بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از قصه هایی که نقل میشود در قرآن هم ازش یاد شده قصه قوم سبأ و اهل ثرثار هستش
در روایات هم این قصه به خوبی مطرح میکنند
به سند های از امام صادق علیه السلام هست که فرمود من انگشت های خودم رو بعد از طعام میلیسم
به مرتبه ای که میترسم خادم من گمان کنه این از حرص منه چنین نیست
بلکه از برای احترام نعمت الهی است
فرمود به درستی که گروهی بودند حقتعالی نعمت فراوان به اونها عطا کرده بود و اینها نهری داشتند که ثرثار میگفتند
پس از وفور نعمت به نانهای نفیس که از مغز خالص گندم پخته بودند
پناه بر خدا اطفال خودشون رو استنتاج
میکردند تا اینکه یه کوهی از این نانهای نجس
جمع شد یه مرد صالحی از اونجا عبور کرد دید یک زنی طفل خودش رو به نان استنتاج میکنه
گفت آی زن از خدا بترس و به این نعمت های الهی مغرور نشید کفران نعمت خدا نکنید
اون زن جواب داد گفت تو ما رو از گرسنگی میترسونی؟
ببین تا این نهر ثرثار جاری هست ما از گرسنگی نمیترسیم
امام صادق علیه السلام میفرماید حق تعالي
برآنها غضب کرد و ثرثار رو از اونها قطع کرد باران آسمان و گیاه زمین رو بر اونهاحبس کرد
به گونه ای که محتاج شدند به اونچه در خونه های خودشون داشتند
غذاهای که در خانه داشته تمام شد از گرسنگی داشتند هلاک میشدند
طوری که محتاج شدن ی همون نان های نجس
ترازو گذاشتند همون نونهارو تقسیم میکردند بین همدیگه
و میخوردندعلی ابن ابراهیم علیه الرحمه روایت کرده که جناب سلیمان نبی امر کرد
لشکرهای خودش رو ک یه خلیجی از دریای شیرین به سوی بلاد هند جاری بکنه
یه سد عظیم از سنگ و آهک بسته بودند که آب بر شهر های قوم سبأ جاری میشد
و از همین خلیج یه راهی چند ب سوی اون سد گشوده بودند
سد سوراخ های داشت حفره داشت هروقت میخاستن حفره هارو میگشودند
آب به اندازه احتیاج جاری میشد دوتا باغستان از راست و چپ که امتداد اینباغ ده روز راه بود
مغرور شدند و گناهان بسیار کردند اینها
فرمان خدارو تجاوز کردند
صالحان نهی کردند اینها از اعمال قبیح خودشون منزجر نشدن
سد های اونها موش هایی بهش مسلط شدن سد رو تخریب کردن
بعضی مردم همین شهر وقتی همین صحنه رو دیدن ترک بلاد کردند
موشها مدام مشغول کندن سد بودن ناگاه سیلی فرو آمد بر اینها
شهر ها خراب شد درخت ها از بیخ کنده شده خدا در قرآن اشاره میکنه امام صادق علیهالسلام میفرمایند
در تفسیر آیات قوم سبأ
اینها گروهی بودند ک شهر های متصل داشتند
نهر ها جاری اموال و مزرعه ها ظاهر اما کفران کردند
نعمت خدا رو تغییر دادن نسبت به خودشون خدای عزوجل شهر های اونها ۸ر خراب کرد خونه هارو غرق کرد با سیلمالهای اونها رو برد
آیه لقد کان به تحقیق که بود قبیله سبأ در مسکن های اینها زندگی اینها یک آیتی نشانه ای
بر وجود حقتعالی دوتا باغ بود از راست و چپ شهر بخوريد از روزی پروردگار خودتون
و تشکر کنید شکر کنید ک شهر شما شهر نیکویی هست و خداوند شما آمرزنده گناهانه
اعراض کردند ما فرستادیم بر اینها سیل سختی عجیب یا از باران تند برخواسته میشه
یا سیلی که از موشهای بزرگ بهم میرسهک سد خراب میکنه
بدل کردیم باغ هارو به خار مغیلان درخت که خارهاش کج و درشت
یه مدتی سبزه بعد مدتی سیاه و سرخ میشه همه باغ ها به خار مغیلان تبدیل شد
این طور جزا دادیم ما اونها رو به سبب آنکه کفران نعمت کردند
آیا جزا میدهیم به عقوبت کسی که کفران نعمت ما بکنهو خدا میفرماید
میان اینها و میان شهر های شامات که متصل بودند جدایی انداختیم بهم ریخته شد
گفتند به سبب بسیاری طغیان گفتند پروردگار ما
ما دوست نداریم شهر های ما نزدیک باشه بین ما دوری قرار بده
ستم کردند بر خودشون ضرب المثل کردیم اینها را و مثل میزنند مردم به پراکندگی اینها
در میان عرب پراکنده کردیم اینها رو عجیب
شام مدینه مکه عمان عراق همه ایتی چند هست برای
عبرت گرفتن برای هرکسی که صبر کننده باشه و شکر کننده باشه.



