حاج میثم ذوالقدر

مطالب دینی از حاج آقا ذوالقدر

میثم ذوالقدر

مطالب دینی از حاج آقا ذوالقدر

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه هشتاد و سوم

 

این آخرین جلسه بحث خطبه فدکیه ما است عرض کردیم که حضرت زهرا سلام الله علیها

بعد از اینکه در مسجد مدینه شروع کردند به سخنرانی کردن و خب اونجا

سخنان متظاهرانه ابوبکر و جواب حضرت زهرا سلام الله علیها

بعد هم که آمدند کجا؟ کنار قبر پدر..و اونجا اشعاری رو به زبان جاری کردند

و سوز دلشون رو در کنار مزار پیامبر قرائت کردند و در ادامه عرض کردیم که

امیر مومنان صلوات الله علیه در روایت هستش که هی مرتب میومدند سر می‌کشیدند که

ببینن همسر بزرگوارشون ببینند آمد یا نه بعد مطلع میشن که وقتی که

حضرت زهرا سلام الله علیها میاد اینجا دارد گفتگویی بین خانم و امیرالمومنین

مطرح میشه که حضرت زهرا می‌فرماید که علی جان ای پسر ابوطالب مثل کودکی که

در شکم مادر کز کرده کنج خانه نشستی و همانند افراد متهم به گوشه‌ای نشستی

تو کسی بودی که بال‌های باز شکاری( منظور شجاعان عربه) این‌ها را در هم کوبیدی

حالا چه جوری بی سلاحان به تو خیانت کردند اون‌هایی که سلاح ندارند به تو خیانت کردند

حضرت فرمودند این پسر ابی قحافه یعنی ابوبکر عطیه پدرم رو وسیله زندگی ساده فرزندم

را از من می‌دزده میگه تو هم که نشستی اون هم داره هر کاری دلش می‌خواد می‌کنه

مثل اوی کوشش می‌کنه که با من دشمنی بکنه و او رو در مکالمه‌ای که باهاش داشتم

لجبازترین دشمنانم یافتم این عباراتی هست که حضرت زهرا سلام الله علیها می‌فرماید

تا اونجایی که انصار یاری خودشون رو از من دریغ کردند

و هیچ کاری نکردند تا اونجایی که مهاجرین وصلت و ارتباط خودشان رو با من نادیده گرفتند

و جماعتی که اونجا حاضر بودند چشم خودشون رو روی هم گذاشتند تا منو نبینند

نه کسی بود که دفاع از من بکنه نه کسی بود که مانع از ظلم بشه در حالی که به سوی مسجد

رفتم بغض گلوم رو گرفته بود درد و دل خودم را پوشانده بودم در حالتی که به

منزل برگشتم خار و خفیف شدم این عبارات اصطلاحات و جملاتی بود که

خانم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمودند در جلسه پیش بهشون اشاره کردیم

حالا حضرت می‌فرمایند که علی جان از روزی که تندی شمشیرت رو از بین بردی صورت خودت رو

ذلیل کردی روزی گوری‌ها رو می‌دریدی امروز خاک رو فرش خودت قرار دادی و یه گوشه ای نشستی

جلوی هیچ گوینده‌ای رو نمی‌گیری هر کسی هر چیزی دلش می‌خواد میگه

اینجا مظلومیت امیرالمومنین رو نشون میده و هیچ کار موثری رو در جهت دفع فتنه انجام

نمیدی و من هم هیچ اختیاری ندارم که بخوام یه کاری برات بکنم به کاش قبل از اینکه

این حالت سکوت رو گوشه نشینی رو من از تو ببینم من مرده بودم ای کاش نمی‌دیدم

این گوشه نشینی تو رو ای کاش قبل از اینکه به این حالت خاری و ذلت بیفتم مرده بودم

عَذیری الله منهُ عادیاََ و منکَ حامیاََ

و خداوند از طرف من عذرخواه من باشه از شما از جهت اینکه شما در مواردی

ظلم‌هایی را از من دفع کردی و در مواردی از من حمایت کردی

وَیلای فی کُلِّ شارِقِِ وَیلای فی کلِّ غاربِِ

وای بر من در هر صبح دم وای بر من هر شبانگاهی ویل به معنای وای هست

در حال ندبه و استغاثه ویل رو ه الف متصل می‌کنند اون یا هم علامت متکلمه وای بر من وای بر من

ماتَ العَمَد و وَهَنَ العَضُدُ

تکیه‌گاه ما مرد تکیه‌گاه ما کیه آقا رسول الله و بازوی ما سست شد بازو اینجا منظور امیرالمومنین علیه السلام است

شَکوای الی اَبی و عَدوایَ الی ربّی

علی جان شکایتم رو به پدرم می‌برم و عرض حالم رو به پروردگارم ارائه می‌دهم

اللّهمّ انتَ اشدُّ منهم قُوَّهََ و حَولاََ

پروردگارا تو از نظر قدرت از این‌ها نیرومندتر و قوی‌تر هستی

خدایا این‌ها زور دارند و هر کاری می‌خوان می‌کنند اما قدرت تو زیادتره

و اشَدُّ باساََ و تَنکیلاََ

و عذاب و انتقام تو از دیگران شدیدتر است اینجا جملات حضرت زهرا تمام میشه یه دلداری هم امیرالمومنین می‌دهد

فقال امیرالمومنین علیه السلام: لاویل لک بل الویل لشانئک

حضرت می‌فرماید وای بر تو نیست بلکه وای بر کسی که بغض تو رو دارد فاطمه

وای بر اون‌هایی که دشمن تو هستن ای فاطمه ثم  نهنئی عن وجدک

خودت رو از خشم باز دار ! انقدر بهم نریز

یا ابنه الصفوه و بقیه النبوه ، ای دختر برگزیده خدا و ای یادگار نبوت

فما ونیتُ عن دینی من هیچ وقت در دین خودم سست نشدم

نگو پدرم از دنیا رفت با زوم سست شد نه من هیچ وقت کوتاه نیومدم

ولا اخطات مقداری در محدوده توانایی خودم هیچ وقت خطا نکردم گوشه نشینی علی قصه دارد

فان کنت تریدین البلغه فرزقک مضمون و کفیلک مأمون

اگر منظور تو معیشت می‌باشد همانا روزی تو ضمانت شده و اون کس که کفیل توئه مورد اعتماده

و ما اُعِدَّ لَکِ افضَلُ ممّا قُطِعَ عَنکِ

اون چرا خدا برای تو در روز قیامت مهیا کرده به مراتب بهتر است از آنچه که در دنیا از تو منع شده

فَاحتَسِبیَ الله پس به حساب خدا قرار ده ! فقالت علیه السلام: << حسبی الله>> و اَمسَکَت

حضرت زهرا اینجا تایید کردند گفتند حسبی الله و نعم الوکیل امیرالمومنین فرمودند

خدا تو را کافیه حضرت زهرا هم تایید کردن و دیگه یک کلمه اضافه‌تر هم نگفتند

همین یک جمله رو گفتند حسبی الله و نعم الوکیل تو این هنگام یک مرتبه صدای اذان بلند شد الله اکبر اذان بلند شد

که امیرالمومنین صلوات الله علیه عرض کردند که فاطمه جان اگر می‌خوای

این صدا باقی بماند پس صبر کن اگر که می‌خوای دیگه این صدا از روی ماذنه‌ها بلند نشه که من شمشیر بکشم

پس علی در تشخیصش خطا نکرده علی علیه السلام هیچ کوتاهی نکرده خطایی نکرده

سستی نکرده اگر من رو می‌بینی که اینجوری نشستم شمشیرم رو غلاف کردم یک جهت داشت

و اون این بود که این صدای الله اکبر این صدای اشهد محمد رسول الله از روی ماذنه‌ها نیفته

ما خدا را شکر کنیم بگیم الحمدلله خدایا بارالها این سفره فاطمیه امسال ما طولانی شد خدا را شاکر باشیم یک چنین روزی

روز خوبی تموم شد من خودم برنامه‌ریزی نکرده بودم که خب روز ولادت آقا قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس

این مجالس فاطمیه‌مون تموم بشه شاکر باشیم خدا رو بابت این شاید هم ما از همیشه

آرزومون این بود که روز آخر جلسات فاطمیه روضه آقا ابوالفضل العباس بخونیم

حالا این چیده شده خدا آورد ما رو که روز ولادت این آقا ابوالفضل العباس آخرین مجلس فاطمیه‌مون باشه یه جمله من حالا اینطور بگم

صلی الله علیک یا اباعبدالله

صلی الله علیک یا اباعبدالله

فدای اون دو دستی بشم که ۵ تا امام بوسه بهش زدن ۵ تا شاید مثل امروز بود

به دنیا که آمده بود آقا امیرالمومنین خم شد این دستان آقا ابوالفضل را از قنداقه آورد بیرون

بچه رو قنداق می‌کردند دستهاشو می‌بستن و این‌ها

این آرام آرام دست‌هاشو از تو قنداق آورد بیرون بعد خم شد لب‌هاش رو

پاشو گذاشت رو بازوهای آقا ابوالفضل شروع کرد بازوها رو بوسیدن ام البنین سلام الله علیها

عرضه داشت که یا امیرالمومنین شما چرا مثلاً پیشانی بچه رو نمی‌بوسید چرا صورت بچه را نمی‌بوسی

چرا دست بچه رو می‌بوسی بعد اگر می‌بوسی چرا گریه می‌کنی یا امیرالمومنین

حالت حالت عادی نبود گویا فرموده باشند که ام البنین این دست‌ها رو می‌بوسم

به خاطر اینکه یه روز از بدن قطع میشه در راه حسین ز بدن جدا می‌شه بعد این دست‌ها رو

دوباره خب امام حسن بوسیده امام حسین بوسیده ولی اینجا دارد

برای ابی عبدالله متفاوت شد یه موقعی بود می‌بوسید دست رو بدن بود یه موقعی هم رسید

آقایون خانم ها بوسید اما دست دیگه در بدن نبود تو نهر القمه این دست‌ها از روی زمین

برمی‌داشتند می‌بوسید و بغل می‌کرد و ایشالا این درس‌ها روز قیامت شفاعت ما هم بکنه

امروز هم که تو این مجلس هستیم عرضه بداریم یا ابوالفضل تورا به حق حضرت زهرا سلام الله علیها قسمت

میدیم امروز هم ی شفاعتی برای ما بکن برای حوائج دنیا مون برای حوائج آخرتمون

هدیه کنید به قمر منیر بنی هاشم

ابوالفضل العباس صلوات بفرستید

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

Share on telegram
تلگرام
Share on whatsapp
واتس آپ
Share on facebook
فیس بوک
Share on linkedin
LinkedIn

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *