بسم الله الرحمن الرحیم
جلسه دوم
در رابطه با شخصیت امیرالمومنین صلوات الله علیه صحبت میکردیم
و خب بحث کودکی اون حضرت رو عرض کردیم که چگونه بود و
نزد آقا رسول خدا و مدافع و حامی آقا رسول خدا بود
از اون کودکی و حتی اموری رو خود آقا امیرالمومنین صلوات الله علیه میبیند که
در نهج البلاغه هست خطبه ۱۹۲، آقا امیرالمومنین می فرماید
من میدیدم نور وحی رو میدیدم نور رسالت رو و من بوی نبوت رو
استشمام میکردم متوجه میشدم صدای ناله شیطان رو میشنیدم
اون موقع که وحی بر پیغمبر نازل میشد این شیطان ملعون که
ناله میزد امیرالمومنین میفرماید من این ناله او رو میشنیدم
گفتم یا رسول الله این صدای چیه پیغمبر فرمود صدای شیطانه که
ناامید شد از حالا عبادت خدای تبارک و تعالی علی جان تو میشنوی
همانجور که من میشنوم همونجوری که من میبینم توام میبینی
فقط یه فرقی است بین من و تو و اونم اینه که من پیغمبرم ولی تو پیغمبر نیستی
ولی هرچی درجه من دارم تو هم همون مقام و رتبتو داری علی جان
حالا نبی نیستی ولی وزیری خب این امیرالمومنینی که سرباز آقا رسول خداست
خودش رو وقف پیغمبر کرده تو شعب ابی طالب نگاه میکنی میبینی
جانش رو فدای رسول خدا کرده و هر شب جای آقا رسول خدا میخوابه
چرا چون امکان داشت که اون شب بیان پیغمبر رو ترور کنند
ما یه لیله المبیت شنیدیم لیله المبیت متوجه شدیم
لیله المبیت ها بوده در شعب ابیطالب امام صادق علیه السلام می فرماید که
حالا روایت اینجا زیاد داریم ببینید بزرگواران که خود
جناب ابوطالب امیرالمومنین علیه السلام رو میاره و هر شب جای پیغمبر میخوابونه
جای آقا رسول خدا رو عوض میکنه هر شبا این مثلاً اونجا خیمه که زده بودند
مرتب جای رسول خدا را عوض میکردند امیرالمومنین رو قرار میدادن جای پیغمبر
خب این وضع آقا رسول خدا بود در شعب ابیطالب و وضع امیرالمومنین بود
اون اوضاع خیلی عجیب و غریبی که حالا ای کاش به اون شعب ابی طالب
راه داشتیم متاسفانه راه نداریم به شعب ابیطالب کی میدونه چرا راه نداریم
خیلی عجیب و غریب ۳ سال حالا کم و بیش این بزرگواران تو شعب ابیطالب بودن ما کمترین خبر رو داریم
از شعب ابیطالب علت چیه باید خب در حالی که باید از شعب ابیطالب ما خیلی خبر داشته باشیم
خیلی باید این روایت داشته باشیم خیلی باید گزارش داشته باشیم
پس این سه سال با اون پیچیدگی و با اون وضعیت چرا پس هیچی از او به ما نرسیده
یکی اینه که کتابها خب خیلی دورههای مختلف آتش گرفت
کتابخونهها رو آتیش زدن مثل همین نادونایی که همین اواخر اومدن
خیلی کتاب آتیش زدن چندین هزار کتاب جلد کتاب را آتش زدن
اون موقع هم بساط کتاب سوزی بوده این یه دلیله دلیل دوم اینه که
ما متاسفانه بلندگوهای اسلام بلتدگوهای معارفمون یه عده خاصی شدن
امثال عایشه و امثال اینها متاسفانه خبرهای اونچنانی از واقعه
شعب ابیطالب منعکس نشد خب ببینید حالا با این حال
یک کمی از این قصهها به ما رسیده ،اینها اراده کرده بودند کشتن پیغمبر رو
وقتی اراده کرده بودن پیغمبر رو بکشند شمشیرهاشونو بلند کردن
شک نداشتن که اینی که اینجا خوابیده حضرت رسوله می گفتن که
بیدارش کنید بیدارش کنید که بعد وقتی که بیدار میکردن
می دیدن پیغمبر نیست میدیدن امیرالمومنین بلند میشدن میرفتن
یه سمت دیگه خب این جانفشانی امیرالمومنین حالا اختصاص به
بزرگی آقا امیرالمومنین همون کودکی اینجوری سپر میکرد خودش رو
در معرض خطرها قرار میداد در معرض مشکلات قرار میداد که
حالا دیگه اون قصه خدمتتون عرض بکنم که لیله المبیت هم که معروفه دیگه
همه میدونید یه عدهای بودن ترسیدن از اصحاب پیغمبر تو غار
که بعد آیه نازل شد که آقا این بنده خدا ترس این بنده خدا رو
خدای تبارک و تعالی تایید کرد یا تکرد که میاد تو غار و کنار پیغمبر بدنش
مثل بید می لرزه یکی هم مثل امیرالمومنین با اون شجاعت تمام
بلند میشه میره جای پیغمبر می خوابه و خودش رو در معرض .شمشیر ها و اینها قرار میده .
خدا انشالله به آبروی محمد و آل محمد ما رو نسبت به امیرالمومنین علی علیه السلام شیعه و پیرو قرار بده
انشالله که ما بتونیم خط امیرالمومنین رو بریم و هیچ وقت از این خط زاویه پیدا نکنیم پیدا نکنیم .
صلی الله علیک یا اباعبدالله
صلی الله علیک یا ابا عبدالله
یه جمله هم عرض مصیبت کنم میگه عالم ذر خطاب شد که
شهادت کلیه رو باید بپذیرید خب سوال کردند شهادت کلیه چیه
فرمودند دور شدن از وطن خدا رحمت کنه مرحوم ملا حبیب الله شریف کاشانی رو
ایشون تو کتابش آورده شهادت کلیه رو دور شدن از وطن تحمل بلاها و محن
با لب تشنه کشته شدن فرزندان و برادران و یاران خودش رو کشته دیدن
اینا میشه شهادت کلیه از دشمنان از دشنام شنیدن و غارت شدن اموال و زن و فرزند اسیر شدن تو بازارها
و بین نامحرمها سر در تشت طلا و این قصهها رو نقل کردن دارد که
خب قبول کردن امام حسین علیه السلام این شهادت کلیه رو و
خیلی جانسوز خیلی دردناک این مصیبتی که بزرگ شد
این مصیبتی که آسمانها براش خون گریه میکنند حالا امروز صبح من و شما هم به چشمامون التماس کنیم
از این گوشههای چشممون اشک بباره برام مظلومیت و غربت امام حسین علیه السلام
کدام پادشاهی رو دیدید عزیزان کدوم پسر پیغمبری رو دیدید که اینطور
لباس از تنش بیرون بیارند ا
بعد بین دو نهر آب اینجوری روی زمین او را قرارش
بدن بعد روی بدن نازنین او اسبها را حرکت بدن
اسبهاشون رو نعل تازه بزنن اینجا دارد که زینب کبری سلام الله علیها
بییند اون بدن رو به آغوش بگیرد با خدای تبارک و تعالی مناجات بکند
زینت دوش روی زمین جای تو نیست
خار و خاشاک زمین منزل و مأوای تو نیست
حسین جان حسین جان



