حاج اقا ذوالقدر

 

 

یا اباذر ایاک و التسویف باملک

 

مبادا به دارزی آرزویت کارهای شایسته رو به تاخیر بندازی

سوف سوف کردن یعنی فردا فردا کردن

چون یه وقتایی آدم کارهای دنیایی داره به خاطر این کارهای خوب و واجب رو به تاخیر میندازه

 

مثلا روزه های ماه رجب و شعبان را به خاطر کارهای دنیایی به تاخیر میندازه

میگه حالا این روزه ها رو بزار آخر ماه میگیرم

حالا این روزه ها که واجب نیست

همه ثواب هارو که فقط ما نباید انجام بدیم

 

رجب نشد شعبان میگیریم شعبان هم که میاد میگه آخر ماه میگیرم  ودر آخر هم هیچی موفق نمیشه

 

رمضان هم اگر واجب نبود بهش تن نمیدادیم
خیلی ازنمازها هم همینطوری

 

فانک بیومک

 

ای ابوذر تو مال کی هستی؟؟! مال امروزی یا فردا؟؟!

 

تو مال امروزی تو متعلق به همین امروزی نگو فردا

همین امروز انجام بده

کار خوب و شایسته و درست رو همین الان و امروز انجام بده قرضت رو همین امروز صافش کن

 

و لست بما بعده

 

برای فردا نیستی برای آنچه بعد امروز است نیستی
خیالت راحته و
کی بهت گفته تا فردا هستی

 

فان یکن غد لک فکن فی الغد کما کنت فی الیوم

 

اگر برایت فردایی بود در همان فردا چه جوری باش؟؟
همانطوری باش که امروز بودی

امروز چطوری بودی ماشاالله رفتی کارهات و انجام دادی حق الناسی و قرضی و واجباتت رو ادا کردی حالا فردا هم مثل امروز باش

 

امروز چطور دسته گل بودی فردا هم دسته گل باش

 

وان لم یکن غد لک

 

حالا اگر فردایی برای تو نبود

 

لم تندم علی ما فرطت فی الیوم

 

پشیمان نمیشی بخاطر اینکه کوتاهی کردی در امروزت

 

مثلا بخاطر حقوقی که برایت واجب است در امروز این حقوق رو مقدم میکنی و جلو میندازی

خودبخود از یه سری کارها عقب میوفتی

 

تو برای انجام ندادن وظایفت پشیمان میشی ولی برای انجام ندادن کارهای دنیایی و آرزوهات پشیمان نمیشی

 

این قسمت از وصیت سوف سوف کردن خیلی مهم است این یه دردی است که همه
ما به اون مبتلا هستیم

 

حاج اقای خسروشاهی در حوزه علمیه شهید بهشتی (سپهسالار)
فرمود که این سوف سوف کردن از دام های ابلیس است این دام رو برای همه پهن کرده من سوف سوف میکنم شما هم سوف سوف میکنی

 

عمر تموم شد میخوای نماز شب بخونی از همین حالا شروع کن نگو حالا از فردا شب

 

خدا لعنت کنه عمر سعد رو او هم سوف سوف کرد گفت حالا میریم امام حسین رو میکشیم بعدش توبه میکنیم نانجیب کارش و کرد توبه هم نتونست بکنه

خدا لعنت کنه عمر سعد رو

 

آقایون یکی از کسانی که اومد بالای گودال زار زار گریست همین عمر سعد بود
اونجایی که خانم زینب اومده توی گودال بدن نازنین برادرش رو بغل کرده و… یکی از کسانی که به حالا خانم رقت کرده همین مرد بوده ببین آدم چطوری میتونه باشه

روضه

صل الله علیک یا اباعبدالله

حسین جان ما دلمون برای کربلات لک زده
بیایم حرمت اون ضریح قشنگت رو بغل بگیریم
ای که مرا خوانده ای
الان همه ما دعوت شدیم فکر نکن تو خودت خودت رو از بستر جدا کردی اومدی اینجا نه؛
دوست داشته بیای اینجا یه ناله بزنی صدات و مادرش زهرا بشنود

 

میخوای مادرش رو خشنود کنی الان یه ناله یاحسین بزن

بعد این ناله یاحسین رو باهمه وجودت میگی
مادرش فاطمه هم از اونور میگه جانم حسین من رو صدا میزنی
حسین من رو بین دو نهر آب با لب تشنه سر از بدنش جدا کردن

 

یا اباعبدالله

ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده
گوشه ای از کرب بلا جا و مکانم بده

ناله زینب بلند شد
اما فیکم مسلم
آیا بین شما یه مسلمان پیدا نمیشه؟؟
بابا پسر پیغمبرتون رو دارن میکشن شما همینجور دارید نگاه میکنید!!!
یا اباعبدالله حسین جان
یه وقت روش رو کرد سمت گودال گفت حسین جان یه روز دیدم روی سینه پیغمبری داداش
اون لحظه ای که پیغمبر داشت جان میداد اومد خودش رو انداخت روی سینه پیغمبر
امروز میبینم روی خاک گرم کربلا
آی حسین😭😭😭😭😭

Share on telegram
تلگرام
Share on whatsapp
واتس آپ
Share on facebook
فیس بوک
Share on linkedin
LinkedIn

یک دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *