حاج میثم ذوالقدر

مطالب دینی از حاج آقا ذوالقدر

میثم ذوالقدر

مطالب دینی از حاج آقا ذوالقدر

بسم الله الرّحمن الرّحیم

داستان حضرت ارمیا علیه السلام _ قسمت اول

 

به حمدالله بنا داریم چند تن از پیغمبران دیگر که معروف هستند به حضرات ارمیا دانیال و عزیر علیهم السلام

انشاالله ار منظر آیات و روایات یکخورده بپردازیم و با این ها آشنا بشیم

انشاالله مباحث تکمیلی هم جلسه بعد عرض می کنیم.

ببینید آیاتی هست در قرآن سوره بقره آیه۲۵۹ می فرماید

حالا ترجمه تحت اللفظیش رو بخوایم بگیم آیا دیده اید مانند کسی که گذشت

بر قریه ای که خالی بود و دیوار هاش و این‌ها ریخته بود حالا اینجا اون کی بود

که اینجا خدا می فرماید اختلاف هست بعضی روایات می فرماید عزیر بوده

بعضی ها گفتند ارمیا بوده جفتش هم روایت داریم و اون قریه ای هم که

اینجا اشاره می شود بعضی ها گفتند بیت المقدس بود که اون رو بخت النصر خراب کرده

بود بعصی ها هم میگن که ارضه مقدسه بود ببینید اینجا حالا قول های دیگر هم هست

که بهش نمی پردازیم آیه بعد می فرماید که اون کس وقتی که دید اون روستا ها رو اینجوری ریخته شده و خراب شده گفتش که

چجوری خدا زنده خواهد کرد این شهر و اهلش رو بعد از این خراب شدن و

بعد از این مردن و این ها البته خب این رو این قول رو بر وجه انگار نگفت که

مثلا نمیشه و این‌ها نه این رو این بیان از جهت عظمت و قدرت الهی بود یا اینکه

مثلا می خواست بدونه که چجوری این ها زنده میشن همینجوری که حضرت ابراهیم علیه السلام

گفتش که من چجوری می خوام ببینم و خدا هم به او نشان داد بعضی از مفسرین هم اینجا

گفتند که نه عزیر بود و نه ارمیا بلکه مرد کافری بود حالا له هرحال البته این قول آخر

مخالف احادیث بسیاری هستش بعد ادامه آيات می فرماید وقتی اون قائل این رو گفت

صدسال خدا او رو میراند بعد از صدسال او رو زنده اش کرد وقتی که

او زنده شد گفتش که اینجا دارد که حالا یه کسی به او گفت که خب بگو ببینم

چند مدت هست که در این مکان مکث کردی گفتش که یه روز بعد وقتی

نگاه کرد به آفتاب دید که آفتاب مثلا بلند شده و این ها گویا مثلا غروب نکرده

یعنی مثلا یه بخشی از روز رو من اینجا مکث کردم حالا ببینید عرض بکنم که

کی بود این گوینده که او گفتش که فلانی چند وقته اینجایی بعضی ها گفتند

اون سوال کننده خدا بوده ندا از آسمون به او رسیده بعضی ها هم گفتند که

اون ملکی بود بعضی ها گفتند پیغمبری بود مردی بود که مرد مسنی بود که

او رو شناخت بعد از زنده شدن و این‌ها حالا به هر حال کاری نداریم اصل داستان مهمه

وقتی که اون پیغمبر گفتش که من یه روز یا بخشی از یه روز من اینجا درنگ کردم

به او جواب داد که خیر بلکه صدسال در این مکان مانده ای و مرده ای و الحال تو زنده شده

ای پس نظر کن به این خوردنی و آشامیدنی خودت ببین که این‌ها هیچ

تغییری درشون نمی بینی بعد از صدسال خدا اگر بخواد نگه داره چجوری اونی که نقل است

که او وقتی به این مکان می آمد انگوری تو کیسه اش بود

انجیری آب انگوری همراهش بود این ها با این لطافت انگور خب لطیفه دیگه

با این لطافت مدت صدسال هيچ تغییری به قدرت الهی توش پیدا نشده بود

حالا یه نگاه هم بکن به سوی اون درازگوش خودت ببین چجوری پوسیده شده

استخوان‌هاش چجوری ریخته شده و برای این تو رو میراندیم که این آیتی باشد برای مردم بر حقیقت زنده شدن

اون ها در قیامت نظر کن بر استخوان های پوسیده که چجوری اعضای بر روی یکدیگر

بلند میکنیم متصل می کنیم و بعد از اون لباس گوشت بر روی آنها می کشیم اکثر از علما

و بزرگان گفتند که حق تعالی حمار او رو در نظر او زنده کرد

همون در جلو چشمش زنده کرد که ببینه خدا چجور مرده رو زنده می‌کنه و بعضی هام گفتند

که اول خدا چشم او رو درست کرد و نظر می کرد بر استخوان ها و

این ها که پراکنده شده بود که جمع شدند و متصل شدند و گوشت و پوست

بر روی اون‌ها رویید وقتی که این ظاهر شد گفتش که من می دانستم که خدای تبارک و تعالی بر هر چیزی تواناست

و بر هر چیزی قادر هست خب چون محدودیت در ارسال صوتها ما داریم

نمی تونیم حجم صوتها رو بیشتر از پنج مگ باشه به همین مقدار کفایت می کنیم.

حالا این از منظر آیات بود انشاالله یه حدیث مفصلی هم در این زمینه

خدمتتون عرض می کنیم در جلسه آینده در صوت بعدی از همه شما خواهش ميکنيم که انشالله صوتها رو با دقت

گوش کنید و اگر نکته ای مسئله ای پیشنهادی بود به آیدی ما پیام بدید حالا یا صوتی

یا بصورت نوشتاری انشاالله که ما از این رهنمودهای شما از این تذکر های شما نهایت

استفاده رو بکنیم و پیشرفت خوب و قابل توجهی در مباحث مون داشته باشیم.

والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته

Share on telegram
تلگرام
Share on whatsapp
واتس آپ
Share on facebook
فیس بوک
Share on linkedin
LinkedIn

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *