بهترین گریهها ۴ گریه است یکی گریه از شوق رحمت الهی دیگری گریه از ترس عذاب دیگری گریه در فضایل اهل بیت و دیگری گریه در مصیبت اهل بیت
در عظمت این گریهها همین بس که گریه کردن در نماز ، نماز را باطل میکند اما این گریهها نماز را باطل نمیکند
وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ آیه ۴۳سوره حجر
و دوزخ، میعادگاه همه آنهاست!
وقتی این آیه نازل شد رسول خدا از جبرئیل طبقات جهنم پرسیدند ایشان هم گفتند تا به طبقه هفتم رسیدند و در اینجا از ادامه مطلب سکوت کردند
پیامبر فرمودند به من خبر بده
عرض کرد که یا رسول الله آنجا جای اهل گناه کبیره از امت تو خواهد بود
آنهایی که بدون توبه بمیرند
از شنیدن این خبر نبی مکرم آن برگزیده ذوالجلال ضعف کردند جبرئیل سر مبارک آن حضرت را بر زانوی دل نهاد وقتی آن حضرت به هوش آمد فرمود ای جبرئیل مصیبت من را بزرگ کردی
به من بگو ببینم آیا امت من داخل جهنم خواهند شد
عرض کرد بلی
پیامبر شروع کردند به شدت گریه کردن گریه بسیاری کردند جبرئیل هم گریان شد پس جبرئیل رفت
پیامبر تا چند روز کسی را به خود راه نداد و از خانه جز از برای نماز جماعت بیرون نیامد و با احدی هم صحبت نکرد
و در این ایام مدام گریه و تضرع میکردند اصحاب هم بر حال آن حضرت میگریستند نمیدانستند چه شده آخرالامر متوجه شدند و پناه بردند به حضرت زهرا صلوات الله علیها
چون هر وقت پیغمبر فاطمه سلام الله علیها را میدید مسرور میشد و شاد میشد به در خانه حضرت زهرا آمدند صدای آسیاب کردن آن مظلومه را شنیدند که جو آسیاب میکرد زیر لب زمزمه میکرد که وما عند الله خیر و ابقی
آنچه نزد خداست بهتر است و باقیتر
آن گروه از آن مکرمه خواهش کردند که از پدر خود جویای احوال شود در این هنگام حضرت زهرا سلام الله علیها چادر بر سر کرد و روانه شد از خانه که بیرون آمدند اصحاب دیدند که چادر آن مظلومه ۱۲ جایش از لیف خرما وصله دارد
سلمان وقتی این لحظه را دید صدا زد سبحان الله دختر پادشاهان کفر همه لباسها از حریر و دیباج دارند دختر پادشاه دین و دنیا چادر او از پشم و لیف خرما وصله دارد
این سخن را حضرت زهرا سلام الله علیها شنیدند وقتی بر پدر وارد شدند اولاً عرض کردند ای پدر میبینی که چگونه سلمان از چادر من تعجب میکند
به خدایی که تو را به حق فرستاده ۵ سال است که در زندگی من و علی جز یک پوست میش نیست که آن هم زیرانداز ماست هم وسیله کار ما و بالش ما پوستی است از لیف خرما
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند سلمان دختر من را واگذار شاید به صبر رستگار شود
حضرت زهرا سلام الله علیها نگاهی به پدر کردند دیدند انقدر گریه کرده در سجده که زمین از اشک آن جناب گل شده
پرسیدن که پدر جان چه شده فرمود نور دیده چگونه گریه نکنم که جبرئیل خبر داده که امت من
به جهنم میروند حضرت زهرا سلام الله علیها عرض کرد که ای پدر برای من جهنم را وصف کن فرمودند
۷۰ هزار کوه از آتش در هر کوهی ۷۰ هزار وادی از آتش و در هر وادی ۷۰ هزار شکافی از آتش و در هر شکافی ۷۰ هزار قصر از آتش و در هر قصری ۷۰ هزار خانه از آتش و در هر خانه ۷۰ هزار تابوت از آتش و در هر تابوتی ۷۰ هزار نوعی از عذاب
در این هنگام وقتی حضرت زهرا شنیدند شدت عذاب و وصف جهنم را صیحه زدند و افتادند و غش کردند وقتی به هوش آمد
عرض کرد ای بهترین خلق خدا این عذابها را که وصف کردید برای چه کسی است
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند برای کسی که نماز را ضایع کند دنبال خواهشهای نفس امارهاش باشد و این کیفیت کمترین طبقات آن جهنم است
اصحاب وقتی این را شنیدند همه بیرون ریختند و گریه کنان و ناله کنان یکی میگفت ای کاش مادر مرا نزایده بود یکی میگفت ای کاش مرغی بودم در بیابانها و بر من حساب و کتابی نبود
سلمان رو به قبرستان بقیع گذاشت با صدای بلند فریاد میزد آه از دوری سفر و کمی توشه
خلاصه همه سیه زنان گریه کنان مضطرب مشوش شدند
فاطمه سلام الله علیها عرض کرد ای پدر بگو حال باید چه کرد
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود علی و حسنین را خبر کن وقتی پنج تن جمع شدند
به نقل علامه محمد باقر فشارکی که میفرمایند در بعضی از اخبار رسیده که پیامبر سر خود را برهنه کردند و فرمودند علی جان تو هم عمامه از سر بردار فرمودند ای فاطمه مقنعه از سر بردار
به حسنین هم فرمود ای نور دیدگان شما هم سر برهنه کنید در این هنگام وقتی حسین علیه السلام خواست سر خود را برهنه کند جبرئیل به طرفه العینی از سدر المنتهی نازل شد عرض کرد خداوند میفرماید مگذار حسین سر برهنه کند که در ملکوت اعلا شورش و غوغایی پیدا میشود
که خداوند میفرماید ولسوف یعطیک ریک فترضی
خداوند در روز قیامت نقدر به تو عطا میکند تا تو راضی شوی
خوب حالا سوالی که مطرح میشود این است آیا سر حسین غیر از آن سرهای منور است ا سر حسین از سر امیرالمومنین مقدستر و نورانیتر است خیر پس چرا ین قصه اتفاق میافتد
شاید خداوند میخواهد حجت را بر مردم تمام کند که بدانند مقام حسین را سر مقدس او را بر روی خاک گرم کربلا نگذارند پیشانی مقدس از تیر نشکافند و از سنگ نشکنند سر مقدس او را ۴۰ منزل تا شام وی نیزهها نبرند
سر او را به تنور خولی نبرند سر او را به دیر راهب نبرند سر او را به تشت و طلا نگذارند
علامه محمد باقر فشارکی میفرماید ن تمام غزوات پیامبر را دیدهام پیامبر با کفار جنگید
امیرالمومنین صلوات الله علیه با متمردین جنگید
و بسیار هم جنگیدند اما سر هیچ کافری را بر نیزه نکردند اما امت او این سر مکرم را بر سر نیزه کردند
آه آه واویلا ای کاش به همین اکتفا میکردند آیا دیدهاید یک طلبهای را در مجلس شراب حاضر کنند چقدر سخت و تلخ است آن سر مقدس را در مجلس شراب حاضر کردند
این ماه ماه قرآن است آیا شنیدهاید کسی قرآن بخواند چوب جفا بر لب او بزنند
پس چه حالی داشتند عیال آن بزرگوار خاص علیا مکرمه زینب خاتون فرمودند ای یزید وب را از این لبها بردار که پیغمبر مکرر این لب و دندان را میبوسید الا لعنه الله علی القوم الظالمین



