اَللّٰهُمَّ قَرِّبْنِى فِيهِ إِلىٰ مَرْضاتِكَ، وَ جَنِّبْنِى فِيهِ مِنْ سَخَطِكَ وَ نَقِماتِكَ، وَ وَفِّقْنِى فِيهِ لِقِراءَةِ آياتِكَ، بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.
خدایا مرا در این ماه به خشنودی ات نزدیک کن، و از خشم و انتقامت برکنار دار، و به قرائت آیاتت موفق کن، ای مهربان ترین مهربانان.
بهترین چیزها برای بنده خدا رضایت خداوند است چون وقتی خدا از بنده راضی شد همه خیرات دنیا و آخرت برای او مهیا میشود
فلذا در فقره اول از خداوند میخواهیم که ما را به آنچه که موجب خشنودی او میشود نزدیک کند
در روایت شریف است ه حق تعالی میفرماید من پنج چیز را در ۵ چیز قرار دادم ولی مردم در غیر از آنها طلب میکنند و نمیرسند به آن هرگز:
راحتی را در آخرت قرار دادم لی مردم در دنیا طلب میکنند
علم را در غربت قرار دادم مردم آن را در وطن طلب میکنند
عزت را در بندگی خودم قرار دادم اما مردم آن را درب خانه سلاطین طلب میکنند
غنا را در قناعت قرار دادم ما مردم آن را در زیادتی مال طلب میکنند
رضای خودم را در مخالفت با خواهشهای نفس قرار دادم ولی مردم آن را در متابعت هوای نفس طلب میکنند
در پارهای از اخبار و احادیث آمده که یکی از انبیا در مناجات با حق تعالی خواهش کرد که خدایا مرا راه نما به کاری که موجب خشنودی تو شود خطاب شد خشنودی من موقوف به خشنودی تواست وقتی تو از قضای من خشنود باشی من هم از تو خشنودم
بنابر نقل یکی از عباد بنی اسرائیل که مدت زیادی بندگی کرد شبی در خواب دید که به او گفتند رفیق تو همراه تو در بهشت فلان زن است
آن عابد به سراغ آن زن رفت پرسید تو چقدر نماز میخوانی چه کاری میکنی و گفت من غیر از واجباتم کار دیگری نمیکنم عابد التماس کرد که راستش را بگو
او گفت من فقط این صفت را دارم که اگر بیمار بشوم ز خدا سلامتی طلب نمیکنم اگر به محنت بیفتم ز خدا راحتی طلب نمیکنم شرم دارم آنچه را که خدا به من داده پس بزنم
هرچه که عطا کند آن را میپسندم پسندم آنچه را جانان پسندد
پس خوشا به حال کسانی که خدا از اونها خوشنود است و بدا به حال کسانی که خدا به آنها غضب کند که اگر غضب کند دیگر وسایل سعادت کارساز نیست
خداوند رحمت کند استاد ما را شیخ جواد کربلایی ایشان میفرمودند حالا بنده خلاصهاش را عرض میکنم
گفت ابلیس را دیدم بر روی سنگی نشسته مثلاً پارچههایش را بالا داده عرض میکند خدایا اگر بخواهی مرا عذاب کنی گویم که من دیدهام در لوح که قسم یاد کردی هر کسی تو را به خمسه آل عبا قسم دهد او را محروم نکنی پس من هم تو را به خمسه عالم قسم میدهم که عذابت را از من برداری
او از پیامبر پرسید که آیا چنین مطلبی درست است فرمود بلی ما هرگاه خواهد که قسم بدهد خداوند اسامی ما را از نظر او محو میکند مثلاً وقتی میخواهد بگوید یا حمید و به حق محمد ام محمد صلی الله علیه و آله و سلم از نظر او محو میشود
بنابر نقل وقتی قابیل برادرش را کشت امر به زمین کردند که او را فرو ببر
زمین او را تا زانو فرو برد قابیل عرض کرد الها ابلیس تکبر کرد به پدرم اما او را به زمین فرو نبردی خطاب شد بلی اما او قطع رحم نکرد
ببینید عزیزان قطع رحم چقدر آثار بدی دارد بعد تا کمر فرو رفت عرض کرد خدایا پدر مرا فرمودی نزدیک شجره طوبی نشود اما او شد زمین را امر نکردی که او را فرو ببرد خطاب رسید بلی درست است اما او قتل نکرد
مجدداً به زمین فرو رفت عرض کرد خدایا پدرم قسم داد تو را به خمسه آل عبا از او گذشتی من هم تو را قسمت میدهم به حق خمسه آن عبا که این بلا را از من رفع کنی
خطاب رسید زمین او را بینداز و خدا امر کرد به جبرئیل که جبرئیل بر فرق او عمودی بکوب و او را مهلت سخن گفتن نده جبرئیل او را عمودی از آتش بر فرقش کوبید که به جهنم واصل شد پس ببینید عزیزان همین که خدا غضب کرد دیگر بنده را رستگاری نمیخورد اسباب نجات دیگر به درد او نمیخورد
پس در فقره اول از خداوند میخواهیم که ما را به آنچه که خوشنودی او مترتب میشود نزدیک کند در فقره دوم از خدا میخواهیم که وجنبنی
یعنی خدایا مرا دور کن از آنچه که موجب سخت تو و غضب تو میشود در فقره سوم از خدا میخواهیم وفقنی یعنی توفیقم بده در این روز و ایام به قرائت قرآن مشغول باشم
خوب حالا توجه کنید این ماه اگر یک قل هو الله احد بگویی ثواب یک ختم قرآن در ماههای دیگر را دارد



