بسم الله الرحمن الرحیم
?توحید مفضل
✨️جلسه نود و ششم
●نثار آقا امام زمان علیه السلام صلواتی بفرستید.
در ادامه تولید مفضل حضرت صادق علیه السلام میفرمایند که :
اگر گویند بایست در اول جمیع افراد بشر که تا انقراض عالم وجود شوند بیافریند و همه را تا قیامت زنده بدارد.
منظور حضرت اینه که، خدا یه گروهی رو بیاره اینا صفر تا صد زندگی کنند بعد بمیرند گروه بعدی بیان.
جواب گوییم همان مفسده تنگی که در معایش عود می کند ،
دوباره همون اتفاق ها همون مشکلات پدید میاد.
و ایضا اگر تعادل و تناسب نبود ، مثلاً همزمان بچه آوردن و اینها نبود
انس گرفتن خویشان به یکدیگر و اعانت یعنی کمک کردن ایشان به همدیگه موقع شداید از بین میرفت .
و لذت تربیت فرزندان و سرور به ایشان دیگه نبود ،
و رعایت حقوق پدر و مادر و اقارب و ثوابهایی که برای اینها مترتب میشه همه از بین میرفت.
پس آنچه گفتیم دلیل است بر آنکه آنچه از خاطرها گذرد از احتمالات
غیر آنچه تقدیر کرده است مدبر عظیم سماوات همه سفاهت رای و محض خطا است.
این که تو ذهن بقیه میاد همه دیوانگی که فکر می کنه توهم می کنه میگه اینطوری میشد خوب بود ،
شما یه جهت رو می بینی هزار جهت رو نمی بینی .
و شاید کسی طعن کند ، امام صادق میفرماید؛
طعن کند یعنی طعنه بزنه ، طعن بر تدبیر علیم خبیر
از جهت دیگر ، نه از این جهت هایی که گفتیم ،
بگه که چگونه نظام این عالم به تدبیر باشد ،
طعنه داره به تدبیر خدا داره میزنه ، و حال آنکه میبینیم در این دنیا مدار بر ظلم و فساد است .
آخه این چه دنیایی همش ظلم همش فساد ، و قوی بر ضعیف ستم می کند.
دیدید زورگو ، آمریکا الان زورگو دیگه ، همه جا میخواد باشه همه جا میخواد بکشه ، همه جا ببره هیچکی هم بهش هیچی نگه.
و مالش رو غصب میکنه و ضعفا پایمال اغنیاء می شوند و صالحان فقیر و مبتلا باشند
و فاسقان به عافیت و نعمت می گذراند. نگاه می کنی می بینی گردنش اندازه پای فیل ،
مثلاً از اون ور این سلامتی داره ، پر از نعمت چی چی …
خب اینها عافیت دارند نعمت دارند ، و کسی که مرتکب فواحش و معاصی شود به زودی عقوبت به او نمی رسد.
انقدرم گناه می کنه هیچ اتفاقی هم براش نمیافته .
و اگر در عالم مدبری بود بایست نیکان آدمای خوب روزی فراوان داشتند و بدها محروم میشدند .
و این عالم خدا داشت آدمای زورگو نباید به زیر دستهای خودشون جور و ستم می کردند.
بایست هر یک مرتکب معصیتی میشدند به زودی عقوبت آن را می یافتند.
تا منزجر گردند تا عبرت دیگران شوند ، اگر این عالم خدایی داشت ،
خدای عادلی داشت یکی که زور میگفت رو سریع باید عقوبت می کرد تا درس عبرت بشه برای دیگران .
خب جوابش اینه که ، اگر اینجوری بود که تو میگی ،
فضیلتی که انسان را بر سایر حیوانات هست ، خب فضیلت انسان چیه بر سایر حیوانات ؟
کارها را از اراده و اختیار به محض تحصیل رضای رب کریم به عمل آورد
و اعتقاد به مصوبات اخروی داشته باشد و بدین جهت اتیان به طاعات و ترک منویات می نماید.
ببین اون که تو میگی میشه زور ، خدا یعنی داره زورکی جلو میبره ،
ولی خدا نمیخواد زورکی عالم رو تدبیر کنه ، خدا می خواد با اراده و اختیار من و تو عالم رو تدبیر کنه .
اختیار داده خب ول کرده ، یعنی نه ول کردن کلی ها ، ول کردن اختیاری
اختیار داده به من و تو ، آی بشر آزادی. هر کاری می خوای بکنی ،
عقل داده اختیار داده میگه عمرم بهت دادم هر کاری می خوای بکنی بکن.
انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا
خودت می دونی ، من اینو بهت دادم تو با اراده و اختیار خودت مسیر خوب رو انتخاب می کنی
ثواب اخروی رو انتخاب می کنی تو این مسیر قرار می گیری
فضیلت تو نسبت به ملائکه نسبت به حیوانات اینه ،
و مردم اگر اینها نبود مردم مانند چهارپایان می بودند.
یه چوبی عصایی میذارم بکنن مثلاً که ایشان را ساعت به ساعت. دیدی این چهارپا رو می خوان بترسونن
یه چوبی عصایی یه تازیانه ای می زنن ، وقتی میخوان علف و دانه بکنن مثلا اینجوری و هیچکس از روی یقین به ثواب و عقاب آخرت کار نمیکرد .
میدید آقا فلانی گناه کرد افتاد زمین مرد ، خب اینم می ترسید می گفت ؛
منم گناه کنم همینجوری میشه ، بعد دیگه زور زورکی میشد . خب و به این سبب ایشان از حد انسانیت بیرون میرفتند
و به منزله چهارپایان و بهایم میشدند و مدار عمل بر نفع و ضرر عاجل میشد.
و از ثواب آجل غافل می گردیدند ، و ایضا صالحان عمل شایسته نمی کردند
مگر برای فراخی روزی . نگاه می کردند می دیدن یه یتیم نوازی کردن مال فراوان گیرشون اومد.
اینها هم می رفتن دنبال یتیم نوازی که مالشون فراوان بشه.
و کسی ترک ظلم و فواحش و معاصی نمی کرد مگر از ترس عقوبتی که همان ساعت بر او نازل بشه.
تا آنکه جمیع اعمال عباد بر امر حاضر تا الی آخر.
خدا خیرتون بده انشالله با امام صادق محشور باشید.
بیاد اون روزی که کنار امام صادق علیه السلام در بهشت فردوس
حالا هر جا که هستند برین فردوسه
هر جا که هست دیگه هر جایی که خودشون هستند ماهم اونجا راه بدن
یا امام صادق بالاخره باید بین ما و دیگران یه فرقی باشه دیگه
ما اومدیم کلاس شما کلاس خصوصی شما مارم اونجا یه کلاس خصوصی راه بده
امروز دلهاتونو ببرم کربلای معلی در خانه آقا ابوالفضل العباس
امروز گدای ساقی دشت کربلا باشیم
امان از اون لحظهای که خیلی روضه آقا ابوالفضل رو اهتمام بورزید
روضه آقا ابوالفضل العباس روضه خلاصه خاصیه باب الحوائجه
ان شاءالله گره های شما امروز باز بشه به برکت همین روضه صبح مون
امان از اون ساعتی که این ندا بلند شد
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
سقای حسین سید و سالار نیامد
امان از اون ساعتی که این فریاد بلند شد که دیگه صدا بزنه زینب جان برید خودتونو آماده اسارت کنید
علمدار وقتی زمین بیفته وقتی سپه دار زمین بیفته همین دیگه
دستور داد خواهرم برید لباسها رو عوض کنید
لباس هارو بکنید لباس های اسیری
خب شما نوه داری دختر داری گوشواره دادن اینا
دختر لوازم زینتی داده فرمود این هارو جمع کن تو خیمه ای
بگو هر کی گوشواره داره هر کی هر چی داره جمع کنه بریزن تو یه ظرفی کیسه ای بزارن دم در که اگر اینها خواستن
لااقل هجوم نیارن مقنعه بر ندارن
چادر برندارن از همون دم در بردارن یا اباعبدالله فدای تو
مگه علمدار مگه ابوالفضل کی بود که تو اینجوری آرام بودی
از خیمههات بعد رفتنش دیگه خیمههات رو از دست دادی
آقا ابوالفضل همونیه که وقتی امام حسین اومد علقمه یه نگاه کرد
میگن مثل خانم بچه مرده زار زار گریه کرد بعضیا نوشتن که ابی عبدالله با آستین اشک چشمش رو پاک می کرد
بعد یه نگاه کرد به اون بدن وقتی بدن رو به اون شکل دید یه دست به کمر گرفت
فریادش بلند شد صدا زد
الان انکار زهری الان کمرم شکست
یا اباعبدالله دامن کشان رفتی دلم زیر و رو شد
چشم حرامی با حرم روبرو شد
بیا برگرد خیمه ای کس و کارم
منو تنها نگذار ای علمدارم
گریه کنای امام حسین زار بزنید با این عبارت
آب به خیمه نرسید فدای سرت
حسین قامتش خمید فدای سرت
یه بند دیگه پدر مادر را فیض ببرن
از تو خبر دارم با دستای خونی
زهرا وساطت کرد تو میدون بمونی
تا اومد بدن و حرکت بده گفت داداش من به بچههات قول آب دادم
از بچههات خجالت میکشم تا من زندهام خیمهها نبر
اینجا ابی عبدالله دید به خیمه هاش حمله می کنند
ابوالفضلش رو رها کرد
حسین جان حسین جان