بسماللّه الرّحمن الرّحیم
جلسه پنجاه وهشتم
در رابطه با خطبه فدکیه عرض کردیم خانم فاطمه زهرا سلام اللّه علیها خطاب به مردم
می فرماید: این قرآن که شما بهش پشت کردید یعنی مدلی که قرآن پشت سر شما قرار گرفته
قرآنی که شما بادیگاردش هستین همین قرآنی که شما بادیگاردش بودین در مقابل دشمنان
سینه سپر کردید براش این قرآن همه چیزش مشخصه، همه چیزش واضحه
خود این قرآن همه چیز رو بیان کرده شما چرا به قرآن رجوع نمی کنید و حضرت می فرماید:
همین قران که شما ازش محافظت می کردید و به قول آقا بادیگاردش بودید
انداختید پشت سرتون این پشت سر با اون پشت سر فرق می کنه
چون در عبارت قبل خانم فاطمه زهرا سلام اللّه علیها، فرمود: کتاب خدا بین پشت های شما بود
این عبارت با این عبارت جدید که می فرماید: یعنی عمل بهش نکردید فرق داره
اونجا همه چیز رو گفته بود وشما خلافش حرکت کردید.آیا از قرآن رو برگردانده اید؟
یا غیراز قرآن رو ملاک چی قرار دادید؟ حکم تون قرار دادید ملاک قضاوتتون قرار دادید
به قول ما سند این حرفتون چیه؟سند این کارتون چیه؟ از قرآن این مجوز رو گرفتید
یا از یه کتابی که ما خبر نداریم مجوز گرفتید؟ آقا من یه کاری رو می کنم
شما می پرسید حاج آقا بنابر فتوای کدوم مرجع تقلید انجام میدی؟ میگم مثلا مقام معظم رهبری
ایشون یه چنین نظری دارن خب خیالم راحت میشه میشینم
شماها بهرحال کارهاتون بنابر فتوای قرآنه یا بنابر فتوای انجیل فتوای تورات ؟
این کار از کجاست سندش از کجاست مأخذش از کجاست؟ مجوزش از کجاست؟
پس ببینید حضرت اینجا می فرماید: و چه بد است برای ظالمان آونچه رو که بجای قرآن
وحق اختیار کردند برای ظالمین چقد بد آنچه که بجای قرآن اختیار کردن
حضرت اینجا با استفاده از آیه ی شریفه به عاقبت ظلم اینا اشاره میکنه
در حقیقت جریان سقیفه و پیامد های اون و پشت کردن به قرآن رو مصداق بارز ظلم و ستم
میدونه خانم که عاملان اون رو جز ظالمان به حساب نمیاره و کسی هم غیر از اسلام دینی رو اختیار بکنه
هرگز اون دین رو از او قبول نخواهند کرد آقا شما کاری رو که انجام دادی تو قرآن نیومده بود
خب ظالمی دو اینکه از شما قبول نمیشه چون قرآنی نیست اسلامی نیست
عاقبت ظالمین اینه که او در آخرت از زیانکاران خواهد بود. پس حضرت میخواهد بفرماید
شما که به قرآن پشت کردید و عوامل و نواحی اون رو بکار نمی بندید در واقع از اسلام خارج شدید
چون اساس اسلام بر دستورات قرآن است خب این کارها که شما انجام دادید تو قرآن نبود
و اگر قرآن رو از اسلام حذف بکنن اسلامی باقی نمیمونه و شما که دستورات قرآن رو کنار گذاشتید
و به اون عمل نمی کنید به مثابه ی کسی هستید که اسلام رو رها کرده و دین دیگری رو اختیار کرده
خب پس شما هیچ کدوم این کارها ازتون قبول نمیشه. هنوز بدن پیغمبر رو دفن نکردید
خلافت درست کردید امام بر حق رو خانه نشین کردید دستورات صریح قرآن و سفارش های
خیلی آشکار بسیار پیغمبر در غدیر خم و کجا و کجا، غدیر خم یکی از اون هاست
کجا که گفته همه رو زیر پا گذاشتید بعد به این شکل آمدید و دارید مال و ترکه ی دخترش رو
غصب می کنید دزدی میکنید تو روز روشن، همه ی این کارها رو کردید و دزد هم شدید
بله اینا هیچ عملشون مطابق قرآن نیست اصلا کتاب خدا میگه امیرالمومنین اینا خلاف میگن
قرآن رو گذاشتن زیر پاهاشون، بعد دیگه عبارت بعدی خانم خلیفه تراشی و تغيير ارزش ها رو
مطرح می کنند که این باشه برای جلسه ی آینده، خدا به آبروی محمدو آل محمد توفیق بده پیرو باشیم شیعه باشیم.
یعنی پیرو نفس نباشیم پیرو هوی و هوس نباشیم اینایی که سقیفه درست کردند
خداشون اللّه نبود خداشون نفسشون بود خداشون هوا و هوس بود
پناه برخدا ببین آدم چی میشه خدا توفیق بده امیرالمومنین گوش چشمی به ما بکند
خدمتتون عرض بکنم وقتی آقا امیرالمومنین خلیفه شدن آمدن مسجد کوفه از مدینه
حرکت کردن آمدن کوفه، بعد کوفه مَقر پادگان نظامی عمر بود
چون راه زیاد بود تا لشکرها بیان تا مدینه نفسشون می برید یا میخواستن لشکر بفرستن
به مرزهای ایران نفسشون قطع می شد خسته می شدن لذا اومدن شهر درست کردند
نظامی یه پایگاه تا لشکریان تا مدینه نیان زن و بچه شون رو بردارن ببرن اونجا کوفه رو
در زمان عمر ساختن بعنوان پادگان نه اینکه نبوده نه از زمان حضرت نوح علیه السلام
بوده اصلا خانه ی حضرت نوح اونجا بوده امیرالمومنین وقتی خلیفه شد
از مدینه اومد کوفه وارد که شد تو مسجد کوفه دید که شب های ماه مبارک رمضان
این ها جمع میشن صد رکعت نماز به جماعت می خونن نمازهای مستحبی رو به جماعت میخونن
یکی از بدعت های کی بود؟ بدعت های عمربن خطاب بود
عمر اومد تو مسجد دید یکی این ور یکی اون ور گفت من به دلم نمیشینه این چه وضعشه
همه وایسید کنار هم یکی هم جلو بهش اقتدا کنن نماز مستحبی رو جماعت نداره که
این به جماعت امر کرددستور داد خلاف دستور الهی،این شد سنت همه جا دیگه نمازهای
مستحبی صد رکعتی رو در ماه رمضان جماعت میخونن. امیرالمومنین آمد و گفت
این بدعت است جمعش کنین کسی حق نداره نمازهای مستحبی رو به جماعت بخونه
این رو بهم زد تا بهم زد یه عده ای همونجا جلو امیرالمومنین صدای وا عمرا ،وا عمرا دادن
یه عده ای هم طرف امیرالمومنین بودن یه نفر بود دید پسر خاله ش اون طرف داره میگه
وا عمرا وا عمرا، به امیرالمومنین گفت آقا من با این از بچگی باهم بودیم نمیدونم
چرا رفت اونجا من اینجا؟ دلم میسوزه حضرت فرمود: میخوای بیارمش این ور
گفت آقا بیارش حضرت با گوشه ی چشم یه نگاه کرد به او، میگه اون از اونجا از تو لشکر وا عمرا
بدو بدو اومد خودش رو انداخت زیر دست و پای امیرالمومنین پای آقا رو می بوسید
و ماچ می کرد بعد می گفت یا امیرالمومنین تا ديروز تا همین الان مبغوض ترین
افراد پیش من تو بودی اما از الان به بعد محبوب ترین افراد حالا اگه یه گوش چشمی یه عنایتی به ما بکنه کارمون ردیف میشه درست میشه
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند، آیا بود که گوشه ی چشمی به ما کنند.
حالا میخوام بگم یا ابا عبداللّه صبح ها میاییم در خانه ی تو آقا جان
چی بگم غلام تو هستیم خادم تو هستیم نوکر تو هستیم حسین جان
اگه بشه گوشه ی چشمی به ما بکنی همون گوش چشمی که به شیخ جعفر شوشتری کردی
میگه وقتی شیخ جعفر می رفت بالای منبر، منبر ش مثل من بود خیلی بی در و پیکر
یا مثلا از رو می خوند خیلی مجلسش نمی گرفت بعد میگه خیلی دلشکسته شده بود دید
مداحان میان دو خط میخونن و گریه می کنن دلش شکست گفت یا ابا عبداللّه
ما سرباز تو هستیم، حسین جان خواب دید تو خیمه ی حسین علیه السلام روز عاشورا
کربلا امام حسین رو کرد به حبیب بن مظاهر گفت حبیب شیخ جعفر مهمان ماست
ماها آب نداریم ولی برو یه حلوایی براش درست بکن. حبیب رفت حلوایی درست کرد
آورد گذاشتم دهنم از مزه ی شیرینی و حلاوت اون بیدار شدم
گفت رفتم منبر دیدم به کتاب نیازی ندارم لازم نیست کتاب دست بگیرم همینطور می خوندم
مسجد ستون ها در ودیوار گریه می کرد حالا میگم یا اباعبداللّه ما هر روز صبح مهمان شماییم زائر شماییم
صلّی اللّه علیک یا ابا عبداللّه
صلّی اللّه علیک یا ابا عبداللّه
صلّی اللّه علیک یا ابا عبداللّه
از حرم تا قتلگه زینب صدا می زد حسین
دست و پا میزد حسین زینب صدامیزد حسین
ناله ها میزد حسین زینب صدا میزد حسین
حسین جان حسین جان



