حاج میثم ذوالقدر

مطالب دینی از حاج آقا ذوالقدر

میثم ذوالقدر

مطالب دینی از حاج آقا ذوالقدر

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه پنجاه و پنجم

 

در خطبه فدکیه رسیدیم به اینجا که خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها

می فرماید که خب می‌خوان جولان دادن منافقین رو توضیح بدند

بعد از شهادت آقا رسول خدا که یک مرتبه منافقین رو آمدند

یه مرتبه رگه‌های پنهان نفاق مثل یه خاری بیرون زد و

جلباب یعنی روپوش ، حضرت می فرماید دین روپوش نو و تازه‌ای به تن داشت

ولی وقتی پیغمبر از دنیا رفت این روپوش یهو کهنه شد انگار این دین یهو کهنه شد

در میان شما گمراهانی بودند ببینید حضرت چطور می‌فرماید

در میان شما گمراهانی بودند که مهر بر لب زده بودند و تا پیغمبر بود

گمراهی خودشون رو پنهان می‌کردند اما وقتی پیغمبر از دنیا رفت

یهو این‌ها ناطق شدن یعنی چی نطقشون باز شد اینها لال بودن ها

حرف نمی زدند اما یه مرتبه تا پیغمبر از دنیا رفت اینان که افرادی فرومایه بودند

یه مرتبه آخه کسی هم اینا رو به حساب نمی آورد یک مرتبه به رو آمدند

مبتلین کسانی‌اند که یا حرف‌های یاوه می‌زنند یا رفتار غلط دارند

حضرت می فرماید اهل باطل در میان شما سرکرده‌ای داشتند که

تا پیغمبر بود اینها چیزی بروز نمی دادند اما همین که پیغمبر از دنیا رفت

مثل شتر مستی که بَلبل می‌کنه شروع کرد به داد و فریاد کردن

شما حالا همین فضا رو در نظر بگیرید دختر پیغمبر این سخنان رو به کسانی میگه تا اینها تا دیروز پشت سر

رسول خدا نماز می‌خوندن و اینا شاگردان و اصحاب پیغمبر بودند

که ببینید همین که پیغمبر از دنیا رفت اینا مثل شتر وقتی که عصبانی

که می‌شه یا مثلاً مست که می‌شه رو می‌کنه به بلبل کردن

حضرت می فرماید شماها یه عده‌تون اونایی که منافق بودن

و اونایی که چی بودن و چی بودند یهو بعد پیغمبر شروع کردن به بلبل کردن

یه جوری همه رو چیز به خودش چیز نیکنه ، کسی که زیاد اظهار قدرت کند

حضرت می‌فرماید این آدم گمنام حالا ببینید اشاره به کی داده

حضرت می‌فرماید این آدم گمراه و بی‌اعتبار که اهل نفاق بود

اهل باطل بود بعد اینکه از پیغمبر از دنیا رفت در میان شما جولان داد

و این زمان شیطان که در کمینگاه مخفی شده بود وقتی این شرایط شما رو دید

یه مرتبه سرش رو از کمینگاه بیرون آورد تا شما رو امتحان کنه و ببینه

آیا زمینه‌ای برای فعالیت آماده هست یا نیست خی شیطانم مترصد همینه دیگه

یه اتفاقی بیفته این آها شروع کنه به هر حال تو همین کشور ما هم

تو همین انقلاب ما هم ببین شیطان کیا شروع می‌کنه به جیغ و فریاد کردن

و به داد و بیداد کردن و مثلاً گاهی اوقات جنگی که می‌شه گاهی اوقات

مثلاً کسی از دنیا که میره یا گرانی که صورت می‌گیره شیطانم کارشو شروع می‌کنه آغاز می‌کنه

شیطان وقتی دید شما اینجوری می‌کنید هاتفاً بکم شما رو صدا زد

دید که شما برای پیروی از او بسیار آماده‌اید پس ببینید

فضا رو شما دوباره تصور کنید پیغمبر از دنیا رفته گمراهان باطلین اینا سر برآوردن

اونا که تا دیروز یک کلمه حرف نمی‌زدن هیچ افتخاری هیچ سابقه‌ای نداشتن

یهو سخنران درجه یک شدن یه مرتبه همه امور رو دست گرفتن

از اون طرفم شیطانم شروع کرده خب مستجبین شما رو صدا زد دید

شما خیلی خوشگل… همین که شما رو صدا زد با چشم‌هاتون جستجو کردید

تا بفهمید چه کسی و چه میگه

وقتی این آمادگی رو دید تصمیم گرفت شما رو به حرکت در بیاره

دید که شما ما خیلی سبک و آماده و آماده حرکت هستید

شیطان اومد شما رو حرکت بده دید که عجب اینا به قول اون آقائه می‌گفتش

که دیدم تو خواب طلبه‌ای بود ظاهراً تو خواب شیطان رو دیده بود

که یه سری طناب و ریسمان و نخ و اینجور چیزا داره با خودش می‌بره

گفته بود اینا مال کیه گفته بود من با اینا مردمو می‌کشم سمت خودم

بعد گفته بود این کلفته این طناب بزرگه مال کیه گفته بود مال با شیخ انصاریه

گفته بود تا به حال کشیدی سمت خودت گفتی یکی دو بار زور خودمو زدم

که سمت خودم بکشم اومدها یه خورده وسط راه پاره شد نشد بکشم

گفته بود این مال کیه گفته بود اون مال فلان حاج آقای محله است

این مال کیه گفته بود مال مثلاً کاسب اون یکی مال کیه این نخه مال کیه

بعد گفته بود پس منو با چی می‌کشی سمت خودت گفته‌بود

تو خودت میای تو انقدر سبکی حالا ببین حضرت زهرا سلام الله علیها چی می‌فرماید

شیطان اومد شما رو صدا زد شما جواب دادید دید که شما خیلی سبکید

وقتی اومد شما رو بکشه سمت خودش دید شماها خیلی سبکید

میگه تخفیف بده یه خورده حاج آقا تخفیف بده یعنی یه خورده کمش کن سبکش کن

شیطان شما را یافت درحالی که شما سبک بودید خیلی آماده حرکت بودید

خواست ببینه تا چه اندازه می‌تونه شما رو تحریک بکنه

کاری کرد که کمی احساساتی بشید خواست ببینه به محض اینکه

تحریکتون کنه فورا غضبناک میشید عقلتون رو کنار می‌گذارید تابع احساساتتون می‌شید

این بله دید که بله خیلی راحت خیلی راحت. یکی از رسوم اعراب

اینه که هر قبیله‌ای که گله شتر داره اون گله شترشو با علامتی داغ می‌کنه

که نشونه می‌ذاره که مال فلان قبیله است اون یکی قبیله هم

گله شترشو داغ می‌گذارند معلوم باشه که این شتر مال این گله است

این گله بله مال این قبیله است یعنی به جای اینکه شتر خودتون رو با علامت خودتون داغ کنید

اومدید شتر دیگران رو داغ کردید و هر طایفه‌ای یه آبشخوری رو برای گله

خودش داشت خب شماها اومدید وقتی شیطان شما رو به حرکت درآورد

رفتید شترهاتون رو از آبشخوری غیر از آبشخور خودتون آب دادید

این هم عکس‌العمل بی‌جای شما در مقابل شیطان

این عکس العملی بیجا و خلاف انتظار بود چرا که هنوز چیزی از وفات

پیغمبر نگذشته بود هنوز عهد و پیمانی که با پیغمبر بسته بودید

تاا ببین حضرت می‌فرماید قریب هذا والعهد قریب تازه بود

از واقعه غدیر هفتاد و چند روز بیشتر نمیگذشت بله و هنوز

اون زخمی که از وفات پیغمبر خورده بودیم التیام پیدا نکرده بود

هنوز پیغمبر دفن نشده بود که شیطان شما رو فریبتون داد

شیطان شما رو به حرکت درآورد و شما هم به حرفش گوش کردید

این هم از جولان دادن شیطان در میان کی در میان امت پیغمبر

به خدا پناه ببریم که یه وقت بین ماها هم جولان نده یهو می‌بینید

همه رو وسوسه می‌کنه همه رو گرفتار می‌کنه همه از مسیر خارج میشن

بعد پیغمبر همه مرتد شدن مگر چند نفر سه نفر مگر چند نفر ۵ نفر

شیطان اینجوری میاد و هی تو گوشت می‌خونه که این نظام دیگه فایده نداره

این انقلاب دیگه فایده نداره اینا همشون دروغ میگن

بعد آدم دنبال رفاهه دنبال خوشگذرونیه تو می‌بینی اون چیزی که حقه دیگه ازش رو برمی‌گردونه

میره هم دهن میشه هم صدا میشه با عوضیا اون ور آبیه خب

اون اصلاً بیاد اینجا نمی‌خواد اصلاً تو سر به بدنت باشه

الان تو آذربایجان برید نگاه بکنید تو همین کشور آذربایجان

۶ تا زن برای اربعین امام حسین می‌خواستند مراسم بگیرن

اینا رو گرفتن انداختن تو زندان الان چند ماهه تو زندان

گرفتارند برای یه مراسم ساده مختصر شیرینی شکلات می‌خواستن

برای امام حسین بدن بعد ببین اونا اصلاً نفرت دارن از حسینی بودن من و شما

از حضرت زهرایی بودن من و شما بعد شما میری با اونا هم صدا میشی

اونا میگن مرگ بر این رژیم تو هم داری میگی مرگ بر این رژیم

آخر خطش ببین یه وقتی اون رُفائه می‌گفتش که یا لثارات الحسین

بعد اومد با مختار یکی دو جا دید از جهت سیاسی مثلاً به همدیگه نمی‌خورن

فکرشون میزون نیست ضد مختار شد وقتی ضد مختار شد

فردا پس فردا دید تو تیم کیاست شمر داره با شمر غذا می‌خوره

شدی هم صدا با شمر حالا اینایی هم که برمی‌گردن از انقلاب و رژیم و این‌ها

یهو می‌بینی با کیا هم غذا میشن با کیا هم صدا میشن…

خدایا بارالها عاقبت ما را ختم به خیر کن صلی الله علیک یا اباعبدالله

صلی الله علیک یا اباعبدالله

صلی الله علیک یااباعبدالله

امام زمان علیه السلام فرمودند یا جداه صبح و شام برات گریه می‌کنم

اگر اشک چشمم خشک بشه برات خون گریه می‌کنم

ببینید این عبارت عبارت عجیبیه فرمود یا جداه فراموش نمی‌کنم اون ساعتی که اسب بی راکبت از میدان جنگ

به سوی خیمه‌ها برمی‌گشت واقعا امام زمان روضه خوان ها

وقتی که حضرت هم تشریف میارن تکیه به دیوار کعبه میدن

و شروع می‌کنند صحبت می‌کنند یا اهل العالم بعد اونجا دارد

حضرت روضه اصلاً اول سخنرانیش روضه است می‌فرماید ان جدی الحسین

مردم ای جهان جد من حسین همون حسینی که کشته شد

بین دو نهر آب با لب تشنه سر از بدنش جدا کردند حالا اینجا هم

حضرت روضه می‌خواند می‌فرماید وقتی این مرکب به سمت خیمه‌ها آمد

زینش واژگون شده بود سر و روش خون آلود شده بود

پر از تیر و پیکان شده بود بعد حضرت می‌فرماید که اینجا دارد

همه از خیمه‌ها بیرون دویدند

همه از خیمه‌ها بیرون دویدند

ولی سالار زینب را ندیدند

سکینه خاتون اومد جلو صدا زد می‌دونم پدرم رو کشتن

اما به من بگو ببینم آیا پدرم رو آب دادن

حسین جان حسین جان

Share on telegram
تلگرام
Share on whatsapp
واتس آپ
Share on facebook
فیس بوک
Share on linkedin
LinkedIn

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *