اللّٰهُمَّ قَوِّنِى فِیهِ عَلَىٰ إِقامَهِ أَمْرِکَ، وَأَذِقْنِى فِیهِ حَلاوَهَ ذِکْرِکَ، وَأَوْزِعْنِى فِیهِ لِأَداءِ شُکْرِکَ بِکَرَمِکَ، وَاحْفَظْنِى فِیهِ بِحِفْظِکَ وَسَِتْرِکَ، یَا أَبْصَرَ النَّاظِرِینَ.
خدایا، در این ماه برای برپاداشتن امرت نیرومندم ساز و شیرینی ذکرت را به من بچشان و ادای شکرت را به من الهام کن و به نگهداری و پوششت نگاهم دار، ای بیناترین بینندگان.
دعای روز چهارم رو خدمت شما بزرگواران عرض میکنیم اللهم قونی فیه علی اقامه امرک
خدایا بارالها در این روز یا در این ماه به من نیرو بده
قوه فعل امر است یعنی به من نیرو بده
قوه بده به چی ؟
قوه بده که چه کنی؟
میفرماید قوه بده به من تا اقامه امر تو را بکنم
بالاخره انجام طاعات و عبادات یک قوهای میخواهد
گاهی اوقات میخواهی نماز شب بخوانی ولی جونی نداری
کسی آمد نزد امام صادق علیه السلام بنابر نقل و مضمون
گفت که من خیلی دوست دارم نماز شب بخوانم اما نمیتوانم
حضرت فرمودند انک رجل قد قیدتک ذنوبک
تو کسی هستی که گناهان دست و پای تو را زنجیر کردهاند
جان آدمی میرود به خاطر گناهان
گناه شیره جان آدمی را میگیرد
در فقره دوم میفرماید واذقنی
یعنی خدایا بچشان به من در این ماه در این روز
خوب حالا سوال این است که چه به چشان؟
میفرماید حلاوت ذکر یعنی شیرینی ذکرت
پس معلوم میشود که ذکر هم مزه دارد
پس ذکری که آیت الله بهجت میگفت مزه داشت که ترک نمیکرد آیت الله بروجردی که ذکر میگفت مزه داشت که ترک نمیکرد
شنیدهاید حتماً شیخ حسنعلی نخودکی وقتی که در پشت بام حرم امام رضا علیه السلام مشغول به نماز شب میشود در آن هوای برفی خادم حرم میگوید آمدم دیدم در پشت آقا هنگام رکوع به اندازه یک وجب برف نشسته است
متاسفانه ذکرهای ما مزه کاه میدهد ه خاطر همین است که سریع رهایش میکنیم یا رغبت به آن نداریم
اما کسانی مثل آیت الله خسروشاهی وقتی الله اکبر میگفتند ر بدنشان رعشه میافتاد تکان میخوردند مزه داشت
همین ذکرها برای اولیا خدا انقدر مزه دارد که حاضرند آن را با همه دنیا معامله نکنند
نقل میکنم غلامی بود با خواجه خودش قرار گذاشته بود که شبها برود و صبح که آمد یک درهم به خواجه بدهد اجه هم پذیرفته بود هر روز صبح غلام یک درهم میآورد و به خواجه میداد
کسی به خواجه گفت از کجا معلوم که او به قبرستان نمیرود و کفن دزدی نمیکند شاید این یک درهمها برای کفن دوزی باشد
خواجه ه مدلش به شک افتاد و تصمیم گرفت که غلام را تعقیب کند
یک شب پشت سر غلام رفت و دید که غلام به قبرستان رفت وارد یک قبر وسیعی شد یک پلاس سیاهی را به تن کرد و قولی به گردن انداخت در قبر شروع کرد به گریه و زاری و به حق تعالی عرض حاجت کردم
خواجه از دور که نگاه میکرد به گریه افتاد عجب غلامی ما چه فکر میکردیم همان جا نشست دید که او تا صبح مناجات کرد با خدا و نزدیک صبح که شد به خدا عرض کرد که خدایا من دوست دارم هر شب به نزد تو بیایم با تو حرف بزنم ذکر تو را بگویم
و خواجه من یک درهم میخواهد خدایا رزق من کن روزی من کن تا من این یک درهم را به خواجه بدهم تا هر شب به نزد بیایم
یک دفعه نوری دید که در آن نور دستی ظاهر شد و یک درهم به آن غلام داد
اینجا خواجه بیاختیار به فریاد برآمد و خودش را به داخل قبر انداخت و غلام را بوسه زد
و شروع کرد از او دلجویی کردم غلام به خدا عرض کرد که خدایا این رازی بود بین من و تو و دیگر راضی نیستم که زنده باشم خواجه دید به یک مرتبه غلام همان جا جان داد
ببینید عزیزان این هست مزه ذکر این هست مزه مناجات این هست مزه عبادات
در فقره سوم میفرماید
و اوزعنی فیه لاداء شکرک به کرمک
یعنی خدایا من را آماده کن در این ماه یا روز ا به کرمت بتوانم شکر نعمتهایت را به جا بیاورم
غرق نعمتیم الحمدلله حالیمون نیست استغفرالله
این ذکر را روزی ۱۰۰ مرتبه بگویید به مقامات عالی میرسید اگر گفتن سندش کجاست بگویید حاج آقای ذوالقدر
در فقره بعدی میگوید واحفظنی فیه به حفظک یعنی خدایا من را حفظ کن به آن مقام حفیظیتت
حالا یک قصه از خودم بگویم وقتی دیدم که ماشین چپ کرد از لابلای آن آهن پارهها و مچالهها ه مانند فرزندی که از شکم مادر بیرون میآورند مرا هم بیرون آوردند فتم خدایا تو اگر بخواهی حفظ بکنی حفظ میکنی وقتی مرا میدیدند که از داخل آن ماشین بیرون آمدم تعجب میکردم میگفتند چگونه میشود آیا دستت آسیب ندیده پایت آسیب ندیده سرت آسیب ندیده
میگفتم نه ندیده آنها میگفتند چطور میشود در دلم میگفتم خب خداوند حفظ کرده است
خوب حالا این حفظ جسمی است حفظهای دیگه هم هست خدایا مرا از جهت روحی و معنوی اخلاقی فکری حفظ کن
و بسترک یعنی به آن مقام ستاریتت آبرویم نرود حفظ کن چون بالاخره هر کسی خلافی دارد ما هم خلافکاریم شاید دزد نباشیم یا مثلاً فلان نباشیم اما مشکلات اعتقادی و معنوی و روحی زیاد داریم
یا ابصر الناظرین ای بصیرترین ناظرین که از همه چی آگاهی



