بسم الله الرحمن الرحیم
جلسه هشتاد و دوم
در رابطه با خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها در مسجد مدینه رسیدیم به پایان خطبه
و حالا اینجا میفرماید: ثم عطفت علی قبر نبی و قالت:
آنگاه حضرت متوجه قبر پیامبر شد و فرمودند که یه سری اشعاری رو
که اینها بیانگر سوز دل و نگرانی روحی اون حضرت بود
و خب حالا اینجا اشعاری رو حضرت میسرایند و به زبان جاری میکنند که ما به این شعرها دیگه مشغول نمیشیم
وقتی که میان سمت منزل اینجا دارد که یه گزارشی به ما رسیده که
امیرالمومنین سلام الله علیه منتظر آمدن خانمشون بودند
و شاید هم بهتره اینجوری بگیم که نگران حال خانمشون بودند
و مرتب حضرت امیر بیرون از منزل رو نگاه میکردند در روایت آمده که
وقتی سخنان حضرت زهرا سلام الله علیها خطاب به مردم تموم شد و اون اشعار رو
هم حضرت در کنار مرقد مطهر پیامبر اکرم خوندند مسجد رو ترک کردند
و رهسپار منزل شدند ثم انکفات علیها السلام و امیرالمومنین علیه السلام یتوقع رجوعها الیه
توی عبارت آمده امیرالمومنین منتظر آمدن بود و یتطلع طلوعها علیه
چشم به راه بود منتظر دیدن حضرت زهرا بود تتلعُ یعنی سر کشیدن حضرت علی مرتب میومد سر میکشید
منتظر بازگشت خانمشون بود اینجا چی فهمیده میشه همین نگرانی امیرالمومنین که خدای نکرده نکنه بلایی سر حضرت زهرا نیاد
یا این دشمنان صدمهای نزنند فلما استقرت بها الدار قالت لامیرالمومنین میفرماید
وقتی حضرت زهرا سلام الله علیها آمد حضرت در منزل مستقر شد
خطاب به امیرالمومنین کرد یا ابن ابیطالب پسر ابی طالب
اشتملت شمله الجنین مثل کودکی که در شکم مادر کز کرده کنج خانه نشستهای ؟
ببینید این لحن حضرت زهرا خطاب حضرت زهرا هست
و قعدت حجره الظنین مثل افراد متهم به گوشهای نشستهای دیدیم کسی که
متهم هست یه گوشهای میشینه آدمهایی که متهم هستند مورد تعقیب هستند یه گوشه خودشون رو پنهان میکنند
حالا خانم به امیرالمومنین عرض میکند که مثل آدمهای ظنین متهم به گوشهای نشستهای دست روی دست گذاشتی
چرا شمشیر نمیکشی چرا به حساب اینها نمیرسید نقضت قادمه الاجدل
خانم میفرماید تو کسی بود علی جان تو کسی بودی که بالهای باز شکاری
اینجا باز شکاری منظور شجاعان عرب هست علی جان تو کسی بودی که بالهای باز شکاری را در هم کوبیدی
حالا اینجا بی سلاحان به تو خیانت کردهاند اینجا حضرت زهرا سلام الله علیه
منظورشون از شجاعان عرب امر ابن عبد وعد هست
باز شکاری تشبیه شدند و خطاب به امیرالمومنین میفرماید تو کسی بودی که
بالهای باز شکاری رو در هم کوبیدی تو جنگها و نبردها مثل جنگ بدر و احد خیبر مشرکین رو شکست دادی و اونها را به ذلت کشوندی
حالا یه عدهای مثل ابوبکرها و عمرها اینها بلند شدن و تو در مقابل اینها تسلیم شدی
گوشه خانه نشستی و هیچ اقدامی نمیکنی فخانک ریش الاعزل
اینجا دوتا احتمال هستش یک احتمال اینکه یعنی آدمهای بی سلاح به تو خیانت کردند
احتمال دیگه اینه که آدمهای بی سلاح تو رو شکست دادند
اعزل یعنی کسی که تیرش رو از دست داده و بدون سلاح شده
اون زمان تیری که داشتند دارای یک پیکان و چوبی بود که به اون چوب ریش گفته میشده
ریش الاعزل یعنی کسی که تیر و سلاح از دست داده و فقط چوب براش باقی مونده
اون تیر و اون ریش از بین رفته فقط چوب باقی مانده حضرت میخواد میخواد به
امیرالمومنین بفرماید تو اون کسی بودی که شجاعان عرب و کسانی که دارای قدرت بودند رو
با دلاوری خودت شکست دادی از میان اینها رو برداشتی
حالا کار به جایی رسیده که در مقابل افرادی مثل ابوبکر و عمر که کسی اصلاً اینها رو
به حساب نمیآورد اصلاً اینا به حساب نمیاومدن و سلاحی در دست ندارند
و تنها سر و صدا دارند های و هوی دارند امر ابن عبد وعد اینها دلاور بودند شجاع بودن سلاح داشتند
اینها رو که زدید لت و پارش کردید اینها که های و هوی دارند مقابلشون تسلیم شدید
هذا ابن ابی قحافه این پسر ابی قحافه است منظور ابوبکر است میفرماید یبتزنی نحله ابی و بلغه
عطیه پدرم رو و وسیله ساده زندگی فرزندانم رو از من دزدید میرباید
دقت کنید یبتزنی یعنی میرباید این پسر ابی قحافه منظور ابوبکر این ابوبکره که تو روز روشن میدزده
نحله ابی هدیه پدر من رو عطیه پدر من رو که داده بود به من و بلغه ابنیَّ
این رو داره از ما تو روز روشن میدزده بعد تو هم نشستی نگاه میکنی
لقد اجهد فی خصامی همانند او ، او منظور اینجا ابوبکره همانندش کیه عمره
میگه همانند او کوشش کرد که با من دشمنی کنه البته تو بعضی روایات اشهره هستش یعنی او به طور آشکارا با من دشمنی کرد
و الفیته الد فی کلامی و او رو در مکالمهای که باهاش داشتم دشمنترین دشمنان یافتم
الفیتُ صیغه سیزده یعنی من او رو یافتم چه جوری یافتم الده فی کلامی در کلام خودم یافتم او را دشمنترین دشمنها یافتم
یا دشمن سرسخت یافتم حتی حبستنی قیله نصرها تا اونجایی که انصار یاری خودشون رو از من دریغ داشتند
در مقابل قلدری این آقا ها هیچ کاری نکردند هیچ حرفی نزدند والمهاجره وصلها
و تا اونجایی که مهاجرین وصلت و ارتباط خودشون رو با من نادیده گرفتن
انگار نه انگار که ما با اینها فامیل هستیم انگار نه انگار که ما دختر پیغمبر هستیم
هیچ اقدامی نکردند هیچ کاری نکردند وقتی ابوبکر روی خوش نشون نداد
حاضر شد برخورد بکنه خب قهرن مردم همین جا ساکت شدند هیچ اقدامی نکردند
و اونهایی که از اونجا بودند چقدر انصار و چه از مهاجرین غضت الجماعه
جماعت حاضر توی مسجد چشم خودشون رو روی هم گذاشتند تا منو نبینن
این همه جمعیت توی مسجد بود چشم خودشون رو روی هم گذاشتند
چون میخواستن زندگی کنند چشم پوشی کردند فلا دافع و لا مانع
پس نه کسی بود که دفاع از من بکنه و نه کسی بود که مانع از ظلم اونها بشه
خرجت کاظمه و عدتُ راغمهََ من در حالی که به سوی مسجد رفتم بغض گلوم رو گرفته بود و درد دل خودم رو پوشانده بودم
و در حالی به منزل بازگشتم که به علت این کمک نکردن مسلمونها خفیف و خار شدم
این حال حضرت زهراست که میفرماید و عدتُ راغمهََ
به حالت خفت و به حالت خاری من برگشتم اضرعتَ خدَّک یوم اضعتَ
از روزی که تندی شمشیرت رو از بین بردی صورت خودت رو ذلیل کردی
این عبارات داره ب امیرالمومنین میگه یک فردی بودی که تو جبهه ها تو جنگ ها باشمشیر خودت دشمنان حق رو خوار میکردی
ولی از اون موقعی ک سر شمشیر خودت رو شکستی یعنی اومدی افتادی تو سکوت و هیچ اقدامی نکردی
صورت خودت رو به ذلت در آوردی توی جلسه آخرش میگم که چه معنایی داره که حضرت زهرا اینجوری خطاب به امیرالمومنین کند
در حالی ک امیرالمومنین امام او هست دلیل داره …افترستَ الذئاب و افترشتَ التراب
روزی گرگ هارو میدریدی علی جان با این شمشیرت
امروز خاک رو فرش خودت قرار دادی و گوشه ای نشستی
گرگ ها منظور همون پهلوان ها هستند ما کففتَ قائلاََ
جلوی هیچ گوینده ای رو نمیگیری هر کی هر چی میخواد میگه
ابوبکر با صراحت حقوق مارو قطع میکنه و حدیث جعل میکنه دروغ تهمت میزنه ب پیغمبر
جو سازی و شانتاژ و چه میکنند هیچی نمیگی و لا اغنَیتَ قائلاََ
هیچ کار موثری در جهت دفع فتنه انجام نمیدی اَو باطلا و هیچ باطلی رو برنداشتی
و لا خِیار لی و من اختیاری ندارم هیچ کاری نمیتونم برای تو بکنم
لَیتنی مِتُّ قبل هنَیئتی ایکاش قبل این حالت گوشه نشینی تو من مرده بودم
و دون ذلتی عذیری الله منهُ عادیاََ و منکَ حامیاََ خداوند از قِبَل من عذرخواه من باشه از شما
از جهت اینکه شما در مواردی ظلم هایی رو از من دفع کردی و در مواردی از من حمایت کردی
و ان شاءالله خدای تبارک و تعالی توفیق بده ک ما بتونیم اینها رو درک بکنیم
اوج مظلومیت و غربت اهلبیت رو توی این جملات بفهمیم
ی جمله صبح ۵شنبه هست ذکر مصیبت و عرض توسل بکنیم
صلي الله عليک یا اباعبدالله
فرزند دل بندش آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام روز عاشورا چقدر غریبانه صدا میزد فریاد میزد
اما این امت سنگ ب او پرتاب میکردند
حالا اینجا اگر حضرت زهرا سلام الله علیها آمد و صحبت کرد کسی تعرض نکرد کسی فحش نداد کسی سنگ نزد
اما روز عاشورا چقدر همه سنگ میزدند چقدر های و هوی کردند اصلا نزاشتند کلام امام حسین ب گوش کسی برسه
فدای دلت بشم یا اباعبدالله الحسین جان
یه نامردی بلند شد صدا زد حسین
بیخود خودت و زحمت نده ما آب فرات رو میبینی مثل شکم ماهی موج میزنه
ما از این آب فرات به سگها میدیم به خوک ها میدیم بخورن
اما به تو و زن و بچت قطره ای نمیدیم خیلی بد دهانی کرد و اینها امام حسین نفرین کرد اونجا
در بعضی عبارات هستش که اسب او رَم کرد اون کسی ک این حرفها رو میزد
و این رو به زمین کوبید پای این در رکاب اسب گیر کرده بود
اسب اینو آورد کشون کشون انداخت توی این آتیش هایی که برای غذا درست کرده بودن
اما با این حال با اینکه این معجزات و میدیدن اینها آدم نمیشدند چه کردند با امام حسین
بدن امام حسین ریز ریز کردند با اسب دواندن پسر پیغمبر اکرم
زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست
خارو خاشاک زمین منزل و مأوای تو نیست
حسین جان



