حاج میثم ذوالقدر

مطالب دینی از حاج آقا ذوالقدر

میثم ذوالقدر

مطالب دینی از حاج آقا ذوالقدر

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه اول

 

در رابطه با شخصیت نازنین و عزیز آقا امیرالمومنین علی علیه الصلاة و السلام صحبت می‌کنیم

و خب امید داریم که این صحبت‌ها هم آمرزش گناهان مون بشه

و آمرزش حتی گذشتگانمون بشه پیامبر خدا فرمودند که

اگر می‌خواید خدا گناهان شما را ببخشه از فضایل علی بن ابیطالب و شخصیت او کمک بگیرید

که نگاه کردن به او عبادت و ذکر فضایل او هم عبادته

ببینید کلام آقا رسول خداست ما امیدمون همینه دیگه

ما رو با همین ذکر فضایل و این‌ها مورد رحمت خاص خودش قرار بده

یکی از مباحثی که مطرح میشه شجاعت امیرالمومنین علی علیه السلام هست

در ایمان آوردن به پیامبر خدا ببینید اون زمانی که هیچ کسی خب

اصلاً اعتنا نمی‌کرد به رسول خدا تهدید می‌کردند مورد شکنجه قرار می‌دادند

و اصلا جرم بود اگه کسی بیاد و غیر از اونچه که اون‌ها می‌خواند رو مطرح بکنه

شما بینید امیرالمومنین که مثلاً حالا در بعضی از نقل‌ها هست یه نوجوانی بوده

۷ ساله یا مثلاً نهایتاً ۱۳ ساله بنابر بعضی از نقل‌ها

خب او ایمان میاره به رسول خدا و و ابراز می‌کنه که این تو نهج البلاغه هستش

که خود آقا امیرالمومنین صلوات الله علیه می‌فرماید که

در تمام زمین تنها یک خانه بود که اهل اون به رسول خدا ایمان داشتند

و اون خانه خانه کی بود حضرت خدیجه سلام الله علیها که

حضرت خدیجه ایمان داشت ایمان آورده بود و من هم در اون خانه بودم

در خانه حضرت خدیجه که من هم نفر سوم اون‌ها بودم

یعنی حضرت خدیجه سلام الله علیها پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

