بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
” اللهمّ ارْزُقنی فیهِ الذّهْنَ و التّنَبیهَ و باعِدْنی فیهِ من السّفاهة و التّمْویهِ و اجْعَل لی نصیباً مِنْ کلّ خَیْرٍ تُنَزّلُ فیهِ بِجودِکَ یا أجْوَدَ الأجْوَدینَ. ”
«خدایا روزی کن مرا در آن روز هوش و خودآگاهی را و دور بدار در آن روز از نادانی و گمراهی و قرار بده مرا بهره و فایده از هر چیزی که فرود آوردی در آن به بخشش خودت، ای بخشندهترین بخشندگان
در این فقره اول از خداوند متعال رخواست میکنیم که ذهنی به ما بدهد عقلانیتی بدهد
امتیاز انسانها نسبت به بقیه موجودات در همین ادراک و شعور هست ن چیزی که موجب شرافت او میشود همین نعمت عقل است ادراک کلیات است
و در همین جا هم انسانها با هم متفاوت میشوند و با هم فرق میکنند
در انوار جزائری روایتی آمده که کسی سوال کرد از امام چرا
۱_بعضیها به محض عنوان مطلب درک میکنند تا استاد شروع میکند بحث را او مطلب را میگیرد اما
۲_بعضی ها مطلب تمام نشود درک نمیکنند
۳_بعضیها هم محتاج به تکرار هستند
حضرت فرمودند آنهایی که دسته اول هستند عقل در طینتشان تخمیر شده است یعنی ورود عقل به هنگام انعقاد نطفه بوده است
آنهایی هم که جز دسته دوم هستند عقل در ایام رضاع یعنی در دوران شیرخوارگی انتقال پیدا کرده است
اما دسته سوم آنها بعد از رضاع یعنی دوران شیرخوارگی ، عقل بهشان داده شده است
حالا سوالی که پیش میآید این هست که آیا میشود این عقل و ادراک را کم و یا زیاد کرد بله اموری هستند در اختیار انسان و بعضی از امور هم خارج از اختیار انسان
اول اموری که در اختیار نیستند را بررسی میکنیم در بعضی از احادیث وارد شده هر وقت زنی حامله به و انار بخورد وجب زیادتی عقل طفل میشود
هرگاه کندر بجود موجب زیادتی عقل میشود و از همین قبیل
اما اموری که در اختیار انسان هستش عضی از امور موجب کمی عقل میشود مثل خواب در طرف عصر
مثل خواب در بین الطلوعین
مثل زیاد خوردن خوردن پاچه
خواندن نوشتههای روی قبر
دیدن آدمی که به دار آویخته شده است
اما اموری که موجب زیادتی عقل میشود کندر جویدن مسواک زدن خواب قیلوله قرآن خواندن روزه گرفتن خواندن آیت الکرسی
فلذا میبینیم که مردم با هم فرق میکنند بعضیها به محض اینکه ببینند و یا بشنوند ادراک میکنند قرار میکنند بعضیها هم باید تکرار شود پیش آنها
و در فقره دوم ز خدا میخواهیم که خدایا دور کن من را از سفاهت و کم عقلی و تلبیس در غیر مصرف خود یا اینکه بگوییم تحصیل آن است از غیر مصرف خود که هر دوی این موردها هم موجب هلاکت است
و تلبیس یعنی کاری بکنی که باعث فریب دادن شوی ظاهرسازی کنی
در فقره سوم میگویی که خدایا قرار بده از برای من بهره از چیزی که نازل میکنی در این ماه
پس در کل انسانها متعدد هستند و متفاوت هستند
وقتی قافلهای به عزم تجارت به مکه آمده بودند ابوطالب رسول خدا را با خود به نزد قافله برد یکی از اون جماعت بلند شد و یک نگاهی به اون حضرت کرد و احوال آن حضرت را پرسید و بی طاقت شد بلند شد دست آن حضرت رو بوسید و روی خودش رو به پای مبارک اون حضرت مالید گفت در انجیل و تورات خطا نمیشه
نام اون حضرت رو پرسید و حسب و نسب اون حضرت رو پرسید و یک مرتبه فریادی برآورد که به خدا قسم به تورات موسی و انجیل عیسی قسم که این پیغمبر آخرالزمان است
او را بشناسید و از او تبعیت کنید مردم به سخنان او اعتنا نکردند گفت اگر کلام ما را باور ندارید
حالا ببینید آدمها چقدر متفاوت هستند بعضیها همان بار اول درک میکنند بعضیها هم باید معجزه ببینند تا درک بکنند
بعضیها هم حتی معجزات تکرار میشود ولی درک نمیکنند بینید اینها دیگر که هستند
خلاصه اینکه او گفت اگر حرف مرا باور ندارید متحان کنید امروز در این مکه از حرارت آفتاب جگرها میسوزد شما او را به صحرا ببرید
از او بخواهید تا دعا کند از خداوند باران بخواهد اگر دعای او مستجاب شد من در این کلام صادق هستم و اطاعت او کنید و الا فلا
پس آن بزرگوار را به صحرا بردند و آن جناب دست به دعا برداشت از خدا باران خواست ورا به هدف اجابت رسید باران بسیاری بارید انقدری که نزدیک بود خانهها خراب شود
به حقیقت کلام آن شخص ظاهر شد حالا یک جمله هم روضه بخوانیم یا رسول الله کجا بودی در گرمای کربلا که دعا کنی باران بر آن تشنه لبان ببارد و فرزندانت را از قید تشنگی برهاند صلی الله علیک یا اباعبدالله



