکرده است. به سند صحیح از امام صادق علیهالسلام هست که
فرمود از خدا بترسید و حسد به یکدیگر نبرید بدرستی که حضرت عیسی علیه السلام از جمله شریعت های او سیاحت
و دیدن در روی زمین است در بعضی سیاحت های خودش که بیرون رفت و
مرد کوتاه قامتی از اصحابش با او همراه شد از اون حضرت هم جدا نمیشد وقتی
به دریا رسیدند عیسی علیه السلام بسماللّه گفت به یقین درست و پا روی آب روان گذاشت و حرکت کرد این مرد هم
مانند حضرت عیسی بسماللّه گفت به یقین درست و قدم روی آب گذاشت
و از پی اون حضرت روان شد به عیسی علیه السلام که رسید یکمرتبه عجبی در نفسش پیدا
شد گفت ببین با عیسی روح الله دارم روی آب راه میرم پس او
چه فضیلت و برتری نسبت به من داره منم مثل او دارم راه میرم دیگه وقتی این معنا در ذهنش آمد که خب منم شدم
عیسی دیگه من و او چه فرقی با هم داریم همون لحظه این مرد کوتاه قامت رفت تو آب داشت غرق میشد و اینها
استغاثه کرد به حضرت عیسی علیه السلام کع قربانت برم دست من رو بگیر
حضرت عیسی علیه السلام دست او رو گرفت و از آب بیرون آورد . حضرت عیسی علیه السلام
پرسید که چرا این بلا سرت اومد؟و او هم اونچه که به نظرش آمده بود و گفت و حضرت عیسی فرمود
ببین نفس خودت رو در جایی گذاشتی که خدا تو رو در اونجا نگذاشت همه حرفها همینه
خدا بیامرزه کسی رو که قدر و منزلت خودش رو بدونه حضرت عیسی فرمود ببین ادعای مرتبه ای کردی که برتر از
مرتبه توئه خدا لعنت کنه کسانی رو که ادعا کردند و ظلم کردند به محمد و آل محمد فرمود به این سبب خدا تو رو
دشمن میداره پس توبه کن بسوی خدا از اونچه که گفتی و اونچه که در خاطرت گذرانیدی و اون مرد دارد که توبه کرد
و برگشت به حالتی که داشت حضرت فرمود از خدا بترسید و حسد بر یکدیگر نبرید.
والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته



