بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
جلسه هفتاد و نهم
در رابطه با خطبه ی شریفه ی خانم فاطمه زهرا سلام اللّه علیها، رسیدیم به صحبت های ابوبکر
که ابوبکر چطور مُزورانه صحبت کرد طوری که مردم بر علیه او یورش نیارن و حمله نکنند
و ابوبکر میگه من خدا رو گواه میگیرم و شهادت خدا کفایت میکنه حالا میخوای تو قبول نکن
مردم قبول نکنن ولی خدا که کافیه، این چه مدل صحبت کردن هست
من شنیدم ولو کسی نشنیده باشه، اولش قشنگ درست می کنه که اگه بعدا کسی اومد زد
زیر کاسه بگه خب خدا کافیه.شنیدم نبی مکرّم اینجور فرمود که ما طایفه ی پیامبران
اشکالش اینجاست عیبش اینجاس که میگه ما طایفه ی پیامبران اگه می گفت
من پیغمبر من که اینجا هستم قابل توجیح بودمی شد بگیم این حدیث که
پیغمبر استثنا شده از طایفه ی پیغمبران قربون این خدا برم وقتی میخواد دست دروغگو رو
رو بکنه ؛ چجوری رو میکنه دست آدم حقه باز رو رو بکنه چطور رو می کنه
نفهمید تو که میخوای دروغ ببندی به پیغمبر لا اقل بگو خود پیغمبر گفت
من پیغمبر ارث نمیزارم گفتی ما طایفه ی پیامبران، وقتی گفتی ما طایفه ی پیامبران
قرآن حرفت رو چیکار میکنه؟ تکذیب میکنه چند جا میگه این پیغمبر از اون پیغمبر ارث برده
ببین خدا چجوری رو می کنه پیغمبر فرمود: ما نه طلا و نه نقره و نه خونه و نه زمینی
برای کسی ارث نمی گذاریم.پس ما چی ارث میزاریم؟ طایفه ی انبیاء، کتاب و حکمت وعلم
و نبوت ارث ما اینهاست و هر آنچه از ما به جا موندچیه؟ هر چه که اگه باغ موند خونه موند
اگه پول موند طلا نقره موند اگه از این چیزا هم موند همه اینا مال کیه؟
ولی امر بعد از ماست.خب ولی بعد از امر کیه؟ منم ابوبکر خب ابوبکر باشه این دروغ تو ما
راست فرض کردیم پس چرا از دست دخترت عایشه نگرفتی مگه نگفتی هر چه موند
مال ولی امر است چرا سهم زن ها رو نگرفتی اینا خونه داشتن وسایلم داشتن
چرا از دخترت عایشه نگرفتی؟فقط زورت به فاطمه رسید؟فقط این حرف در مورد
فاطمه اجرا میشه؟ میگه آره اینها همش مال ولی امر بعد ماست او هر چی که صلاح دید
عمل میکنه این حرف ابوبکراینجوری صحبت کرد که ما قصّه مون اینه قشنگ چید و آماده کرد
خدا شاهده و اینها، بعد میگه ما قرار دادیم آنچه را که شما از فدک غصب دارید
حالا فدک رو چجوری از شما گرفتن میخواد بگه مردم آروم بشن. ما فدک رو برای چی غصب کردیم؟
ما برای تهیه ی سلاح و اسب ها میخواییم بریم جنگ یه باغ لازم داریم حالا
جا قحطیه حتما باید برن تو فدک اسلحه درست بکنن یا پول مملکت برای اسلحه سازی
لنگ همون یه دونه باغه. میخوان اسب بخرن و پرورش بدن اصلا یک کشور بزرگ اون موقع لنگ یه تیکه باغ است
میخواد چی بگه؟ فاطمه اگه یه تیکه باغ رو از دست تو گرفتیم این رو نزاشتم تو جیب خودم
استفاده ی شخصی نمیخوام بکنم میخوام برای امت خرجش بکنم.برای مردم خرجش بکنم
یعنی اسب هایی که در جنگ ها استفاده می کنندمیخواییم اونجا خرج بکنیم
حالا به چه صورت، پس ببینید این حرفای ابوبکر هستش اونجا می زنه. و این کاری که من کردم
خودسرانه هم نبود. بلکه به اجماع مسلمانان عمل کردم؛ اجماع مسلمانان
یعنی اومدم همه ی مسلمانان رو جمع کردم گفتم حاضرید بریم باغ فدک رو بگیریم؟
مردم هم گفتن آره حرف، حرف تو ببین چطور این آدم می چینه. میشه یه آدم کودن اینا رو
ردیف کنه؟ خیلی طرف باید باهوش باشه زیرک باشه.خیلی مشاورای خوبی داشته باشه
این مدلی،حالا این اجماع، کدوم اجماع؟ چند نفر بودید؟ هان! اجماعی که ابوبکر رو انتخاب کردن
خود سنی ها میگن پنج نفر بودن مورخین میگن پنج نفر تو سقیفه با ابوبکر بیعت کردند
این پنج نفر رو هم اسم آوردن. عمر، ابوعبیده جراح،اسیدبن حضیر، بشیربن سعد و
سالم که غلام حذیفه بوده این پنج نفر بعد اینکه اجماع کردن جمع شدن با تبلیغ و تهدید و چماق
از بقیه مردم بیعت گرفتند به زور بعدم گفتن مردم خلیفه رو انتخاب کردن
حالا این بنظر ابوبکر اسمش اجماعه، وقتی ما میگیم از اهل سنت می پرسیم که
دلیل خلافت ابوبکر چیه؟ میگن اجماع مسلمین ما میگیم این اجماعی که پنج نفر بیشتر نبودن
این چه اجماعی است؟ میگن اَقل اجماع سه تا است. سه نفر هم باشن کافیه و این اجماع ببین
چقدر سست، میگه من به رای خودم اینکار رو نکردم مستبدانه عمل نکردم
با یه زرنگی خاصی، اینه موجودی و مال من پیشکش شما یعنی باغ فدک رو اولا می چسبونه
به خودش میگه این مال منه، رو چه حساب مال منه رو حساب حرف پیغمبرکه گفت
ما طایفه ی پیامبران ارث نمیزاریم هر چی هم موند به رای کیه ولی امر بعد ازمن هستش
اول باغ فدک رو آورد تو ومال خودش با رای اجماع نه رای خودم، حالا که این مال منه
به خانم میگه. ولی اگه میخوای مال تو، باشه باغ فدک مال تو پیشکش تو در اختیار تو باشه
من این مال ناچیزم رو از شما دور نمی کنم و مالم رو بدون شما ذخیره کنم.
تو سرور امت پدرتی و شجره ی طیبه درخت پاک فرزندانت می باشی
منکر فضیلت شما نیستم و از اصل و فرع شما کم نمی زارم یعنی به خوبی احترام شما رو نگه می دارم
حکم شما به حضرت میگه نفوذ داره.بر اونچه که من سلطه دارم.یعنی من بر باغ فدک
سلطه دارم.ولی تو میگی باشه حکم شما نافذ باشه. اموال من یعنی باغ فدک متعلق به منه
بابا داری از کیسه ی خلیفه می بخشی مال خود حضرت زهراست بعدشم تو داری
این حرفا رو می زنی پس چرا اجرا نمی کنی مگه نمیگی مال من مال منه پس چرا نمیدی
بیا بده سندش رو بده دیگه آیا اینگونه می بینی که من در مسئله ی فدک
با پدر بزرگوارت مخالفت می کنم؟ اینطوری که گفت آخرش یه چی میگه که
توپ بیفته تو زمین خودش،یعنی پیامبر فرموده که ما از خودمون ارث باقی نمیزاریم
و اونچه که بجا میزاریم مال ولی امر پس از منه و منم بعنوان ولی امر فدک رو گرفتم
و در امر جهاد و خریدسلاح و تجهیزات استفاده می کنم پس من با گفته ی پدر بزرگوارت
هیچ مخالفتی نکردم دوباره توپ افتاد تو زمین کی؟ خودش اول حضرت زهرا رو تایید می کنه
بعد کار خودش رو توجیح می کنه، بعد میگه باشه مال تو، در واقع مردم رو گیج ویج میکنه
یعنی من مطابق با دستور پیغمبر این کار رو کردم.اینم از حرفای ابوبکر دیگه
مطلب بعدی پاسخ حضرت زهراست به ابوبکرکه جلسه بعد عرض می کنیم.
صلّی اللّه علیک یا ابا عبداللّه
صلّی اللّه علیک یا اباعبداللّه
صلّی اللّه علیک یا اباعبداللّه
خوبه آدم اینا رو بخونه و بفهمه دشمن همینجوری هم عمل نمیکنه
برای بهم ریختن فکرها و روان هاو پیش برد کارهاشون خیلی مزورانه حرف می زنند
و با مکرو مغالطه حرف می زننداگه کارشناسی کنیم مغالطه است
جان های عالم فدای تو حسین جان ما می فهمیم وقتی خواهرت زینب وارد گودال شد
یه جمله ای گفت بی بی زینب ای کشته ی روز دوشنبه در حالیکه اون روز اون لحظه
اون ساعت جمعه بودکه داشت خواهر برادر رو میدید تو گودال تو دریای خون
اما گفت ای کشته ی روز دوشنبه یعنی بعد پیغمبر چون روز دوشنبه از دنیا رفت
یعنی پیغمبر که از دنیا رفت ما همه از دنیا رفتیم.حرمت ما شکسته شد
حرمت ما برداشته شد توسط این اشخاص ابوبکر و عمر و اینها، ما رو ابوبکر کشت عمر کشت
ما کشته شدگان دست اون هاییم اینجا علی الظاهر تیکه تیکه شدیم ریز ریز شدیم
سر از بدن هامون جدا شد اما اون روزی که حق مادرمون زهرا حق پدرمون امیرالمومنین رو
غصب کردند ما رو کشتن به فدای تو بشم بی بی جان! یا زینب صلّی اللّه علیک یا مظلوم یا ابا عبداللّه
صدا زد خاک عالم به سرم کز اثر تیغ و سنان
جای یک بوسه من بر همه اعضای تو نیست
خم شد لبها رو روی رگ های بریده ی گلو گذاشت، صدا زد
بوسیدم آن جایی را که پیغمبر نبوسید زهرا نبوسید حیدر نبوسید حتی نسیم صحرا نبوسید
حسین جان حسین جان



