بسم الله الرحمن الرحیم
خب میرسیم به آیه ششم از سوره بقره میفرماید که
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم ان الذین کفرو سوا علیهم… خدای تبارک و تعالی
بعد از اینکه خب متقین رو معرفی میکنه پشت سر متقین کفار رو
تعریف میکنه یک روحیاتی یک صفاتی برای متقین بیان میکنه
که اینها ایمان میارن به غیب نماز به پا می دارند اینها انفاق میکنند
اینها به اونچه که نازل شده بر تو و قبلیها ایمان دارند و این متقین
به آخرت یقین دارند این صفاتی بود حالاتی بود اوصافی بود که متقین داشتند
و اینها بر یک هدایتی از ناحیه پروردگار هستند و اینها هستند که
رستگاران هستند خب پشت سر اینها این آیات حالات کفار مطرح میشه
کافر ببینید به کسی میگن که پوشاننده است میپوشاند حق رو واقع رو
یعنی خودش می پوشاند نه که نفهمه نه خودش میپوشونه و کفر میورزه
یه شعری هست مرحوم نراقی توی کتاب معراج السعادا اونجا آورده به نظرم به اینجا میخوره میگه آن کس که بداند
و بخواهد که بداند خود را به بلندای سعادت برساند
آن کس که بداند و بداند که بداند اسب شرف از گنبد گردون بجهاند
آن کس که بداند و نداند که بداند با کوزه آب است ولی تشنه بماند
آن کس که نداند و بداند که نداند لنگان خرک خویش به مقصد برساند
آن کس که نداند و بخواهد که بداند جان و تن خود را ز جهالت برهاند
اما وای به حال اون کسی که ندونه و ندونه که ندونه
در جهل مرکب ابدالدهر بماند بدتر از او اون کسی که نداند و نخواهد که
بداند حیف است چنین جانوری زنده بماند آنکس که نداند ببین و نخواهد که بداند این ابولهب این ابوجهله
که کافر می پوشونه اصلا نمیخواد بفهمه بناشو گذاشته بر نادانی
آیه ۷ ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم.. خدا مهر زده بعد
نه اینکه خدا العیاذ بالله مثلاً اینجا ظالم باشه نه اعمال خودش یه طوری بوده
که خدا مهر زده یعنی نتیجه عملشه توی آیات هم هست بل تبع الله علیها.. خدا چرا مهر زده به خاطر کفر خودشون
ببین بکفرهم وا اومده یعنی مقابله یعنی چون اینا کافر شدن و نمیخوان که
بفهمن خب خدا مهر زده پس این آیه ششم که اینجا ما داریم اونایی که کفر
ورزیدن کافر شدند به بالله…این ها فرقی نمی کنه سواءن یعنی مساوی است
یارسول الله تو اینها رو انذارشون بکنی خب بترسونی چون پیغمبر منذره
تو منذری و برای هر قومی یه هادی هستش هدایتگری هستش
خب پیغمبر که منظره کارش اینهها کار پیغمبر ترساندن تخفیف دادن تخفیف
یعنی نه اون تخفیفی که.. خوف دادن برحذر داشتنه پیغمبر کارش انذار کردنه
هی اینا رو از قیامت بترسانه از عقوبت اعمالشون بترسانه خدا به پیغمبر میگه
یا رسول الله فرقی نمیکنه اینها رو چه بترسانی انذارشون بکنی یا اصلاً هیچگاه
اینا رو اصلاً انذرشون نکنی هیچ وقت ایمان نمیارن یه نکته پس معلوم میشه
انذار برای ایمان آوردن یعنی اینکه آدمی هی بیاد این عذابهای جهنم رو بخونه
و هی بگه بالا منبر مثلاً مردمو بترسونه اینا همش برای ایمان آوردنه
خب این دقیقاً نقطه مقابل متقین متقین روحیاتشون این بود که اینا سوار بر مرکب هدایت هستند از ناحیه پروردگار
اما این لامصبا اینا اصلاً موجودات عجیبی همین شاعر چی گفتش حیف است
که زنده بماند چه ارزشی دارد یه آقایی اومده بود خدمت امام حسین علیه الصلاة و السلام امام حسین فرمود
کدوم عمل افضله افضل است او گفتش که ایمان به خدا افضل اعمال هست
بالاترین عمل هستش بعد امام حسین از او یه سوال دیگه کرد که بگو ببینم مهمترین دستگیره
چیه او گفتش که کل بر خدا بعد امام حسین فرمود به من بگو ببینم آدم به چه چیز
زیبا میشه زیبایی علیه السلام یک سوال دیگه کرد بگو
ببینم مهمترین دستگیره مرد چیه او گفت توکل بر خدا بعد امام حسین علیه السلام
فرمود آدم به چه چیزی زیبا میشه گفت علم داشته باشه حلمم داشته باشه بعد حضرت فرمود اگر این نبود چی
گفتش که یا اباعبدالله مال داشته باشه ثروت داشته باشه مروتم داشته باشه
خرج بکنه تو راه خدا بعد حضرت فرمود اگر این نبود چی حضرت فرمود که
حضرت فرمود اگه این نبود چی مرد عرب فرود فقیر باشه منتها صبر باشه
بعد امام حسین فرمود خب اگه این نبود چی بعد این مرد عرب گفت یا اباعبدالله
اگر نه عالمه نه ثروتمند نه فقیری هستش که صبر بکنه خب این هیچی
دیگه یه صاعقه از آسمون بخوره تو کلهاش به درک واصل بشه این نباشه
بهتره حضرت لبخند زدن و تایید کردن یعنی واقعاً این چهارپاست دیگه این دیگه به چه دردی میخوره اینکه
خب دیگه ارزشی نداره حیفه که اصلاً بمانه زنده بمانه این به درک واصل
بشه بهتره حالا اینجا هم کافر یه چنین حالتی داره فرقی نمیکنه براشون
مساوی براشون اصلاً ایمان نمیارن مگه ابولهب ایمان آورد مگه ابوجهل ایمان آورد مگه ابوسفیان ایمان آورد
خیر سرش اسلام آورد ولی ذرهای لحظهای ایمان نیاورد مگه اون غاصبین
حق مگه اونا ایمان آوردن امام صادق علیه السلام فرمود اینا به اندازه یه چشم
به هم زدن به خدا و رسول ایمان نیاوردن
چرا ایمان نیاوردن چون نمیخواست که بدان آن کس که نداند که نخواهد
که بداند نمیخواد بدونه اعمالش یه طوریه یه جوریه که این اصلاً بنا نداره که بفهمه میگه آن کس که خوابه
میشه بیدارش کرد آن کس که بیداره خودشو زده به خواب اینو نمیشه
بیدارش کرد این دیگه فرقی نمیکنه تو گوشش یاسین بخونی یا نخونی
این هیچ وقت نمیخواد که آگاه بشه نمیخواد که بفهمه خدا انشالله به
ما توفیق بده که ما اعمالمون انشالله یه طوری باشه که همیشه آیات به
گوشمون میرسه ایمانمون زیادتر بشه نشه یه وقتی آیات به گوشمون میخوره
هیچ تکونی نخوریم اگه دیدید تکون نمیخوریم زنگ خطره
این آیات همه انذاره حالا اگه بخونم ایمان نیارم نکنه چراغ قرمز کفر روشن
شده اون موقع باید حواسم جمع باش استغفار کنم استغفرالله استغفرالله خدا انشاالله همه ما را مورد رحمت خاص خودش قرار بدهد.
صلی الله علیک یا علی ابن موسی الرضا