و نفر سوم هم من بودم خب اینکه نوجوانی در اون شرایط

در اون وضعیت ایمان بیاره خب این به تب مواجه می‌شه با نگاه‌های تند

نگاه‌های ناروا فشارهای فراوان حتی پدر آقا امیرالمومنین صلوات الله علیه

که در ظاهر اسلام رو آشکار نکرده بود خب او هم به واسطه

همین ایمان آوردن این فرزند مورد فشار قرار گرفت و خدمتتون عرض بکنم

جناب ابوطالب یه نکته عرض بکنم به خاطر اینکه حاکم قبیله خودش بود

و می‌خواست روابط به هم نخوره و مثلاً اوضاع بر پیغمبر اکرم سخت نشه

ایمانش رو ظاهر نکرد ببینید این روایت از امام صادق علیه السلام که فرمود

مثل ابیطالب مثل اصحاب الکف مثل ایمانشون رو پنهان می‌کردند

و ظاهر این‌ها شرک می ورزیدن دیگه منتها ایمان داشتن

پنهانی و لذا خدا به اینا دو تا پاداش میده جناب ابوطالبم مثل اصحاب کهف رو داره

او هم به خاطر همین ایمان آوردن فرزندش یه خورده سخت شد

و این‌ها و این رو عرض بکنیم عرضمون تمام موقعی که کفار دیدن که

نمی‌تونن در مباحثه و مناظره با پیامبر اکرم فائق بیان و غلبه بکنند

رو آوردن به یه کار به اصطلاح ما کثیف و اون این بود که

این‌ها زن‌ها رو تطمیع می‌کردند پول می‌دادند یا فشار می‌آوردند

کودکان رو مثلاً با یه شکلاتی با یه خرمایی چیزی یا آدمای بی ادب

آدمای بی‌کله رو این‌ها رو می‌فرستادند این‌ها میومدن با توهین

با پرتاب کردن اشیا به سمت آقا رسول خدا به پیغمبر جسارت می‌کردند

هدف چی بود از این کار ۴ تا زن بچه رو بفرستی بره

هدف چی بود هدف کفار شکستن ابهت رسول خدا بود اینا می‌خواستن

ابهت پیغمبر اکرم رو بشکند و خب پیغمبر اکرمم رحمت للعالمین بود دیگه

وقتی می‌دید یه بچه داره بهش سنگ پرتاب می‌کنه نمی‌رفت

یه لگد بزنه از این کارها که نمی کرد که نمیشد می‌خورد به آقا رسول خدا

که اون کارو بکنه و لذا این نقلی که من عرض می‌کنم خدمتتونو

این نقل خوب گوش کنید آقا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم

می‌فرماید پیغمبر وقتی که در مکه بود کسی جرات نمی‌کرد بهش جسارت کنه

به خاطر جایگاه ابوطالب رئیس قبیله بود حاکم در به اصطلاح تو قریش مکه بود

جایگاه ابوطالب یه جایگاهی بود کسی نمی‌تونست جسارت بکنه

اینا اومدن بچه‌ها رو گول زدن شکلات داد دست بچه خرما داد دست اون بچه

که بره چیکار کنید تا پیغمبر خارج شد از خونه برید بچه‌ها سنگ بندازید

خاک بپاشید اونجا امیرالمومنین۷ سالش بوده ۸ سالش بوده

خب پیغمبر شکایت کرد از این قصه به امیرالمومنین قربانت برم یا امیرالمومنین پیغمبر فرمود به ابی انت و امی ببخشید امیرالمومن وقتی شکایت کرد

آقا رسول خدا به امیرالمومنین تو بابا یه چنین قصه‌ایه

بچه‌ها میان سنگ پرتاب می‌کنن فقال ابی انت و امی

یا رسول الله امیرالمومنین عرض کرد پدرم مادرم فدات آقا جان

فدای شما این سری خواستی بری بیرون از این به بعد می‌خوای بری بیرون

منم با خودت ببر بیرون می فرماید که امیرالمومنین پس پیغمبر از خانه

اومد بیرون و با او آقا امیرالمومنین بود بچه‌ها دیدن تا پیغمبر از خونه خارج شد

سریع دویدن اینا سنگ برداشتن و خاک برداشتن شروع کردن

پرتاب کردن سمت آقا رسول خدا مثل روزهای گذشته

یهو دیدن آقا این کودک الان هفت هشت ساله ۹ ساله

 

یهو دیدن حمله ور شد به سمت اون‌ها حمله کرد سمت اون‌ها

علی علیه السلام گوش اینا و مثلاً خدمتتون عرض بکنم این لپ صورت اونا رو گرفت یک

فشاری داد و یه فشار حالا چه مدلی داد خدمتتون عرض بکنم که

این‌ها پراکنده شدن این بچه‌ها رفتن خونه‌هاشون با

گریه رفتن پیش باباهاشون و یقولون بابا می‌پرسیدن که چی شده

چرا بچه جون برای چی بعد این بچه‌ها می‌گفتند که ما رو گوشمالی داد

کی گوشمالیتون داد گفتن علی گوش مالیمون داد گوش مالیمون داد علی

گوششمالیمون داد که علی

به خاطر همینه یکی از نام‌های امیرالمومنین علیه سلام قضیم

به امیرالمومنین میگن قضیم رو این حساب گوشمالی دهنده

اون بچه‌هایی که کفار و منافقین این‌ها رو آماده کرده بودند

پس این کودکی آقا امیرالمومنین شجاعت امیرالمومنین در

ایمان آوردند به خدا به رسول خدا و این دفاع و حمایت امیرالمومنین

در همون کودکی و لذا انشالله خداوند متعال توفیق به ما بده

ما هم مدافعان بیم ولایت باشیم از آقا امیرالمومنین کمک می‌کنه دیگه و

انشالله از خود آقا امیرالمومنینم مدد بگیریم تو زندگیمون

صلی الله علیک یا اباعبدالله

صلی الله علیک یا اباعبدالله

صلی الله علیک یا اباعبدالله

زان تشنگان هنوز به عیوق می‌رسد

فریاد العطش ز بیابان کربلا

بودند دیو و دد همه سیراب و می‌مکید

خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا

یه توفیقی عزیزان اینکه ما زبانمون وا بشه اول صبح

اشک چشممون روان بشه اول صبح به مصائب ارباب دو عالم حسین

اون ساعتی که آقا می‌گفت جگرم از تشنگی می‌سوزد یه جرعه آب بدید

شمر لعنت الله علیه نشسته بود سینه امام ابی عبدالله الحسین

این جملات رو که می‌فرمود این نامرد به جای اینکه یه شفقتی تو دلش بیاد

یه عطوفت یه مرتبه گفتش که حسین جایزه‌هایی که یزید به ما میده

از شفاعت تو و جدت رسول خدا بالاتره بعد این نامرد حالا خیلی قصه‌های دردناک اینجا هست

خیلی قصه‌های دردناک هست این نامرد دستو داده بود چه کسی این‌ها خب مشک‌هاشونو

ظاهر پر می‌کردند می آوردن جلو چشم زن و بچه جلو چشم ابی عبدالله خالی می کردن در زمین

این انقدر دردناک نبود اون ساعتی که زینب سلام الله علیها ببینه

یه نامردی روی سینه برادر نشسته

از حرم تا قتلگاه زینب صدا میزد حسین

دست و پا می‌زد حسین زینب صدا می زد

حسین جان حسین جان

Share on telegram
تلگرام
Share on whatsapp
واتس آپ
Share on facebook
فیس بوک
Share on linkedin
LinkedIn

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *