بسم الله الرحمن الرحیم
جلسه بیست و ششم
در رابطه با خطبه خانم فاطمه خانم زهرا سلام الله علیها رسیدیم به اینجا که
خانم میفرماید خدای تبارک و تعالی قرار داده است خدا نماز رو قرار داده برای
دور کردن شما پاک کردن شما از کبر و خود بزرگ بینی
اینو خدا اینجوری قرار داده نمازو ببینید نماز تقرب میاره نماز نور میاره
نماز برکت میاره شاید نمازو نگاه بکنی تو هزاران خاصیت داشته باشه
منتها یه خاصیت ویژه دارد نماز که خانم فاطمه زهرا سلام میخواد
اون خاصیت ویژه رو بگه اون فایده برتر رو بگه توی تمام احکام شما
خیلی از عبادات میبینی اون تقربه هست تقربه تو همه هست
اون جا نداره آدم بگه که اونی که شاخص اونی که …
این فایده نماز چیه نماز رو خدا برای چی گذاشته اینو حضرت زهرا سلام الله علیها اشاره میکند
می فرماید خدا اصلاً نماز واجب کرده برای چی برای اینکه تو تو تکبر نیفتی
هی خم بشی دولا بشی خودتو بندازی رو زمین بهترین نقطه بدنت که
صورتت باشه بزاری روی زمین شنیدید یه گروهی اومدن پیش پیغمبر
گفتن ما مسلمون میشیم تو جنگها هم کمکت میکنیم خلاصه هستیم باهات
منتها به شرط اینکه ما رو از نماز خوندن چیکار کنی معاف کنی
آخه چه کاری آدم هی دولا بشع چه کاریه ببینید این تکبر خودبزرگ بینی
حالا کبر یکی از گناههای اخلاقی بعد توی این گناههای اخلاقی
مثلاً حسد هست نمیدونم کینه هست هست دروغ هست چی هست چی هست
چی هست بعضی از اینها ریشه کفر هستند دقت کنید
که یکیش همین کبر حالا دلیلم چیه دلیلم این داستان ابلیسه
ابلیس لعنت الله علیه اگه دقت کرده باشید وقتی خدا بهش گفت
که سجده کن گفتش من از او چیام من از او بهترم یعنی خودشو بزرگ دید
نه خودشو بالاتر دید بعد خدای تبارک و تعالی خطاب کرد
برو بیرون که بر تو لعنت است شش هزار سال عبادت
بعد حضرت در نهج البلاغه می فرماید که حالا چه بسا این ۶۰۰۰ سال چی باشه اونوری باشه
نه دنیایی اگر فرضم بکنیم که دنیاییه بابا ۶۰۰۰ سال مگه ما چقدر عبادت میکنیم ۷۰ سال عبادت کنیم
۸۰ سال هنر کنیم ۱۰۰ سال عبادت کنیم این ۶۰۰۰ سال عبادت
بعد به خاطر یه تکبر اخراج شد خب حالا دلیل اینکه خداوند اینها رو ندید نی گیری چیه
به خاطر اینه شیطان از کیا بوده از کافرین بوده
بعضی اینجا کان رو شیطان کافر شد نه آقا چرا شد بود
چرا بود چون ریشهاش تو دلش بود تو دلش بود این کبره تو وجود
از همون اول تو وجودش بود عنایت کردید دقت کردید
حالا و لذا آدمی اگه بتونه وجودش رو تهی کنه حالی بکن از چی خالی بکنه
از کبر این آقا تمام محاسن تو وجودش چی میشه سرازیر میشه
مکارم اخلاق میاد نور میاد خدا ببین چقدر ما رو دوست داشته که
این نماز رو برای ما چیکار کرده تشریح کرده برای ما خدا قرار داده
که ماها تو این لجنزار نیفتیم توی این کثافت خانه تکبر نیفتیم
حالا شما تصور کنید آقا ما مسلمونیم هیچ دستوری از اسلام نیامده
مبنی بر چی نماز خوندن حس و حالمون چی میشد
اگه نماز نبود پیغمبر میآمد بعد همه احکامو میآورد جز هم یه دونه نمازه
آروم آروم توهم پیدا می کردیم اما همین که سر مثلاً اذان یهو میبینی
می چرخه دیگه می بینی اذان ساعت اذان صبح بعد ۳ نصف شب
مثل این سربازا بلند شی حرکت کنید وضو بگیری و بیای وایسی و مثل سرباز
دولا راست بشی و… اگه نبود ها آدم توهم میگرفتت می گفت ببین
بعد توی تمام این خدمتتون عرض بکنم عبادتها هم سجده یه چیز دیگه است
و لذا میفرماید که و من اللیل فسجد له از شب بخشیش رو بذار سجده کن
یعنی نه چند دقیقه شیی دراز رو به سجده و تسبیح بگذرون
بزار قشنگ با خضوع با خشوع پس ببینید در مقابل کبر و خودخواهی
چی میاد خضوع و خشوع میاد عبادت میاد بعد این سمبل این عبادتها هم میشه نماز
یعنی نماز یه معجونی است از همه اینها قیام رکوع سجود وقت و بیوقت مثل سرباز
اینجوری تا اون چیزو میبینه مافوق خودشو میبینه دستشو میذاره پاشو میکوبه زمین
آقا میدوئه الله اکبر لبیک آمدم جانم این فلسفه نمازه
بعد خدای تبارک و تعالی می فرماید از شب وقتی رو بزار سجده کن
و اگر سجده کردی انشالله خدا ببینید تو بندگی کن من همه چیزو در اختیار تو قرار میدم
منتها اگه بخوای خودت بندگی کنی میکشمت پایین میارمت پایین
میگن این آشیخ حسنعلی نخودکی میرفت کنار گنبد امام رضا
اونجا عبادت میکرد و اینا این خادمه میگه دیدم آقا رفته اونجا داره برف میاد
گفتم که یه خورده هیزم جمع کنم بزارم اگه سردش شد روشن کنه
میگه رفتم و دیگه موقع اذان صبح اومدم برف شدید داره میاد
اومدم بالا نگاه کردم دیدم آقا تو رکوعه اندازه چهار تا انگشتم برف رو کمرش
خوابیده حالا این شیخ حسنعلی نخودکی خب با ۴ تا کشمیش و انجیر و این چیزا مریضا رو چیکار میکرد
میگن این نائب التولیه چون قدیما متولی
حرم امام رضا رو رضا خان معین میکرد دیگه خب رضاخان میگفت
اونجا خودشو متولی میدونست اونجا یه نائب التولیه گذاشته بود
خود رضاخان میگفت من متولیام ولی نائب گذاشته بود
بعد این نائبی که میزاشت مثل خودش بود از این اروپا رفته ها و …
از بس حساس بود هر روز بچهها شو الکل میزد که اینا مریض نشن چند وقت گذشت و
آقا یه چند وقت گذشت و این بچهها حسبه گرفتن هی برد دکتر اینور
اروپا انگلیس رفته فلان جا رفته دکترا گفتن آقا بچههات خلاص
موندنی نیستن باید برن بعد پیشکارش گفتش که یه دکتری هم هست اینجا
خیلی مجرب همه جواب میگیرن ازش اگر اجازه بدی ما این بچهها رو
گفت کجا من همه دکترای اروپا رفته رو رفتم گفت نه این اروپا نه
گفت گمشو این حرفا چیه من میگم بچههام دارن میمیرن تو میگی
ببریمش فلان جا بعد دیگه ناچاراً دید بچهها دارن تلف میشن
گفت ببریم گفت بچهها رو که نمی تونیم ببریم خودمون بریم حالا
بچهها چون وضعشان خیلی خراب بود گفت حالا خودمون بریم ببینیم
که مثلاً چیه اومدن دیدن مثلآ یه حجره ساده فرش هم نداره و
هی چشم غره می رفت برا پیشکاره که ما رو کجا آوردی
آقا خلوت شد و رفتن جلو پیشکاره گفتش که حضرت آقا به شیخ حسنعلی نخودکی گفت
گفت حضرت آقا ایشون نائب التولیه حرم امام رضاست
بچه هاش حصبه گرفتن دکترام جواب کردن اگه میشه یه شما یه عنایتی بکنید
میگه آقا دست کرد تو جیبش دو تا انجیر درآورد گفت پرزهای لباسش هم چسبیده بود به این انجیر
گفت بیا آقا این نائب التولیه هم گرفت و گفت چیکار کنم
گفت بخور گفت آقا بچه هام مریضن من بخورم گفت آره میگم بخور
گفت میدونم میگم بخور اینم اونجا مجبوری انجیرهای پرز گرفته لباس شیخ حسنعلی نخودکی گذاشت
تو دهنشو خورد بعد اومد بیرون و شروع کرد به این پیشکار فحش دادن
مرد حسابی منو کجا آوردی من میگم بچههام مریض این میگه تو بخور
تو دیگه منو چی هی گفت گفت گفت میگه منم هیچی نگفتم
تحمل کردیم تا رسیدیم خونه و یهو دیدیم به تعجب بچه هاش دارن بازی میکنن
الله اکبر این بچههایی که جنازه شده بودن افتاده بودن رو زمین
دارن بازی میکنن حالا اون بنده ای که خضوع و خشوع کرد
اینجوری پیش خدا خدا هم همه چی چیکار میکنه براش
تو بندگی کن و خدایی پس این نماز اینجوریه حضرت زهرا میفرماید
نماز خدا گذاشته برای این انشالله خدا به آبروی فاطمه زهرا
این نماز رو برای ما پرمایهتر قرار بده
خب اسم آقا امام رضا آمد دلهامونو ببریم حرم باصفای امام رضا علیه السلام
انشالله به همین نزدیکیها به همین زودیها کنار حرم حضرت رضا علیه السلام زائر اون حضرت باشیم
چشم سرتونو ببندید یه لحظه به پای دل برید حرم
کنار قبر باصفات از راه دور رسیدم
ممنونتم امام رضا نکردی ناامیدم
به جون فرزندت جواد یا ثامن الائمه
دلم تورو خیلی میخواد یا ثامن الائمه
صجیعه الکرم یا ثامن الائمه
مگه ز آهو کمترم یا ثامن الائمه
جان جواد و مادرت یا ثامن الائمه
ما را مرانی از درت یا ثامن الائمه
اندر دم جان دادنم یا ثامن الائمه
یک دم بیا به دیدنم یا ثامن الائمه
بنیرم برات آقا جان تو حجره دربسته هی دست و پا میزد
اباسلط میگه دیدم هی زیر لب میگه پسرم جواد کجایی بابا
میگه امام جواد به معجزه آمد سر بابا به دامن گرفت
اما لایوم کیومک یا اباعبدالله
الشمر جالس علی صدرگ
حسین جان حسین جان



