بسم الله الرحمن الرحیم
بحث در رابطه با سوره حمد هستش رسیدیم به آیه شریفه مالک یوم الدین
خب اگه بخوام به هم ارتباط بدم بحث رو الحمدالله حمد چرا برای خدا؟
چون الله حمد برای چی ما همه حمدها رو همه ثنا و ستایش ها میگیم مخصوص خداست چرا ؟ چون الله
و این الله یک صفتی داره و اون صفت چیه اینه که «رب»
یعنی چی یعنی پروردگار یعنی تدبیر امرم دست کیه؟ خودشه
غیر از اینکه الله مالک خالق جهان هستی هست پروردگارم هست یعنی امور دست خداست
اینطوری نیستش که خدا خلق کرده باشه و خلق رو به حال خودش رها کرده باشه نه
هر لحظه داره فیض چی میشه جاری میشه رب العالمین و پروردگار تمام عوالم هستی
هستش خب اون پروردگاری که در عین حال الرحمن هم هست
الرحیم هم هست اینو اون جلسه قبل توضیح دادیم
الرحمن الرحیمی که صاحب ببین اینا همش به هم میچسبهها به هم وصله مالک یوم الدین
خدایی که خداوند روز جزاست این مالک یعنی خداوند دیگه یعنی صاحب
صاحب روز جزاست و جمیع بندگان را در اون روز به سزا و جزای کردار خودشون میرسونه
به این وجه که مطیع رو یعنی اطاعت کننده رو ثواب میده و عاصی رو چیکار میکنه
عقاب میکنه ،مالکیت او خدمتتون عرض میکنم که حالا اینجا میفرماید اگرچه عام است
نسبت به دنیا و آخرت اما تخصیصش به آخرت داده شده نگفته که
مالک دنیا و یوم الاخره فقط گفته چی مالک یوم الدین اختصاص داده خدارو به چی ؟
این چه جهت هست ؟ از جهت تعظیم و تفخیم روز چیه جزاست
و الا خب خدا رب العرش العظیم هست خدمتتون عرض میکنم که همینطور تو آیات قرآن اگر نگاه بکنید
اونجا عبارات متفاوت آمده خدا مثلاً عرض به خدمتتون که رب سماوات و الارض منتها
اینجا فقط تخصیص داده به چی ؟ خدا رو مالکیت خدا را به چی تخصیص داده روز جزا
چرا این کارو کرده؟ به خاطر تفخیم روز جزا عارضم خدمتتون که بعد میفرماید
که حالا اینجا چرا گفته یوم ؟ آیا منظورش اینه که شب نیست نه ، یوم اینجا میفرماید
یوم گرچه در حقیقت عبارت است از طلوع آفتاب تا غروب آفتاب اما اینجا در مقام استعاره
است از برای وقتی که معرا است از ظلمت ،یعنی به قول ایشون که گفتند واضحه یعنی اصلا
هیچ تاریکی توش نیستش همه چیز واضحه و به مثابه روز روشنه ،به خاطر این بهش گفتن
یوم گفتن ، چون که در آخرت دیگه اصلاً روز و شب نیستش که چون اینجا همه چیز واضح
زور هم آفتاب میزنه روشن میشه همه چی چیز میشه نمایان میشه
اونجا هم چون همه چیز نمایانه کلمه چی استفاده شده یوم استفاده شده
و عارضم خدمتتون که حالا دین یعنی چی ببینید از امام باقر صلوات الله علیه
روایت شده «الدین هوالحساب» دین یعنی حساب یعنی او حاکم روز چیه حسابه
که میان بندگان به حق حکم میکنه و از حساب به هیچ وجه نمیگذره
و خدای تبارک و تعالی تمام امور رو یک به یک چیکار میکنه حساب میکنه
پس الدین یعنی چی؟ اینجا «مالک یوم الدین» صاحب اون روز حساب
آقا امیرالمومنین صلوات الله جانهای عالم به فداش فرمودند
«حاسبو انفسکم قبل عن تحاسبو» خودتون حساب کنید نذارید ما حسابتون کنیم نذارید
حساب خدا برسه،خودتون حساب کنید آخه آدم خودش حساب بکنه بالاخره یه گردنی کج میکنه
دیگه ،قبل از اینکه گردن کج بکنی اینجا چیکار میکنی گردنه رو کج میکنی
قبل از اینکه اونجا بگی غلط کردم خدایا اشتباه کردم همین جا میگی چی غلط کردم اشتباه کردم
قبل از اینکه اونجا بیای مثلاً وایستی و این اقراق ها رو بکنی اینجا خودت حساب بکن
همین اقرارارم بکن ،اصلا شما اینجا خودت دادگاه رو انداختی جلو،روز جزا رو روز حسابو
چیکار کردی انداختی پس امام باقر میفرماید «الدین هو الحساب الدین یعنی همون حساب»
دقت فرمودید حالا شما اینجا حساب بنداز جلو خودت خودتو وصل کن مگه میزان نیست
اونجا خودت میزان بکش بیار جلو اونجا میزانه تو میزان رو بکش بیار اینجا خودتو وزن کن
ببین چقدر ایمان داری چقدر اخلاق داری چقدر رفتار داری چقدر انصاف داری تو اصلاً چقدر بهشتی هستی اینو وزن کن
امام صادق علیه السلام فرمودند «من لم یحاسب نفسه فلیسه منا» هر کس محاسبه نکنه
از ما نیست بشین فکر کن خدا رحمت کن حاج آقا خسروشاهی ایشون میفرمود محاسبه
عمل فقط این نیستش که تو فکر کنی که قبلاً چیکار کردی نه یه خورده هم بعدا چیکار میکنی
خیلی قشنگهها این حرف حرف قشنگ میگفت امشب میشنی حساب میکنی بله از صبح پاشدی چیکار کردی
این یکیشه ،محاسبه عمل یکیشم اینه که فکر کنی که بعداً چیکار کنی بعد ایشون یه
مثال میزد میگفت یکی از شاگردان عاشق عبدالکریم برای ما این مثال رو زد گفتش که من
مادرم یه دختری رو برای ما انتخاب کرد که این دختر از فامیلاشون بود سنش گذشته بود بعد
لاغر زرد مسرور اینا منم که ندیده بودم که من اصلاً ندیده بودم این دختره رو بعد شب حجله
و ما رو آوردن اونجا میگه من اولین بار اونجا چشمم به این
ختر افتاد دیدم یه دختر لاغر زرد رنگ سن بالای چی مریض نشسته کجا نشسته اونجا لباس
عروسم تنش کرده میگه من یه لحظه فکر کردم گفتم این دختر الان بهترین شب زندگیشه
من الان رو ترش بکنم این دلش چی میشه میشکنه برای خاطر خدا چیکار کردم
گفتم اگه الان من کوچکترین حرکت رو بکنم همه میفهمن همه چی میشن میگفت
مثل یه آدم عاشق مرد عاشق رفتم این دختره رو گرفتم بغل کردم بوسیدم میگف این دختره
آبروش حفظ شد حاج آقای خسروشاهی فرمود آقا اینه محاسبه به نفس محاسبه عمل
اینجوریه یه خورده حالا جلوتر فکر کن چیکار بکنی چیکار نکنی.
صلی الله علیک یا اباعبدالله



