حاج میثم ذوالقدر

مطالب دینی از حاج آقا ذوالقدر

میثم ذوالقدر

مطالب دینی از حاج آقا ذوالقدر

 

بسم الله الرحمن الرحیم

■حکمت شماره ۹۰

●وقال (علیه السلام) :اِذا استَولی الصَلاح عَلی الزَمان وَ اَهله ثُم اَساء رَجل الظَن بِرجل لَم تظهر مِنه حَوبه فقد ظلم

 

حضرت امیر صلوات الله علیه می‌فرماید :

که اذا استولی الصلاح علی الزمان و اهله

الان هر وقتی که صلاح و نیکی بر زمان و اهلش ظاهر شد  یعنی اینکه مدینه شهر مدینه فاضله س .همه خوبن همه خوب

یعنی افراد ، افراد صالحی هستند مثل زمان پیامبر، البته نه همه ی دوره هاش یه دوره‌اش بود که خیلی خوب بود، افراد برجسته‌ای بودن.

خیلی آدمای خوبی بودن، همه دلسوز شده بودن اون اوایلی که پیامبر اومده بود مدینه،

تو اون موقع به قول یکی از اساتید ما یه وقتی یه پولی افتاده بود تو حوزه بعد اینو آورده بودن زده بودن رو تابلو

که این پول مثلاً پیدا شده صاحبش بعدیک ماه، دو ماه همین جور مونده بود.

هیچ طلبه‌ای نمی‌اومد پوله رو برداره استاد ما می فرمود که اینجا مدینه فاضله س یعنی همه آدمها خوب.

خلاصه اگر الان کوچه و خیابان بود تا حالا اگه دیدید مدینه، مدینه فاضله س شهر همه خوب، آدما خوب

ثم اساء رجل الظن برجل لم تظهر منه حوبه

اگر کسی به دیگری که از گناه به دیگری که از او گناهی ظاهر نشده گمان بد ببره پس مدینه فاضله هست.

بعد شما مثلاً به یه کسی گمان بد بکنی، به او ستم کردی.

فقط ظلمه ، اگر زمان، زمان خوبیه آدمها آدمهای خوبین یه نفر اومد دست گدایی دراز کرد نگو دروغ میگه بهش میتونی کمک کن .

زمان آقا رسول طرف پا میشد میومد می‌گفت تو مسجد داد می‌زد می‌گفت من ندارم.

آقا بهش لباس می‌دادن ، شتر و مثلاً اسب و گاو و این جور چیزا .

خیلی عجیب بوده ها مثلاً یه شتر برابر با یه شاسی بلند الان بوده.

خب طرف میامد می گفت آقا من ندارم بهش یه شاسی بلند می دادن ، باورتون میشه اونا ماشین خارجی بوده.

این خیلی عجیبه آدمایی که این طوری مثلاً یهو طرف دار و ندارش رو می‌آورد برای فقیره خرج می‌کرد، چرا ؟

چون مدینه فاضله س. آدما آدمای خوبین، گمان بد نمی‌برند.

اما فقره دوم نگاه بکنید  و اذا استولی الفساد علی الزمان واهله

اما اگر دوره ، دوره فساده مردم،  مردم فاسدا خب فاحسن رجل الظن برجل فقد غرر

فقط هر کس گمان خوب به دیگری داشته باشه خودش ، خودش رو  فریب داده.

اومده تو مسجد میگه آقا من ندارم فقیرم بعد مثلاً شما نگاه می‌کنی شما هم مهربونید دلت به رحم میاد بهش یه چیزی میدی فردا پس فردا

می‌بینی تو اون یکی مسجد دوره گردی داره می کنه دیگه . گول میزنه ،فریب میده ،شیره می‌ماله سر مردم.

اگر دوره، دوره بدیه خوش گمان نباشید اتفاقا دوره، دوره بد بود باید بد گمان باشی

و لذا خیلی‌ها میگن که مثلاً الان دوره‌ ای نیستش که ما خوش گمان باشیم.

این معتادها هم هستن کارتون خوابها هم هستند  هی  میان جلوت گدایی می کنند،  میگه تو این دوره‌ها خوش گمان نباش اگه گفت عجیب بودا

من یه وقتی تو حرم امام رضا علیه السلام  بودم بعد یه کسی اومد گفتش که من مشکل دارم چند تا مشکل رو ردیف کرد کنار همدیگه

گفت این جوریه این طوریه من الان باید برم صبح، ظهر بود بعد منم خب حالا یه کاری کردم شبش دوباره اومد پیش من گفتم زدی به کاه دون.

مگه تو ظهر نیومدی خب مگه من …

اشتباه فکر کردی هرکسی که عمامه رو سرشه خلاصه اون می خواست بتیغه بابا مردحسابی ظهرهم دوباره اومدی پیش خود من حواست نیست حواست جمع نیستش…

پس می خوام بگم اگر دوره دوره ی خوبیه،

مردم مردم خوبی هستن خوش گمان باش.

اگر دوره دوره ی بدیه مردمش هم بد هستن

بدگمان باش. حتی برادر خودتم اومد حواست رو جمع کن .

ان شاءالله خدا به حرمت محمد و آل محمد دوره ما رو دوره خوب بکنه.

واقعا ها شما چه توقعی دارید از اون مملکتی که میبینی سردمدارش منافق از آب در میاد.

چه توقعیه یه وقتی جبهه بود جبهه من الان می خونم‌ حالات بعضی از این شهدا رو میخونم آدم مات میشه ، مبهوت میشه ،

چله عرفان می گرفتن تو جبهه و مثلا یه کارهای عجیب و غریب می کردن

خب اگر جبهه باشه آدم باید اونجا خوش گمان باشه واقعا باید خوش گمان باشه چون همه دسته گل اما الان آدم نگاه می کنه این خبرها دیگه نیستش .

خدا انشالله عاقبتمون رو ختم بخیر بفرمایید

یه جمله هم عرض مصیبت

صلی الله علیک یااباعبدالله

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست

این چه شمعیست که جانها همه پروانه اوست

امروز صدا بزنیم بگیم یااباعبدالله

تو رو به حرمت علی بن الاصغر این فرزند کوچک که تو کربلا قدرت جنگیدن نداشت

قدرت برداشتن سلاح نداشت

اما یه سلاح خیلی بزرگی داشت اون هم سلاح گریه بود

واقعا این رو که میگم‌ اگر شما همین سلاح گریه رو داشته باشی افلاکیان رو به هم می‌ریزید عرشیان رو به هم میریزی

شما اینجا نشستی تواین مسجدرضایی اگه سلاح اشک داشته باشی اشکت بباره گریه ت بلند شه ،

نالت بلند شه ها همه عالم خلقت رو بهم می ریزی

همونجور که علی اصغر امام حسین همه رو به هم ریخته بود یه وقت امام حسین دید صدای گریه و شیون از تو خیمه به آسمان بلند شد

اومد سمت خیمه صدا زد مگه نگفتم تا من زنده م بلند بلند گریه نکنید گریه‌ها تونو بذارید بعد از من یه خانومی از خیمه اومد بیرون صدا زد

یا اباعبدالله یه شیرخواره ی تو خیمه داری سه روزه آب نخورده بعد اینجا دارد

ابی عبدالله فرمود ایتینی به ولدی الصغیر 

بچه شیر خوارمو بیارید حتی اودعه

من باهاش یه وداعی بکنم لا اله الا الله

انشالله این نقل صحیح نباشه اما اگر این نقل صحیحه فقط باید آدم بگه 

امان از دل امام حسین

امان از دل بچه‌ها

امان از دل رباب

می‌دونید نقل شیخ مفید رو من میگم شیخ مفید رحمت الله علیه)می‌فرماید

دم خیمه‌ها امام حسین وایساده بود زن و بچه‌ام وایساده بودن یه خانمی رفت این بچه رو از تو خیمه برداشت آورد داد دست امام حسین

امام حسین یه نگاه به صورت این بچه کرد همین جلو خیمه‌ها همچین که صورتشو آورد این بچه رو ببوسه حرمله با تیر سه شعبه زد

این بچه جلوی چشم همه فضبح الطفل من الاذن الی الاذن گوش تا گوش بریده شد

و لذا شاید اینجاست که زینب کبری بچه رو گرفتش تو دستش آقا ابی عبدالله دو تا دستش رو زیر گلوی بچه آورد

هر چی خون از این بچه سرازیر میشد تو دست ابی عبدالله امام حسین به آسمان می‌پاشید

اصغر من کی به زبان آمده

حرمله با تیر و کمان آمده

غنچه یاسم شده ارغوانی

زیر سم اسب کسی نمانی

رحمت خدا به این گریه ها امروز التماس کنید به آقا ابی عبدالله اشک بریزید

بلبل من لباش ترک خورده بود

تیرش نمی‌زدید خودش مرده بود

حسین جان حسین جان حسین جان

Share on telegram
تلگرام
Share on whatsapp
واتس آپ
Share on facebook
فیس بوک
Share on linkedin
LinkedIn

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *