بسماللّه الرّحمن الرّحیم
جلسه پنجاه و سوم
در رابطه با خطبه ی فدکیه بحث می کنیم. عرض کردیم خانم حضرت زهرا سلام الله علیها
وضعیت مردم رو در مکه و مدینه بیشتر در مدینه قبل اسلام رو مطرح می کنند
می فرماید: خدای تبارک و تعالی توسط پدرم شما رو نجات داد کمکتون کرد
از اون وضع خلاصی داد و پدرم هم در سختی ها و گرفتاریها برادرش علی ابن ابیطالب رو
می فرستاد خب امیرالمومنین رو حضرت شروع می کند به توصیف کردن
و گفتیم پیغمبر کی امیرالمومنین رو می فرستاد؟ موقعی که شاخ شیطان ظاهر می شد
موقعی که دهان کفّار و مشرکین باز می شد امیرالمومنین رو می فرستاد به دهان آن ها
و حساب اون ها رو می رسید و شعله های آتش آن ها رو با شمشیر خودش خاموش می کرد
تا اینجا رو گفتیم. دوباره حضرت ویژگی های امیرالمومنین رو بیان میکند می فرماید:
علی علیه السلام حالش اینجور بود در راه خدا فشار و سختی و در انجام دستورات خدا
سختکوش و تلاشگر بود ببین یعنی وقتی پای کار خدا به میان می آمد
علی علیه السلام سر از پا نمی شناخت و هیچ نیرویی رو برای خودش ذخیره نمیکرد
هر چی نیرو داشت واسه کی می شد مال خدا میشد هر زحمتی بود تحمل می کرد
مثلا بگه یا رسول اللّه الان هوا گرمه بزار یه ساعت دیگه که هوا خنک میشه بریم
نه تا پای کار خدا به میان می آمد می دیدی امیرالمومنین سر از پا نمی شناسه
و هر رنجی که بود به جان می خرید چند تا روایت داریم درمورد امیرالمومنین
در همین غالب، اینجا خانم فاطمه زهرا سلام اللّه علیها می فرماید: م
مکدودا فی ذات اللّه، مکدود از ماده ی کَد و به معنای شدّت هست
یعنی امیرالمومنین در راه خدا و برای خدا در سختی و فشار بود
مقاومت می کرد حالا روایاتی داریم در همین رِنج، می فرماید
پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم علیُ مَمسوس فی ذات اللّه، یا در جای دیگه داریم
علی خَشِن فی ذات اللّه یعنی با کسی مُسامحه بکنه با کسی مثلا بگه باشه عیب نداره
در احکام خدا امیرالمومنین شدید و سفت و محکم است که بگه خب تو بیا برو
رفته بودن یَمن بعد که برمی گشتن از منطقه ای که اینا مسیحی بودن قرار بود خراج بدهند
از اونجا کلی پارچه های خوب برداشته بود آورده بود که بعد میخواستن گزارش بدن به پیغمبر
بعد دوباره برگردن با اینا بیان وقتی حضرت برگشتن با اینا بیان دیدن اینا پارچه ها رو
برداشتن لباس کردن انداختن روی دوششون و مصرف کردن حضرت فرمودند:
همه ی لباسا رو در بیارین گفتن یا علی ما رفتیم اروپا مثال میزنم یمن حکم اروپا رو داشته
هوای مناسبی داشت گفتن ما میخواییم برگردیم پیش خانواده هامون نمیشه با اون لباسای جنگی
بریم بزارید لباسای نو بپوشیم چه عیبی داره این همه زحمت کشیدیم یه تخفیفی بده کوتاه بیا
گفت: نه لباسا رو دربیارین به من تحویل بدید که بعد اینا رفتن گله کردن گفتن یا رسول اللّه
علی چرا اینطوریه؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم علی خَشِن فی ذات اللّه
علی در احکام خدا با کسی شوخی نداره.او جدی جدی است و محکم
ببینید اینجا حضرت زهرا سلام اللّه علیها این عبارت رو بکار بردن مکدوداَ فی ذات اللّه وَ مُجتهدا فی امرالله
شما حفظ کنید مجتهدا یعنی تلاشگر بود در امر خدا، می گفتی علی جان!
بلند میشد چشم رسول الله اینکه پا شیم خیت میشیم ضایع میشیم نه
کیه که بعد من ایمان بیاره جانشین من بشه و فلان و فلان، آقا نه سالش بود
بلند شد گفت یا رسول الله منم گفت بشین کیه که بعد من به من ایمان بیاره و چی و چی
بلند شد دو بار سه بار گفت بعد پیغمبر فرمود: پس همگان شاهد باشید
این قصّه که گفتم مال کجا بود؟ یا مُدّار اونجا که همه ی فامیل ها رو جمع کرد غذا داد بهشون
به معجزه آخر سر اون ابولهب لعنت الله علیه طعنه زد و کنایه زد زخم زبان زد و
به ابوطالب گفت از این به بعد حرف بچه ت رو گوش کن. بلند شدن و رفتن اونجا پیغمبر کار رو تمام کرد
فرمود: اینه جانشین من، ادامه روایت حضرت زهرا سلام الله علیها رو گوش کنید
واقعاَ کسی میخواد توصیف امیرالمومنین رو بکنه باید از حضرت زهرا یاد بگیره خط بگیره
عین همین بره جلو اینجا حضرت به صفت غریب بخصوص تکیه میکنه
چرا که امیرالمومنین هم قرابت نسبی داشته هم قرابت سببی داشته
قرابت نسبی پسر عموی رسول خدا بودن قرابت سببی داماد پیغمبر بودن
این قرابت مخصوص فقط امیرالمومنین هست هیچکدام شما مردها این قرابت رو به رسول خدا ندارید.
کدوم این قرابت رو دارید؟پدرم شما رو نجات داد اما بوسیله ی کسی که این اوصاف رو داره
کدام اوصاف؟ مُجتهدا فی امر اللّه مَکدودا فی ذات اللّه قریبا برسول اللّه
دیگه چی سیدالاولیاء اللّه، سرور اولیای خدا، کسی هست آستین ها رو بالا زده
علی کیه؟ با کمال خیرخواهی و کوشش بانهایت سعی و تلاش آماده ی هر نوع فعالیتیه
آماده شده و مهیا شده واسه چی برای ورود در کار، همونی که آقا گفت
در مورد امر خدا هیچ ملامتگری نمی تونست او رو از کار خودش چیکار کنه باز بداره
این آقاست امیرالمومنین، دیروز صبح گفتم پیغمبر افتاده اینا دارن فرار میکنن
شما پا به فرار گذاشتید درحالیکه پیغمبر پشت سر افتاده بود و شما رو صدا میزد
فلانی ابوبکر من اینجام عمر من اینجام داشت از کوه می رفت بالا خود اهل تسنن گفتند
مثل بز دیدی چجوری میره؟ میگن مثل بز میپره از کوه بالا میره
آیه ی قرآن رو خوندم نگید حاج آقا چی میگی این حرفا رو از کجا درآوردی
شما پا به فرار گذاشتید در حالیکه پیغمبر پشت سر شما افتاده بود و شما رو صدا میزد
فقط امیرالمومنین بود که به یاری رسول خدا آمد اما شما نه تنها کاری نمی کردید
بلکه منتظر بودید چه بلایی سر مامیاد منتطر بودید حوادثی به ضرر ما اتفاق بیفته
وقتی کسی در حوادثی پناه گرفته از دور مواظبه ببینه چه حادثه ای افتاده این حالت شما بود
یه جا گوشه ای وایمیسه ببینه چی پیش میاد حضرت می فرماید:
آقا امیرالمومنین بود و آمد و کار رو از آب درآورد اونجایی که باید پیش می رفتید عقب نشینی کردید
اونجا که باید جلو می رفتید بیایید جلو وقتی دعوت به جنگ می شدید فرار میکردید
این وضع شما بود اون وضع پدرم و پسرعمم تا اینکه خدا اسلام رو پیروز کرد
شما رو نجات داد حالا شماها اومدید و بساط درست کردید
نشستید سر سفره ای که هیچ خدمتی نکرده هیچ کاری برای شما نکرده
یه سنگ برای اسلام از سر راه برای مسلمونا برنداشته پس ببینید این خطبه که
خانم حضرت زهرا سلام الله علیها می خونه سر یه مزرعه و باغ و اینا نیست
اگه یه باغ بود میگفتن فاطمه به فکر دنیا نباش حالا یه باغ مگه چی شده؟ یه باغ ازت گرفتن
زشته دیگه بیای بخاطر باغ ما خیت و خوار و زبون و ذلیل بکنی
ابوبکر ازت گرفته ما چه گناهی کردیم که ما رو خوار میکنی ولی اینجور کلمات و عبارات و
حرف ها نشون دهنده ی اینه که ظلم بزرگی صورت گرفته حق بزرگی رو خوردن و اون حق ولایت؟
نه حق ولایت رو نمی تونن غصب بکنن اون حکومت رو غصب کردن
اینا خلیفه ناحق هستند به قول اقایی می گفت اینا خلیفه نیستن مخالف هستن
مخالف خدا و رسول خدا هستن نباید بگیم خلیفه باید بگیم مخالف کسی که
مخالفت کننده است .خب حالا به هرحال خدا به آبروی محمد و آل محمد به ما توفیق بده
ما مخالف خدا و پیغمبر عمل نکنیم ممکن ما هم تو همون خط باشیم وقتی حرف رهبرمون رو گوش نکنیم ممکن تو همون خط باشیم.
صلّی اللّه علیک یا ابا عبداللّه
صلّی اللّه علیک یا ابا عبداللّه
این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست
این چه شمعی ست که جان ها همه پروانه ی اوست
قربانت بشم یااباعبدالله مصائبت لَقَد عَظُمت الرَزیه و جَلَت و عَظُمت المصیبه بِکَ علینا و علی جمیع اهل الاسلام
یه جا دیگه میگه برای اهل آسمان ها این مصیبت بزرگ شده چقدر سخت بود
وقتی پیغمبر گریه می کرد اون موقعی که چشمش به امام حسین می افتاد
بعد ام سلمه می گفت یا رسول اللّه چقدر گریه میکنید چرا بچه رو اینطور بغل گرفتی می بوسیش
می بوسی چرا گریه می کنی پیغمبر می فرمود: من می بوسم جای شمشیرها رو
بعد پیشانی امام حسین رو می بوسید خیلی عجیب و غریب بعد پیشانی امام حسین
نور داشت یه نوری تو صورت امام حسین بود مخصوصاَ از پیشانی
بعد می گفتن این نور که تو پیشانی امام حسین است بخاطر بوسه های پیغمبر
بعدا روز عاشورا که اومد سنگ قلاب زدند با شدت اومد خورد به پیشانی امام حسین شکست خون جاری شد
شیخ جعفر شوشتری فرمود فهمیدن پیغمبر جای سنگ تراشیده رو داشته می بوسیده
اونجا که قرار سنگ بخوره می بوسیده دندونای امام حسین رو می بوسیده
می دونستید رفقا، که یه روز چوب خیزران به دندونا میخورد
صلّی الله علیک یا مظلوم یا اباعبدالله
گلوی امام حسین رو می بوسید اون نامرد وقتی رو سینه ی ابی عبدالله نشسته بود
خنجر کشیده بود هی خنجر رو روی گلو می کشید می دید گلو بریده نمی شود
ابی عبدالله فرمود اینجا بوسه گاه پیغمبر یا اللّه چه کرد عوض اینکه هدایت بشه
دست برداره بلند شد ارباب دو عالم رو پشت به آسمان کرد دیگه نگم چه اتفاقی افتاد
صدا بزن حسین جان حسین جان



